سرويسكار
سرويسكار
تعمير لوازم خانگي و سرويس لوازم خانگي

 
تاريخ : دوشنبه سیزدهم اسفند 1386

           نیمه هادی ها                                                  Diode

سلیکونی

ژرمانیومی

نیمه هادی ها یا نیمه رسانا ها :  این قطعات بخش بزرگی رادرالکترونیک را تشکیل می دهند و انواع گوناگــون دارند که درادامه به معرّفی آنها 

 می پردازیم،  بحث درباره نیمه هادیها و قطعات  بسیارزیاد و گستـــرده است ، سعی می شود چکیــده ای درحد ضــرورت و عامیــــــانه  بیان شود

 برای ورود به بحث نیمه هادیها ازدیود شروع می کنیم

دیود:   قطعه ای است که ازیک طرف برق را عبورمی دهد و ازیک طرف عبور نمی دهد و انواع مختلفی دارد و هرنوع نیز کاربرد خاصّی دارد

 پس درادامه به معرّفی انواع دیودها و کاربردشان پرداخته و روش تست آنها را نیز توضیح می دهیم

درنقشــــه فوق برق متناوب که

توسط ترانس کــــم شده است با

یک دیود به برق مستقیم  تبدیل

شده است، یکسوکننده        1

       

     

دیود معمولی :  این نوع دایودها کاربردهای عمومی دارند ، ازاین دایودها می توان به عنوان: یکسوکننده ، محافظت کننده ، جداکننده وچندین مورد

  دیگراستفاده کرد،  برای مثال برای یکسونمودن برق متناوب وتبدیل به برق مستقیم می توان از1 الی 4 دیود استفــــــاده کرد، یا برای جلوگیری از

اشتباه وصل شدن برق مثبت و منفی درتغذیه دستگاه ها یا بردهای الکترونیکی می توان استفاده کرد یا برای مخلوط نشدن 2 برق مستقیم دردستگاه

 یا بردها به طوری که دوبرق مستقیم ازدومنبع تغذیه جداگانه داشته باشیم و به صورت همزمان این دو برق به دستگـاه یا برد وصل باشد تا هرکدام

   ازبرق ها ازکارافتاد یا قطع شد، دستــــــگاه با برق دیگربه کارش ادامه داده و خللی درکاردستگاه یا برد بوجود نیاید.  برای آزمایش  دیود معمولی

 بهتراست خارج از مدارباشد یا یکی ازپایه هایش آزاد باشد اگراز یک مالتیمتـــــــــر دیجیتالی که امکان تست دیود دارد استفاده شود، درحالی که لید

 قرمز به آنــد و لید ساه به کاتد وصل شود،  یک ولتاژی زیر 1 ولت نشان داده شده و نشانگـــــر سالم بودن دیود است، برای اطمینان بیشترازسالم

  بودن دیود، کلید مالتیمتردیجیتالی را روی اهم گذاشته و ازهردو طرف دایود را چک کنید که نباید اهمی نشان داده شود

دیودها دراشکال مختلف وبا ولتاژ و آمپرهای گوناگون وجود دارند، دیود های فلزّی اکثرا برای داغ نشدن روی هت سینک بسته می شوند، هت

سینک ها درالکترونیک معمولا ازجنس آلومینیوم هستند

   2     3

 

4

5

با توجّه به شکل های :  2-3-4-5 سمت چپ ، هرگاه دایود درجهت صحیح قرارداشته باشد، برق را عبورداده و اگربه صورت برعکس درمدار

قرارگیرد، برق را عبورنمی دهد( دیود راهم می توان درخط منفی وهم درخط مثبت قرارداد) .فرض کنید درشکل 2 و 3 لامپ یک دستگاه یا برد

است که باید حتما برق ورودی آن مثبت و منفی اش درنظرگرفته شود وگرنه صدمه می بیند، درشکــل های 2و3 اگر جای + و - عوض شودهیچ

برقی وارد دستگاه نشده و هیچ اتّفاقی برای مداریا دستگاه یا برد نخواهد افتاد

6

  شکل نقشه ای دایود معمولی 

   

   

دیود سه سر

درشکل شماره 6 دستگاهی داریم که حیاطی است به همین خاطربرای دستگاه 2 برق درنظرگرفته ایم،  یکی برق باطری و دیگری برقی است که

توسط ترانس ودیودهای یکسوکننده به برق 12 ولت تبدیل شده و به برق متناوب شهر وصل است،  بنابراین چه هردو برق وجود داشته باشند وچه

یکی ازبرق ها به دلایلی قطع شود، دستگاه به کارخودش ادامه خواهد داد،  یکــی ازدستگاههای حیاطی و مهمّ ،  سیستم هشداردهنده دود و آتش در

تاسیسات یا ساختمانها است،  دراین سیستم ها موقعی که برق شهروصل است باطری ها نیز شارژ می شوند و به محض قطع برق شهر باطری ها

برق مورد نیاز سیستم را تامین می کنند

بریج دیود (پل): این قطعه از4 دیود تشکیل شده است و درمدارات تغذیه برای یکسونمودن برق متناوب استفاده بسیارگسترده ای دارد، بریج دیود با

ولتاژ و آمپرهای گوناگـون وجود دارد ضمن اینکه اشکال متنوّع نیز ازاین قطعه  به چشم می خورد، بریج دارای 2 پایه  ورودی برق متناوب است

و دوپایه دیگر + و - خروجی برق دی سی است لذا برای تست آن دو سر ورودی  ازیک طرف با پایه + اهم نشان می دهد و ازطرف دیگـر نشان

نمی دهد،  همچنین دوسرورودی با پایه - منفی نیز باید ازیک طرف اهم نشان داده و ازطرف دیگــــــرنشان ندهد برای اطمینان دوسر ورودی برق

متناوب را نیز تست می کنیم که ازهیچ طرف نباید اهمی نشان دهد و دو پایه + و -  نیز ازیک طرف باید اهمی 2 برابر یک دیود نشان دهد، تست

فوق با مالتیمترعقربه ای بود با مالتیمتــردیجیتال به جای اهم باید ولتاژی زیر1 ولت دیده شود مثل تست دیود معمولــــــی که دربالا توضیح داده شد

دیود سه سر : این قطعه هم از2 دیود تشکیل شده و درمدارات مختلف مثل منبع تغذیه ها کاربرد فراوان دارد، تست آن به این صورت است: یک

پایه با دو پایه دیگرباید ازیک طرف اهم نشان دهد و ازطرف دیگرنشان ندهد  

  شکل نقشه ای زنردیود

روی بدنه زنردیودها ولتاژشان نوشته می شود

و برای مشخّص نمودن کاتد روی بدنه نزدیک

پایه کاتد یک نواری سیاه دیده می شود

روش های تست دیود زنر

روش اوّل : مالتیمتر را روی حالت دیود قرار

داده و مثل دیود معمولی همانند شکل های بالا

زنررا تست کنید

روش دوّم :  یک مقاومت 220اهم را با زنر

سری ببندید و منبع تغذیه متغیّررا روشن و پیچ

تنظیم ولتاژش را بچرخانید تا ولتاژخروجی آن

روی 0 قرارگیرد( فرض براین است که منبع

تغذیه شما پیچ کنتــــــرل جریان ندارد)  سپـس

یک سرمقاومت را به  +  منبع تغـــذیه وصل

کنید ، آند زنر را به  -  منبع تغذیه وصل کنید

سردیگرمقاومت را به کاتـــــد زنر وصل کنید

مالتیمتررا روی حالت ولتاژ دی سی قرار داده

ولیـــــد منفی و سیاه آن را به منفی منبع تغذیه

وصل کنید،  لیـد مثبت و قرمز را به کاتد زنر

وصل کنید، حالا ضمن نگاه کردن به نشانگـر

ولتاژ منیع تغذیه و نشانگر مالتیمتر، به آرامی

وکم کم پیچ تنظیم ولتاژ منبع تغذیه را چرخانده

تا جایی که  مشاهـــده شود که ولتاژمنبع تغذیه

کمی بالاتر از ولتاژی است که روی مالتیمتــر

دیده می شود،  زنررا با دوانگشت بگیـــرید و

گرمای آن را درنظرداشته باشید و ولتاژ منبع

را بازم کم کم ببرید بالا،  هرموقــــع احسـاس

کـــــردید زنرازحالت گـرم به حالت داغ شدن

نزدیک می شود،  کاررا متوقّف کنیــــد و به

ولتاژی که روی مالتیمتـــر دیده می شود نگاه

کنید ،  این همان ولتاژ زنر است که معمــولا

روی بدنه اش می نویسند، ممکــن است  کمی

اختـلاف ببینید که عواملی همچون کالیبــــــره

نبودن مالتیمتــر،  جنس زنر و تلـــرانس مدار

باعث این اختلاف می شود

دیود زنر :   ازدیود زنر برای ثابت نگهداشتن ولتاژ و مدارات حفاظتی استفاده می شود پس وظیفه آن تثبیت ولتاژاست. دیودهای زنر درولتاژها و

وات های گوناگـــــونی وجود دارند،  فرقی که بین دیود زنر و دیود معمولی هست این است که دایود معمولی ازیک طرف برق را عبور ومی دهد

وازیک طرف عبور نمی دهد و اگر ولتاژ و جریانی بیشتر ازولتاژ و جریان نامی دیود ازآن بگذرد،  می سوزد درصورتیکــه در دیود زنر ازیک

طرف برق را عبور می دهد و ازطرف دیگر هم اگر ولتاژ بالاتر از ولتاژشکست آن شود، بازهم برق را عبورمی دهد که اگرولتاژ بیش ازحد باشد

زنردیود می سوزد، دراینجا برای درک بهتر زنرمثالی می زنیم ،  فرض کنید می خواهیم از برق خودرو که 12 ولت است،  یک انشعابی بگیریم

برای شارژ کـردن موبایل،  برای این کار نیاز به یک مقاومت و یک زنردیود داریم بستگی به ولتاژ مورد نیازی که برای شارژ موبایل داریم باید

زنر و مقاومتی را به صورت پشت سرهم یا سری درخط مثبت برق خودرو وصل کنیم برای مثال برق مورد نیازما  5 ولت است پس یک زنــــر

پنج و یک دهم ولت نیازداریم که بهتراست حداقل 1 وات قدرت داشته باشد،  برای انتخاب مقاومت فرمول هایی وجــــود دارند منتها ما دراینجا از

روش تجربی و کاربردی استفاده می کنیم، پس یک ولوم 3 سر 500 الی 1000 اهمی تهیّه کنید،  یک سرکناری ولوم را به یک سر فیوز1آمپرو

دوسر باقیمانده ولوم را بهم وصل کرده و جفت شان را به کاتد زنردیود وصل کنیـد، با اهم متر دوسرکناری ولوم را اندازه بگیرید دراین موقع باید

حداکثر اهم را که برابر مقداراهم ولوم است، روی اهم متر مشاهده کنیم اگرچنین نبود اهرم ولوم را بچرخانیــد تا حداکثرمقاومت  روی اهم متردیده

شود ، پس باید ولوم را طوری فعلا درمدار مابین  فیوز و کاتد زنردیود قرار دهیم که حداکثـــراهم را داشتـــــــه باشد ،  بعد از اطمینان ازوضعیّت

ولوم، آند زنر دیود را به برق منفی خودرو وصل می کنیم و مالتیمتررا روی حالت میلی آمپر قرار داده و به صورت سری لیدهای آن را مابین سر

دیگر فیوز و برق باطری وصل می کنیم ،  حال موقع آن رسیده تا با چرخانـــدن ولوم ولتاژ و آمپر مورد نیاز برای شارژ موبایل را تنظیم کنیــــم

درحالیکه با دقّت به صفحه نشانگر مالتیمتر که درحال حاضر آمپر را به ما نشان میدهد، نگاه می کنیم شروع به چرخاندن آهسته ولوم می کنیم، با

توجّه به زنر1 وات 5 ولتی که داریم، ولوم را آنقدر می چرخانیم تا روی صفحه مالتیمتر50 الی 200 میلی آمپر را مشاهده کنیم  بهتــراست روی

میلی آمپر 150 تنظیم کنیم و این آمپر برای شارژ موبایل کافی است ضمن اینکه نه به قطعات فشار می آید و نه به باطری گوشی موبایل،  بعد از

مراحل آزمایشی فوق،  بدون اینکه  ولوم را  بچرخانید  یا  تغییــر نمایــد ،  لیدهای مالتیمتـــر را جــدا کرده و آن را روی حالت انـــــــدازه گیــری

اهم قرار دهید و مقداراهم مابین دوسر ولوم را اندازه گیری کنید که خواهیـد دید خیلی از مقداراهم اصلی ولوم کمتراست که معمولا دراین مدار باید

زیر 100 اهم باشد، پس از مشاهده مقدار اهم، کارشما تمام است فقط باید یک مقاومت 1 الی 2 وات معمولی به جای ولوم قراردهید و مدارتان را

برای استفاده  آماده کنید، بهتراست یک دیود معمولی نیز به مدارتان اضافه کنید! توّجّه داشته باشید درحین انجام آزمایشات فقط مواقعیکه لازم است

برق باطری را وصل کنید و درمواقع تغییرات مدار و ... برق حتما قطع باشد ضمن اینکه باید مواظب باشید برق + باطری به بدنه خودرو اتّصال

نکند برای اینکه خیالتان راحت باشد و برای ایمنی% 100 ازهمان ابتدا برق باطری را ازطریق فیوز که در بالا توضبح دادم دم دستتان قرار دهید

برای محاسبات و بدست آوردن مقدارمقاومت و آماده کـردن مدار می توان در منزل با داشتن

یک منبع تغذیه راحتترکاررا انجام داد که روش صحیح نیز همین است درادامه آموزش روش

درست کردن یک منبع تغذیه را به شما پیشنهاد خواهیم کرد، برای آزمایشات و آموزش های

عملی وجود یک منبع تغذیه ضروری است  منبع تغذیه های آماده دربازار موجود هستند ولی

ممکن است هزینه بالایی داشتـــه باشند،  یک منبع تغذیه 0 تا 30 ولت 3 آمپر مناسب است

زنردیود ها با استادارد خاصّی ازنظرولتاژی وجود دارند، موقع انتخاب زنر، زنری انتخاب

کنید که ولتاژ آن مناسب نیازتان باشد، نمونه رنجهایی ازولتاژ زنرها به ترتیب زیراست که

البتّه دروات های گوناگون نیزوجود دارند

4.7V 5.1V 5.6V 6.2V 6.8V 7.5V 8.2V
9.1V 10V 11V 12V 13V 15V 16V
18V 20V 22V 24V 27V 30V 33V
36V 39V 43V 47V 51V 56V 62V
68V 75V 100V 200V      

تست دیود شاتکی مثل دیود معمولی است بااین

تفاوت که حدود0.5 ولت کمترازدیود معمولی

روی مالتیمتردیجیتالی باید دیده شود

دیود شاتکی :  سرعت قطع ووصل دیود شاتکی نسبت به دیود سلیکونی معمولی بیشتر است و درمداراتی که باولتاژکم و جریان زیاد کارمی کنند

کاربرد دارد،  ولتاژ شکست دردیود شاتکی 0.2  ولت است درصورتیکه ولتاژ شکست دیود معمولی 0.7 ولت است ،  بنابراین ازدیود شاتکی در

مداراتی با سوئیچینگ سریع استفاده می شود، شکل این دیود همانند دیودهای معمولی است منتها علائم روی بدنه و شماره های نوشته شده روی آن

نشانگر مشخّصات دیود شاتکی است

تست این دیود مثل دیود معمولی است دیود تانل : این دیود برخلاف دیودهای دیگر،  درتغذیه معکوس جرایان را عبورمی دهد و درحالت تغذیه مستقیم اگرولتاژ دوسرآن ازحدّ مشخّصی

بیشترشود،  جریان عبوری کاهش پیدا می کند،  این دیود درمداراتی با فرکانس بالا و درمدارات نوسان ساز کاربرد دارد

تست پین دیود مثل دیود معمولی است پین دیود : عملکرد این دیود با دیود معمولی فرق دارد، این دیود درفرکانس های بالا مورد استفاده قرار می گیرد، هنگامی که درفرکانس های بالا

جریانی ازآن عبور می کند، مقاومت آن نسبت به مقدارجریان عبوری کم و زیاد می شود یکی ازموارداستفاده آن برای کنترل دامنه وفرکانس است

Varicap or varactor

دیودواریکاپ یا واراکتور

دیود واراکتور : این دیود حالت خازنی دارد و ازخاصیّت خازنی آن  برای تغییرات فرکانس یا ثابت نگهـــداشتن فرکانس استفاده می شود، این دیود

شبیه خازن متغیبر است و یکی از کاربردهای آن درگیرنده های رادیویی موج اف ام و تیونرهای تلویزیونی است درضمن ظرفیّت خازنی آن بستگی

به مقدارولتاژ معکوسی است که به آن اعمال می شود، تست این دیود مثل خازن است و درمحدوده پیکوفاراد است

      فتو دیود : عملکرد این دیود بستگی به نوری دارد که به آن می تابد و شکل آن متفاوت با دیود های دیگراست، شکل این دیود می تواند مثل دیود

نوری یا همان ال ای دی باشد ،   یکی از کاربردهای این نوع دیود درسیستم های صوتی وتصویری درقسمت مکانیزم است به طورمثال وقتی در

یک ویدئو نوارموقع پخش به آخرمی رسد، نور محوطه این دیود بهم می خورد و باعملکرد این دیود فرمان استپ یا عقب اجرا می شود. تست این

دیود به این صورت است که موقع تست مقدار نشان داده شده نسبت به نور تغییر می کند، البتّه باحسّاسیّت های مختلفی وجود دارند

Light-emitting diodes    (  LED )

7Segment       

رنگ سایز ازولتاژ تاولتاژ
مادون قرمز معمولی 1.2 1.7
قرمز ----- 1.5 2.4
نارنجی ----- 2.1 2.2
زرد ، سبز ----- 1.7 2.8
سفید،آبی،بنفش ----- 3 4
ماوراءبنفش ----- 4.2 4.8
دیود نوری یا ال ای دی  :  این دیود را دیگرهمه ما دیده ایم و بسیار پرکاربرد است،  این دیود نوری در رنگ و شکل های گوناگــــونی به چشم

می خورد، ازموارد استفاده این دیود می توان مواردی همچون  گوشی موبایل، دستگاه های صوتی وتصویری و پنل های خودرو رانام برد،  تست

این دیود با مالتیمتردیجیتال مثل دیود معمولی است ولی اگربا مالتیمتر آنالوگ که درحالت اهم باشد،  این دیود را تست کنیم ممکن است درحین تست

اگرسالم باشد، روشن شود، با مالتیمتـر عقربه ای ازیک طرف اهم نشان می دهد و ازطرف دیگرعقربه نباید حرکت کند، ال ای دی ضمن اینکه در

اشکال و رنگ های گوناگون وجود دارد، ولتاژهای کاری آن ها نیز تفاوت دارد ممکن است 1.7 یا 3 یا 5 ولت باشد،  پس موقع کاربا ال ای دی

قبل ازوصل کردن ولتاژ مشخّصات آن را مدّ نظر قراردهید ولی اگر دسترسی به مشخّصات آن امکان پذیر نیست،  برای روشن کــردن آن ازولتاژ

کم مثلا 1.5 ولت شروع کرده و اگرنور آن غیر طبیعی است، کم کم ولتاژ را زیاد کنید،  ولتاژ تعدادی ازدیودها را جدول سمت چپ می بینید

سون سگمنت : این قطعه از7دیود نوری تشکیل شده و دررنگ و ابعاد گوناگون وجود دارد، تست آن به این صورت است: یکی ازپایه ها مشترک

است و 6 پایه های دیگرهرکدام پایه کاتد یکی ازدیودها است بنابراین مثل ال ای دی معمولی قابل تست است 

Shockley diode

دیود شاکلی : دیود معمولی از2 قطعه پی و ان تشکیل شده ولی دیود شاکلی از4 قطعه پی و ان تشکیل شده است این دیود مانند یک کلید عمل میکند

به طوری که فرمان عملکرد آن با ولتاژ دو سرآن انجام می شود، وقتی ولتاژ دوسرآن به حدّ ولتاژ تعریف شده برسد به کارمی افتد این دیود درحالت

قطع، ولتاژهای بالا را تحمّل می کند و درحالت هدایت جریان های بالایی را می تواند عبوردهد مثل ولتاژ400 ولت وجریان 100 آمپر

Constant current diodes,Gunn diode

IMPATT diode ,Snap diode,

امپت دیود: فعلا اطّلاعات درمورد این دیود به زبان انگلیسی است، درصورت تمایل اینجا کلیک کنید

سایردیودها : دیودهای ویژه دیگری نیز وجود دارند و کاربردهای ویژه ای نیز دارند که به دلیل سنگین شدن بحث دیودها به نام بردن آنها اکتفا کرده

ودرآینده که روند آموزش به سطح بالاتری برسد درمورد این دیود ها توضیحاتی ارائه خواهد شد انشالله

Avalanche photo diode ,Laser diodes

    نوعی دیود لیزر 

لیزردیود  ،  اوالانچه فتودیود  ،  اسنپ دیود    ،  گان دیود  ،  کانستند کرنت دیود

ما همین جا بحث دیودها رابه پایان می بریم، برای شناسایی دیودها وکلیّه قطعات الکترونیکی کتابها و سی دی هایی وجود دارند که درادامه آموزش

وصفحات بعدی به معرفی نمونه ای ازآنها خواهیم پرداخت

 



ارسال توسط
 
تاريخ : دوشنبه سیزدهم اسفند 1386

آشنایی مختصری با :  دیاک      ترایاک  تریستور        SCR       TRIAC      DIAC                          

A1        A2

دیاک :  دیاک دوسردارد و کارش به این صورت است  تا زمانیکه ولتاژدوسرآن به حد ولتاژ شکست نرسد، جریانی را عبورنمی دهد، وقتی ولتاژ دوسرآن

 به حد ولتاژ شکست رسید، جریان را هدایت می کند ضمن اینکه ولتاژ دوسرآن نیز کاهش می یابد،  از موارد استفاده دیاک برای ایجاد پالس هایی برای کنترل

10 ترایاک می باشد ، برای انتخاب یک دیاک ، جریان و ولتاژشکست آن درنظر گرفته می شود، برای تست دیاک با مالتیمتر عقربه ای درحالت اهم و روی

 کیلو اهم دو سرآن را ازهردوطرف اندازه می گیریم که ازهیچ طرف نباید اهمی نشان دهد

    Triac

A1,A2   نام گزاری پایه ها

MT1,MT2     T1,T2

ترایاک نوری

ترایاک :  ترایاک از شش قطعه پی و ان ساخته  شده و دارای 3 پایه است ،  ازترایاک برای کنترل جریان متناوب استفاده می شود وانتخاب آن برحسب ولتاژ و

   آمپراست و دراندازه های گوناگون وجود دارد،  ، برای شناسایی یک ترایاک و پایه های آن باید به کتاب مشخصّات یا نرم افزارهای مرتبط مراجعه کنید،  بعد از

شناسایی ترایاک و پایه های آن برای تست با اهم متر دو پایه آن ازهیچ طرف نباید اهمی نشان دهند و پایه سوم با یکی ازدوپایه قبلی ازیک طرف باید اهمی نشان

 دهد ،  ترایاک را ممکن است نتوان با اهم متر تست کرد برای اطمینــــان باید آن را درمداربه  طورعملی آزمایش نمود ضمنا نام گــزاری پایه های ترایاک ممکن

   است یکــی از روشهای سمت چپ باشد و برای استفاده رعایت پایه ها ( به جز گیت ) لازم نیست ،  ترایاک کاربردهای فراوانی دارد مانند :  دیمرها  ،  مدارات

کنترل دستگاه های خنک کننده ، بعضی ازمحافظ های یخچال و فریز که به جای رله  از ترایاک استفاده می شود وهمچنین درمدارکنترل پنکـه هایی که کنترل از

راه دور دارند و ....، ترایاک نوع نوری هم وجود دارد که گیت آن به نورحسّاس است، ترایاک مانند یک والو دو طرفه است چون هردو نیم سیکل موج را عبور

میدهد ، با توجّه به توضیحات بالا،  برای درمدارقراردادن یک ترایاک کافی است پایه گیت را شناسایـی کنیم  ، گیت باید جایش درمدار ثابت و مشخص باشد ولی

 جای دوپایه دیگررا می توان با هم جابجا نمود

       SCR

   

تریستور حساس به نور

تریستور :   تریستور مانند یک دیود با یک پایه اضافی به نام گیت است ،  دو شرط برای به کارافتادن تریستور باید مهیّا باشد: اول اینکه آند به مثبت و کاتد به

منفـــــی وصل باشد ( تغذیه مستقیم ) ،  دوم اینکه به پایه گیت آن فرمان داده شود ( تحریک شود ) دراین صورت تریستــور جریان را هدایت می کنـد و با یک

فرمان تریستور شروع به هدایت جریان کرده و با قطع فرمان ،  همچنان به کارش ادامه می دهد. تریستور دردو نوع گیت مثبت و گیت منفی وجود دارد،  برای

شناسایی آن باید به کتاب مشخصّات مراجعه نمود.  درواقع تریستور مانند کلیدی است که ازطریق گیت کنتـــرل می شود ،  ازتریستور درمدارات شارژ، کنتــرل

دور، کنترل نور و .........استفاده می شود، تست تریستور همانند ترایاک است ضمن اینکه تست آن با مالتیمترهمیشه امکان ندارد یا مطمئن نیست،  تریستور هم

مانند ترایاک نوع  نوری آن هم وجود دارد که گیت آن به نورحساس است ،  فرق مابین تریستور و ترایاک  اینست که ،  ترایاک مثل یک والــو دو طــرفه است

ولی تریستور مانند یک والو یک طرفه است و کاتد و آند آن باید درمدار جایشان مشخص باشد یعنی + و - آن رعایت گردد

SCS تریستور با دوگیت : این قطعه همانند تریستور است منتها دو گیت منفی و مثبت دارد و درواقع یک سوئیچ کنترلی است  طوری که می توان از تحریک مثبت و

منفی برای کارکردن تریستور استفاده کرد

1 درشکل 1 یک مداری را مشاهده می کنید که ولتاژ متناوب توسط ترانس به 12 ولت متناوب  تبــــــدیل شده و برای روشن و

خاموش کردن لامپ به سر لامپ و ترایاک وصل شده است ، دراین مدار وقتی سویچ 1 یا 2 وصل شود، لامپ نصفه روشن

می شود ولی اگر هردو سویچ همزمان وصل شوند ، لامپ کامل روشن می شود،  دیودها باعث می شوند تا فقط نیم سیکل به

گیت ترایاک وصل شود درنتیجه اگرهردو سویچ وصل شوند، سیکل کامل به گیت ترایاک رسیده و لامپ کامل روشن می شود

مقدارمقاومت های 1 و 2 بین 100 تا 220 اهم درنظرگرفته شده است و نوع دیودها هم معمولی مثلا 4148 هستند، ترایاک

 هم می تواند یک ترایاک معمولی 100 ولت 2 آمپر باشد

       2 درشکل 2  یک مدارنمونه با تریستور را می بینید ، دراین مدار وقتی منبع تغذیه را روشن کنیم یا وصل کنیم ،  لامپ روشن

نخواهد شد ،  با فشاردادن کلید روشن و رها کردن آن، گیت تریستور تحریک شده و لامپ روشن می شود و روشن می ماند

برای خاموش کردن لامپ کلید خاموش را قطع و وصل می کنیم که لامپ خاموش شده و خاموش می ماند



ارسال توسط
 
تاريخ : دوشنبه سیزدهم اسفند 1386

ترانزیستور 

ترانزیستور : یکی ازپرکاربردترین قطعات درالکترونیک است و همچنین یکی ازاختراعات مهمّ بشراست که تحوّلی بزرگ بهمراه داشته است ، ترانزیستور نیز بسیار متنوّع است و بحث در

موردآن فراوان است ولی ازآنجا که روش دراین سایت برپایه عمومی و ساده بودن است ، مطالبی رادراین راستا خدمتتان ارائه می نماییم

ترانزیستورمعمولی دارای سه پایه است و دردو نوع ترنزیستورمنفی و ترانزیستورمثبت وجود دارد ،  ترانزیستـــورهای معمولی درشکل و اندازه های گوناگــونی وجودداشته و با قدرت های

مختلف و کاربردهای متفاوت به  چشم می خورند که بعضی ازاشکال ترانزیستورهارا درزیرمشاهده می کنید

  به ترانزیستورهای منفی ، ان پی ان گفته می شود  NPN  به ترانزیستورهای مثبت، پی ان پی گفته می شود  PNP
 C           B          E                      نام گذاری پایه های ترانزیستورهای معمولی مثبت و منفی ازحروف اوّل نام هرپایه گرفته شده است، پایه کلکتور ، پایه بیس ، پایه امیتر
دراینجا دو نمونه ترانزیستوررامشاهده می کنید که پایه های آنها نیزمشخص شده است و ترانزیستور سمت راست دارای یک زائده فلزّی

است که سوراخی هم تعبیه شده است ،  دراین نوع ترانزیستــور معمولا این زائده فلزی برای پیچ شدن روی هیت سینک و رادیات برای

 خنک شدن ترانزیستــــور درنظرگرفته می شود کـه البتّه این زائده به پایه وسط اتصال کامل دارد و موقع استفاده درمدار فرقی نمی کند

که پایه وسط ازطریق قسمت فلـزی به مدارارتباط پیداکند یا هم به طورمستقیم ،  منتهـا باید مواظب باشید قسمت فلـــــــزّی آن به قطعات

دیگـــــراطراف ، تماس پیدا نکند مخصوصا اگرهیت سینک آن بزرگ باشــد باید هت سینک روی برد مهارشود چون ممکن است براثر

 حرارتی که موقع کارکرد ترانزیستورتولید می شود، لحیم های پایه ها شل شوند و ترانزیستور ازسرجایش جابجا شده و به قطعات دیگربرخورد کند که باعث صدمه دیدن مدارخواهد شد

شماتیک نقشه ای نرانزیستـــــور معمولی مثبت و منفی را

دراین شکل می بینید ، همانطــــــورکه مشاهده می شود در

ترانزیستوربالایی، سرفلش که پایه امیترمی باشد، به طرف

بیرون است و درترانزیستــور پایین سرفلش به طرف داخل

است همیشه سرفلش را ان درنظربگیرید تا نوع ترانزیستور

را سریع تشخیص دهید، بنا براین مثلا درترانزیستور پایینی

اگرسرفلش ان باشد پس دو پایه دیگر هردو پی خواهد بود

 PNP      پس ترانزیستور پی ان پی می باشد

دراینجا هم تعداد دیگری از اشکال ترانزیستور را مشاهـــــــــــده می نمایید که به ترانزیستوربدنه فلزّی

بزرگ سمت راست،  ترانزیستـــور قابلمه ای نیز گفته می شود   (بدنه ترانزیستورقابلمه ای فلزی است

وبرای نصب آن یک عایقی مثل ورقه بسیارنازکی ازجنس میکا که به آن طلق ترانزیستورقابلمه ای هم

می گویند،مابین ترانزیستورومحل نصب قرارداده و باپیچ و مهره بسته می شود، پیچ و مهره مخصوص

هم برای این منظوروحود دارد) همچنین ترانزیستورهای کوچ و ریز اس ام دی را نیز درشکل می بینید 

ترانزیستورچگونه کارمی کند : کارکرد یک ترانزیستورمعمولی نوع منفی یا ان پی ان،  مثل کارکرد یک شیرآب است، همانطـــورکه یک شیرآب به یک منبع آب مثل آب شهروصل است و با

چرخاندن آن کم کم آب ازشیربیرون می آید، درترانزیستورمنفی هم اگرکلکتور به منبع تغذیه وصل باشد، با اعمال فرمان به بیس آن، از امیتر ترانزیستور خروجی خواهیم داشت و این خروجی

بستگی به مقدارولتاژی است که ما به بیس ترانزیستورمی دهیم، این یک مثال ساده و برای یک ترانزیستورساده دریک مدارساده بود تا آشنایی اوّلیه با کارترانزیستور را پیدا کنید، درادامه با

مثالها و توضیحات بیشتر، ترانزیستوررا بهترخواهید شناخت و فراخواهید گرفت که ازترانزیستور برای منظورهای گوناگون وبه چه نحوی استفاده می شود

مثال : درشکل سمت چپ یک ترانزیستــور داریم که بیس آن به یک میلـه نازک فلـزی داخل منبع وصل

است و میله فلزی دیگرهم توسط مقاومت به ولتاژ12 ولت وصل است، لامپـی هم داریم که یک پایه اش

مستقیم به برق 12 و یک طرفش به کلکتور ترانزیستور وصل شده، وقتی سطح آب درمنبع بالا می رود

ازآنجا که آب رسانا است ،  درواقع دو میله فلزی که دراینجا به عنوان حسگــریا سنسور استفاده شده اند

برقی که ازخط 12 ولت ازطریق مقاومت آمده را به بیس ترانزیستور وصل می کنند و ترانزیستور بکار

می افتد درنتیجه  ارتباط لامپ ازطریق کلکتور و امیتر ترانزیستـــــــور به منفی وصل می شود و لامپ

روشن می شود،   روش انتخاب و استفاده از ترانزیستورها به نسبت نیاز، فرق می کند دراین مدار یک

 با ولتاژ 60 ولت 1 آمپر استفاده شده و ترازیستور خاصیت سویچینگ دارد، لذا NPNترانزیستور منفی

برای اگاهی از مشخّصات ترانزیستورها لازم است به کتاب مرجع ترانزیستورها مراجعه شود

فرق بین ترانزیستور ان پی ان با ترانزیستور پی ان پی : درترانزیستور ان پی ان ولتاژ مثبت به کلکتور وصل می شود و ایمیتر به منفی، و برای شروع به کارکردن ترانزیستور باید یک فرمان

مثبت درمحدوده ولتاژ مثبت کلکتور به بیس اعمال کرد مثل شکل بالا که مشاهده می کنید ،  ولی درترانزیستـور پی ان پی یا ترانزیستور مثبت،  ولتاژ مثبت به امیتر وصل می شود و کلکتور هم

به منفی لذا برای بکارانداختن ترانزیستور پی ان پی باید یک ولتاژ منفـی درمحدوده ولتاژ منفی کلکتور به بیس اعمال کرد دراینجا می بینیم که ترانزیستــور پی ان پی جفت و قرینه ترانزیستـــور

منفی یعنی ان پی ان است، به توضیح و شکل زیر توجّه نمایید

درشکل بالا مداری با استفاده ازترانزیستور ان پی ان مشاهد می کنید، دراین شکل همان مداررا با استفاده از یک

ترانزیستــــور پی ان پی می بینید ف همانطـــور که ملاحظه می شود ،  دراین مدار ولتاژ 12 ولت مثبت به امیتر

وصل شده و همچنین بیس ترانزیستور ازطریق مقاومت به منفی وصل شده است   ( توجّه داشته باشید هیچ وقت

بیس ترانزیستور را مستقیم وصل نکنید حتما یک مقاومت به نسبت مدار، استفاده کنید که ما دراین مداراز مقاومت

صد اهمی استفاده کرده ایم) پس نتیجه می گیریم :  درترازیستـور مثبت ولتاژ امیتر نسبت به ولتاژ کلکتور و بیس

مثبت است و درترانزیستــور منفی ولتاز امیترنسبت به ولتاژ کلکتور و بیس منفی است ،  اضافه می کنم دربازار

ترانزیستورهای دوقلو که همه مشخصاتشان یکی باشد ولی یکی منفی و یکی مثبت، فراوان است مثل نمونه های

زیر که شماره اشان را مشاهده می کنید

BD140 PNP...BD139 NPN        ,        BD244C PNP...BD243C NPN          

تست ترانزیستور : چند روش برای تست ترانزیستورهای معمولی وجود دارد ، یکی ازمتداولترین روشها، تست ترانزیستوربا اهمترعقربه ای است که به شرح زیر است

اهمتررا روی حالت اهم قراردهید ، ترانزیستور را دردست بگیرید یا اگرگیره کوچک دارید، آن را به گیره ببندید، لید های اهم متررا به پایه های ترانزیستور درحالات مختلف وصل کنید و به

عقربه اهم متر نگاه کنید،  درنهایت حالتی را مشاهده خواهید کرد که یکی ازپایه ها ازیک طرف با دو پایه دیگر اهمی نشان می دهد و این اهم تقریبا برابر است، درهمین حال آن پایه ای که با

دوپایه دیگرازیک طرف راه می دهد، پایه بیس ترانزیستور است و نتیجه اینکه این ترانزیستورسالم است، روش بعدی تست با مالتیمتر دیجیتال است، به این صورت که مالتیمتر را روی حالت

تست دیود قرارداده و پایه های ترانزیستور را مثل روش فوق اندازه گیری می کتیم تا اینکه متوجه می شویم ،  یک پایه با دو پایه دیگر ازیک طرف یک عددی را روی صفحه مالتیمتر نشان

می دهد واز طرف دیگر نشان نمی دهد، پس این ترانزیستور سالم است، عددی را که درهنگام تست ترانزیستور مشاهده می کنید برای مثال دریک ترانزیستور معمولی حدود0.57 ولت است

وخیلی شبیه تست دیوداست چون درواقع ترانزیستور هم به نوعی ازدیود تشکیل شده است منتها به ساختاری ویژه

درشکل سمت چپ مشاهده می کنیم لید قرمز به کلکتور و لید سیاه به بیس ترانزیستور زده شده و روی مالتیمتر درحالت دیود، یک عددی را می بینیم

اگر لید قرمز  به امیتر نیز وصل شود، عدد فوق باید مشاهده شود، چنانچه سعی کنید با مالتیمتر دیجیتال ترانزیستور و دیودها را تست کنید، اطمینان

           باشد، وقتی لید قرمز به بیس وصل باشد عددی را مشاهده خواهید کرد  NPN  یشتری حاصل می گردد، دراین شکل اگر نوع ترانزیستور

HFE , hfe   Test

تست ترانزیستور بوسیله دستگاه ترانزیستورتستر یا مالتیمتری که حالتی برای شناسایی و تست ترانزیستور رادارند نیز روشی مناسب و شاید مطمئن تربرای تست انواع ترانزیستور های معمولی

می باشد، ترانزیستور مشخصات مختلفی دارد و یکی از این مشخصات ،( اچ اف ای) ترانزیستور است که درکتاب مشخصات معمولا دیده می شود، اچ اف ای به معنی ضریب تقویت ترانزیستور

است ، مثلا اگر درکتاب مشخصات ضریب تقویت یا همان اچ اف ای یک ترانزیستـــور عدد 200 باشد ، موقع تست آن با دستگاه ترانزیستور تستر یا مالتیمتر دارای این قابلیّت ،  باید عـددی در

محدوده 200 شاهده گردد که درصد خطا نیز باید درنظرگرفته شود بنا براین اگر عدد نشان داده شده 170 الی 230 باشد ترانزیستور قابل استفاده می باشد 

همانطور که قبلا روش کاربا مالتیمتر را توضیح دادیم، برای تست اچ اف ای ترانزیستورنیز باید کلید انتخابگر مالتیمتــر را ابتدا درحالت اچ اف ای یا ترانزیستور تست قرار دهید، اگـر روی

مالتیمتر برای نصب ترانزیستور تعدادی شیار یا سوراخ وجود داشته باشد باید دقّت شود پایه های ترانزیستور به طورصحیح قرار گیرند و کلکتور و امیتر و بیس ترانزیستـور هرکدام در جای

مربوطه به مالتیمتر وصل شود، معمولا کنار محل قرارگرفتن ترانزیستور روی مالتیمتر، جای پایه ها مشخص شده است و درصورتی تست موفقیت آمیز خواهد بود که پایه ها به طورصحیح

به مالتیمتر متصل شده باشند ، بهتر است قبل از تست ، پایه های ترانزیستور را شناسایی و برای خودتان مشخص کنید و این کار با استفاده از کتابهای مرجع به راحتی امکان پذیر است هرچند

با اهم متر نیز می توان پایه ها را مشخص نمود ولی اهمترها متفاوتند و بعضی اهم مترها  گمراه کننده هستند، درضمن اگرترانزیستور را ازروی بردی بیرون آورده باشید، می توانید از روی

برد نیز پایه های ترانزیستوررا شناسایی کنید

 بعضی از مشخصات  فنی یک ترانزیستور که ازطرف کارخانه سازنده ارائه می شود به شرح زیر است ، ممکن است روی نقشه ها نیز دیده شوند
ولتاژ کلکتور نسبت به شاسی VCC
ولتاژ امیتر نسبت به شاسی VEE
ولتاژ بیس نسبت به شاسی VBB
نوع ترانزیستور PNP , NPN
جنس ترانزیستور: ژرمانیوم یا سلیکان Si ,Ge
بهره یا گین یا ضریب تقویت HFE
ماکزیمم قدرت تلفاتی مجاز PTOT
کاربرد USE

 



ارسال توسط
 
تاريخ : شنبه چهارم اسفند 1386
 

 

اموزش لوازم خانگي

تعميرات لوازم خانگي دو دي وي دي 

اموزش لوازم خانگي

آموزش تعمیرات لوازم خانگی

 

آموزش لوازم خانگي

مجموعه آموزش تعمیرات لوزام خانگیاموزش لوازم خانگي

به صورت ویدئویی و به زبان فارسی

۶۵۰۰ تومان

 

آموزش تعمیرات لوازم خانگی به صورت ویدئویی  و به زبان فارسی

دارای محیط مالتی مدیا و ساعت ها فیلم آموزشی در 2 حلقه DVD

این مجموعه شامل :

آموزش تعمیر اتوی برقی
آموزش تعمیر بخاری برقی
آموزش تعمیر چرخ گوشت
آموزش تعمیر سشوار
آموزش تعمیر پلوپز
آموزش تعمیر جارو برقی
آموزش تعمیر سماور
آموزش تعمیر پنکه
آموزش تعمیر کولر آبی

نماهایی از محیط این مجموعه و فیلم های آموزشی :

دو حلقه DVD به صورت مالتی مدیا ( قابل اجرا در کامپیوتر و دي وي دي  )

***************************************
قیمت : ۶۵۰۰ تومان + هزینه ارسال
برچسب: آموزش, آموزش تعمیر, اتو, بخاری برقی, تعمیراتو لوازم خانگی, جارو برقی, سشوار, سماور, پلوپز, پنکه, چرخ گوشت, کولر آبی- اموزش تعميرات لوازم خانگي-فيلم اموزشي تعمير لوازم  لوازم خانگي-آموزش تعمیر لوازم خانگی-آموزش تعم,تعميرات لوازم خانگي -تعمير لوازم خانگي -سرويس لوازم خانگي برقي-اموزش يخجال -اموزش لباس شويي-تعمير گاه لوازم خانگي-تعمير گاه لوازم خانگي برقي-
 
آموزش تعميرات, آموزش تعميرات لوازم, اشتغال آموزش, اشتغال آموزش تعم, اشتغال آموزش تعميرات, اموزش يخجال -اموزش لباس شويي--تعميرات, تعميرات لوازم, تعميرات لوازم خانگي, خانگي, خانگي دو, خانگي دو دي, خانگي دو دي وي, خانگي دودي, دو, دو د, دو دي, دو دي وي, دودي وي, دودي وي دي, دي, دي ا, دي وي, دي وي دي, رات لوازم, رات لوازم خانگ, رشته لوازم, رشته لوازم خانگ, لوازم خانگ, لوازم خانگي, لوازم خانگي دو, لوازم خانگي دودي,تعمير ات لوازم خانگي- وي, وي دي-اموزش لوازم خانگي آموزش تعمیر لوازم خانگی-لوازم خانگي-فيلم لوازم خانگي-كتاب اموزش تعمير ات لوازم خانگي برقي

          فروشنده: رحيم جواني       شماره تماس:09361143334

 



ارسال توسط
 
تاريخ : جمعه بیست و ششم بهمن 1386

در این پست انواع سنسور ها را نام می بریم که همگی در ایران به راحتی پیدا می شود.در این بخش فقط نام انها نوشته شده است و شما باید در صورت نیاز کاتالوگ انها را خودتان دانلود کرده واز ان استفاده نمایید.
سنسورهای دما به دو دسته دیجیتال و انالوگ تقسیم می شود که در نوع دیجیتال مقدار دما اندازه گیری شده ودر خروجی المان به صورت دیجیتال اطلاعات داده می شود ولی در نوع انالوگ نسبت به دما در خروجی ولتاژ داده می شود که باید ان را به A/d میکرو داد تا مقدار دیجیتال را بدست اورد.
سنسورهای دما از نوع دیجیتال:



۱- MAX 6577

2- SMT 160 پلاستیکی

۳- SMT 160 فلزی

۴- DS 1820

5- DS 18B20

6- DS 1620

7- LM 75

8- AD 590






سنسوردما از نوع انالوگ:

۱- LM 35

2- LM 335

3- KTY

4- B511

5- PT 100.400 – درجه ۴۰۰ تا ۵۰

۶- PT 100.600 – درجه ۶۰۰ تا ۸۰

۷- PT 500

8- PT 1000

9- PT 100 سرامیکی (در رنج های مختلف)


( HALL EFFECT ) مغناطیس

انواع سنسورهای مغناطیسی (اثرهال)

UGN –۳۱۱۳ دیجیتال

UGN –۳۵۰۳ آنالوگ

SS 49

KMZ 10

HMC 1052 (سنسور زاویه وقطب نما(دومحوری

HMC 1053 سنسور زاویه وقطب نما(سه محوری)

 

 

لیست سنسور های رطوبت را در ادامه مطلب میتوانید مشاهده کنید .اما در کل سنسور های رطوبت به چند دسته تقسیم میشوند .

١- آنالوگ ٢- دیجیتال ٣- خازنی ۴- کالیبره شده



سنسور رطوبت


در این بخش هرکدام از سنسور ها با توجه به نوع آن با شماره تفکیک شده است .

١- آنالوگ ٢- دیجیتال ٣- خازنی ۴- کالیبره شده

۱-۱- NS بدون نیاز به مدار ۰۶
۲-۱- SBH-2H آنالوگ
۳-۱- SBH- آنالوگ ۲
۴-۱- SBH- آنالوگ ۱
۵-۱- SBH-1H آنالوگ
۶-۱- RUH- به همراه مدار درایور ۲۰۷
۷-۱- RUH- سه سیم به همراه سنسور دما (ژاپنی) ۲۰۱
۸-۱- SY-SH-220
1-9- SHT 11 (SMD) دما و رطوبت دیجیتال



۲-۱- SHT 11 (SMD) دما و رطوبت دیجیتال

۲-۲- SHT 15 (SMD) دما و رطوبت دیجیتال
۳-۲- SHT دما ورطوبت دیجیتال ۷۱
۴-۲- SHT دما و رطوبت دیجیتال ۷۵
۵-۲- SMT-HS- رطوبت دیجیتال ۱۰
دیجیتال ۱۱۰۱ -۶-۲
۰۲ -۷- ۲A دما و رطوبت دیجیتال



۳-۱- خازنی ۱۱۰۱

۳-۲ خازنی ۸۱۸


۴-۱- HIH- کالیبره شده ۳۶۱۰
۲-۴- HIH- کالیبره شده برای سیلوها ۳۶۰۲
۳-۴- S کالیبره شده خروجی خطی ۳۰

 

 

در این قسمت سنسور های فشار به چند دسته تقسیم بندی شده اند که در زیر میتوانید بخوانید.

۱٫ FSR
STRIN GAGE.2
3. فشار سیالات
۴٫ سنسورهای فشار تفاضلی در ۵ رنج فوق (دو لول)



سنسورهای فشار

FSR : بدون نیاز به مدار درایور

۱-FSR -1kgr دایره کوچک
۲-FSR -5kgr دایره بزرگ
۳-FSR -10kgr مربع
۴-FSR -10kgr نواری ٣٠ سانتی متری

STRIN GAGE (استرنگیج)
۱- ۳۵۰OHM
500 OHM-2
1000 OHM-3
350 OHM-4 پین دار

فشار سیالات

۱- ۵ PSI به صورت گیج و آپسولوت -پلاستیکی و فلزی
۲- ۱۵ PSI به صورت گیج و آپسولوت -پلاستیکی و فلزی
۳- ۳۰ PSI به صورت گیج و آپسولوت -پلاستیکی و فلزی
۴- ۱۰۰ PSI به صورت گیج و آپسولوت -پلاستیکی و فلزی
۵- ۳۰۰ PSI به صورت فلزی -آپسولوت

سنسورهای فشار تفاضلی در ۵ رنج فوق (دو لول)
LOAD CELL لودسل
۲۰۰gr – 300 gr -500 gr – 100 gr
1 kgr- 3 kgr- 5 kgr- 10 kgr
20 kgr- 30 kgr- 50 kgr- 100 kgr

 

 

 

سنسورهای گاز
1- سنسور MQ-2 حساس به کلیه گازهای مشتعل و دود 

۲- سنسور MQ-3 حساس به گازهای طبیعی- متان

۳-سنسور MQ-4 حساس به گازهای طبیعی- متان

۴-سنسور MQ-5 حساس به گازهای LPG – گازهای طبیعی – گازهای ایجاد شده از سوختن

۵- سنسور MQ-6 حساس به گازهای LPG – Propane – iso-butane

6- سنسور MQ-7 حساس منواکسید کربن

۷- سنسور MQ-8 حساس به هیدروژن و گازهای ایجاد شده از سوختن

۸- سنسور MQ-9 حساس به کلیه گازهای مشتعل و CO

9- سنسور MQ214 حساس متان

۱۰- سنسور MQ216 حساس به کلیه گازها و گازهای ایجاد شده از سوختن

۱۱- سنسور MQ306A حساس به گازهای LPG – گازهای طبیعی – گازهای ایجاد شده از سوختن

۱۲- سنسور MQ307A حساس منواکسید کربن

۱۳- سنسور MQ309A حساس به کلیه گازهای مشتعل و CO

 

 

 


سنسور های لیزر ومادون قرمز

لیزر


١- فرستنده ۵ میلی وات (قرمز)
٢- فرستنده ۵ میلی وات (قرمز) با قابلیت تغییر در تحدب لنز
٣- فرستنده ١٠ میلی وات (قرمز) با قابلیت تغییر در تحدب لنز
۴- فرستنده ٢۵ میلی وات (قرمز)
۵- انواع فرستنده های وات بالا فقط به صورت سفارشی
۶- فرستنده کابل نوری tx178

1- گیرنده لیزر با دامنه دید ٣۵٠ نانومتر تا ١١٠٠ نانومتر ۳۴ B
٢- گیرنده کابل نوری RX178
٣- گیرنده فتوپین دیود با پری آمپلی فایر
۴- دستگاهای تست کابل نوری با مدار های مختلف
۵- دستگاه تست وآزمایشگاهی لیزر به همراه منشور های مختلف
۶- کیف انواع منشور برای تست لیزر

مادون قرمز



۱-JK- فرستنده ٣ میل ۱۳۰۳
۲-JK-1303C فرستنده ٣ میل
۳-JK-1303B فرستنده ٣ میل
۴-JK-1305B فرستنده ۵ میل
۵-JK-1305C فرستنده ۵ میل
۶-JK- فرستنده ۵ میل با زاویه باز ۵۳۰
۷-JK- فرستنده ۵ میل با زاویه بسته ۵۰۵
۱-JK- گیرنده ٣ میل ۱۷۰۳
۲-JK-1703C گیرنده ٣ میل
۳-JK- گیرنده ۵ میل مشکی ۱۷۰۵
۴-JK-1705C گیرنده ۵ میل سفید
۵-PIC 2319 3 PIN ( گیرنده تقویت شده (به همراه فیلتر

۶- ۱۸AD گیرنده چشم پارسی ۵ میل ۳۸

۷-۱۸AB گیرنده چشم پارسی ٣ میل ۳۸
۸-AD گیرنده تخت ٣ میل ۵۲
۹- JK-1020 3 PIN
10-JK-1050 3 PIN

 


سنسورهای فیلم داغ:

از این سنسورها برای اندازه گیری مقدار هوای ورودی استفاده می شود عمدتاً در سیستمهای سوخت رسانی ب نزینی به کار می رود این سنسور از یک صفحه که از عناصر دارای مقاومت الکتریکی پوشانده شده و در دمای ثابتی نگه داری می شود تشکیل شده است . با عبور جریان هوا از کنار این صفحه دمای آن تغییر می کند . مدار الکترونیکی سنسور متوجه کم شدن دما شده و جریان الکتریکی را برای جبران کاهش دما ارسال می کند تا دما ثابت بماند . تغییرات جریان توسط مدار الکترونیکی پردازش شده و به یک ولتاژ متغیر تبدیل می شود . این سنسور دارای یک سنسور اندازه گیری دمای هوا نیز می باشد تا اطلاعات بدست آمده را اصلاح نماید .



ارسال توسط
 
تاريخ : پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386
مقدمه



یک مدتی بود که من در اینترنت به دنبال مطالبی در مورد سیم پیچی موتورهای سه فاز می گشتم اما
.متاسفانه مطلبی در این مورد پیدا نکرد م
به فکر این افتادم که آموزش سیم پیچی موتور را در سایتم راه اندازی کنم .امید است که مورد توجه شما قرار بگیرد

لطفا نظرات خود را برای من ارسال کنید. با تشکر مدیر سایت برق و الکترونیک


--------------------------------------------------------------------------------

در ابتدای بحث شرح مختصری در رابطه با ساختمان موتور سه فاز آسنکرون وآشنایی با اجزای داخلی آن می دهم

ساختمان موتورهای سه فاز آسنکرون


می توانیم موتورهای القائی را با یک ترانسفور ماتور مقایسه کنیم.اگر استاتور را سیم پیچ اولیه و روتور را سیم پیچ ثانویه در نظر بگیریم ,استاتور قدرت خود را از شبکه دریافت

می کند و روتور قدرت خود را از طریق القای الکترو مغناطیسی بد ست می آورد. بنابر این موتورهای القائی از دو قسمت تشکیل شده اند:

1-قسمت گردان یا متحرک که روتور نامیده می شود.

2-قسمت ثابت که استاتور نامیده می شود.


--------------------------------------------------------------------------------

پس از آشنایی با قسمتهای موتور سه فاز آسنکرون نوبت به آغاز مراحل سیم پیچی استاتور موتور سه فاز آسنکرون ومحاسبات لازم برای سیم پیچی می رسد.

که عبارتند از:



1-پیاده کردن موتور

2-تکمیل کردن جدول(3)

3-در آوردن سیمهای سوخته از داخل شیارهای استاتور

4-تمیز کردن هسته

5-عایق کاری

6-آماده کردن کلافهای سیم پیچی

7- سربندی یا اتصال گروه کلافها

8-اتصال سر سیمها ولیحیم کاری محل اتصالها

9-نوار بندی و یا نخ بندی

10-آز مایشهای مقدماتی موتور

11-شا لاک زدن







--------------------------------------------------------------------------------

تو ضیحات مراحل فوق :

1-پیاده کردن موتور

در این مر حله قبل از هر عمل مکانیکی که منجر به جدا شدن قسمتی از موتورمی شود باید قسمتهای جدا شونده و بدنه موتور با سمبهء نشان یا وسایل دیگر علامت گذاری کرد.

این علائم باید ثابت باشندو پاک نشوند.سپس باتوجه به شکل زیر اجزاء موتور را پیاده می کنیم.



 


2-تکمیل کردن جدول(1)

در این مرحله جدول شماره یک را تکمیل می کنیم.

تعداد دور هر کلاف-گام قطبی-تعداد مسیر های جریان در صورت دی سی بودن موتور-اندازه کلافها وقطر سیم را مشخص می کنیم.همه این اطلا عات از سیم پیچی استاتور که هنوز سیمهای سوخته در داخل شیارهای آن قرار دارد بدست می آید.و با دسترسی به این اطلاعات جدول شماره یک را تکمیل می کنیم و دیاگرام سیم بندی استاتور را در کارت شناسایی موتور رسم می نمایم. لازم به توضیح است که سربندی کلافها را دقیقا از سیم پیچی استاتور قبل ازدر آوردن سیمها در جدول کامل میکنیم.
 


 

جدول (1)


3-در آوردن سیمهای سوخته از داخل شیارهای استاتور

در این مرحله سیمهای سوخته را از داخل شییارهای هسته استاتور در می آوریم.
 


5-عایق کاری

این مرحله یکی از مراحل مهم سیم پیچی استاتور است.برای عایق کاری شیارها ابتدا سطح داخلی یکی از شیارها را با دقت اندازه گیری می کنیم.سپس طول شیار را اندازه می گیریم و اندازه های بدست آمده را یادداشت می کنیم. به طول شیار 6الی10میلی متر اضافه می کنیم و اندازه طول جدید و سطح داخلی شیار را بروی کاغذ پر شمان یا فیلم رادیو لوژی خام پیاده می کنیم.یک نمونه از این اندازه را می بریم وسپس مطابق شکل زیر کاغذ یا فیلم را با دستگاه لبه خم کن و یا با دست لبه های کاغذ یا فیلم را از طرفین به طور مساوی خم می کنیم.حال کاغذ یا فیلم فرم داده شده را داخل یکی از شیارها قرار می دهیم اگر عایق بدست آمده به طور کامل شیار را تحت پوش قرار دهد و لبه های آن به طور مساوی از دو طرف شیار بیرون آمده باشد.از روی همین عایق به تعداد شیارها برش و فرم می دهیم.
 


 


6-آماده کردن کلافهای سیم پیچی:

اندازه کلا فها را که قبلا در شناسه موتور در قسمت گام قطبی و محیط هر کلاف به دست آورده ایم بر روی قالب های متحد المرکز یا کلاف مساوی پیاده می کنیم و با توجه به دور هر کلاف و قطر سیم مربوطه و با مراجعه به اطلاعات کارت شناسایی کلاف را آماده می کنیم یک نمونه قالب کلا مساوی د ر شکل زیر مشاهده می کنید.

برای پیچیدن کلافها از دستگاهی به نام کلاف پیچ استفاده می کنند.البته برای بدست آوردن اندازه کلاف با توجه به نقشه موتور می توان اندازه کلاف را بدست آورد به این روش که ابتدا باتوجه به نقشه گام قطبی کلاف (یعنی شماره شیارهایی که کلاف در آن قرار میگیرد) را بدست می آوریم. حال یک تکه سیم برداشته واز دو شیاری که کلاف درآن قرار می گیرد عبور داده و سیم را مطابق با شیار ابتدا و انتها به بدنه استاتور فرم داده و دو سر سیم را به همدیگر گره می زنیم .بعد از گره زدن سیم را که به صورت حلقه در آمده است را از داخل دو شیار بیرون می آوریم حلقه درست شده اندازه کلاف ما می باشد . بعد از آماده کردن اندازه کالاف با استفاده از دستگاه کلاف پیچ و قالب مورد نظر اندازه کلاف ( حلقه سیم درست شده ) را روی قالب و دستگاه پیاده می کنیم و با توجه به تعداد دور و قطر سیم شروع به پیچیدن کلافها می کنیم.

 


برای مشاهده عکس کلاف پیچ اینجا کلیک کنید.


بعد از آماده کردن کلا فهای سیم پیچی و با دقت فراوان بازوهای کلافها را با رعایت گام ومطابق شکل زیر در داخل شیارها قرار می دهیم. پس از قرار دادن بازوها در داخل شیارها روی بازو ها را با کاغذ پرشمان یا فیلم رادیولوژی می پو شانیم تا سیمها در داخل شیار محکم شوند و از شیار بیرون نزنند.

 


7-اتصال سر سیمها ولیحیم کاری محل اتصالها



ارتبا ط گروه کلافها مطابق آنچه که در کارت شناسایی موتور در رسم دیاگرام سیم بندی معین شده اند سربندی می شوند در این بخش من دو نوع سربندی را آموزش می دهم که از همه مهمم تر می باشد.

1-اتصال سری گروه کلافها


این نوع اتصال در موتورهای قدرت پایین انجام می گیرد در این نوع اتصال، موتور به هنگام کار قدرت ثابتی دارد با توجه به تعداد گروه کلاف هر فاز که آنرا باG نشان خواهیم داد در اتصال سری گروه کلافها دو نوع اتصال تعریف می شود اتصال نزدیک(سر به ته و ته به سر)و اتصال دور ( سر به سر و ته به ته).

اگر تعداد گروه کلافهای هر فاز برابر نصف قطبهای موتور باشد یعنی G=P باشد نوع اتصال گروه کلافها اتصال نزدیک می باشد در این حالت سیم بندی را به ازاء زوج قطب می نامند همانطور که در شکل زیر مشاهده می کنید گروه کلافهای یک موتور چهار قطب 24 شیار را در یک فاز در یک اتصال نزدیک نشان می دهد.

 


 

اگر تعداد گروه کلافهای هر فاز برابر تعداد قطبهای موتور باشد ،یعنی G=2P باشد، اتصال گروه کلاف دور می باشد. در این حالت سیم بندی را به ازاء قطب می گویند . که در شکل زیر مشاهده می کنید.
 



 

2- اتصال موازی

این نوع اتصال در موتور های پر توان بکار می رود نمونه ای از این اتصال در شکل زیر مشاهده می کنید.
 


8- اتصال سرسیمها و لحیم کاری محل اتصالها


سر سیمهایی که به هم متصل می شوند به اندازه 2 سانتی متر لخت کنید و لاک سر سیمها را به اندازه 2 سانتی متر بر می داریم . این عمل با سوزاندن لاک به وسیله قرار دادن در محلولها ی حلال لاک یا با سمباده انجام می گیرد.سپس در هر طرف سیم وارنیش قرار میدهیم.قطر وارنیشهای اولیه کمی بیشتر از قطر سیمهای لاکی می باشد. پس از قراردادن وارنیش های اولیه ، در یکی از سیمها وارنیش دیگری تقریبا دو برابر قطر وارنیش اولیه قرار می دهیم . سپس قسمتهای لاک برداری شدهء سیمه را مطابق شکل زیر به هم ارتباط می دهیم . پس از لحیم کاری محل اتصالها، وارنیشها را روی محل اتصال قرار می دهیم تا هیچگونه اتصال بدنه با بدنه و سایر اجزاء موتور پیش نیاید.

 



 


9-نوار بندی یا نخ بندی

نوار بندی یا نخ بند به منظور جمع کردن و محکم کرد ن سیمها در سر کلافها ، انجام می شود. بدین طریق که از پراکندگی سیمها در سطح استا تور جلو گیری به عمل می آورد و صدایهای ناشی از ارتعاشات سیمها را ازبین می رود و سیمه یکپارچه و محکم می شوند. قبل از نوار بندی ، سیمهای سطح استاتور را فرم بدهید و با کاغذ پرشمان فازها را نسبت به هم در کله پیچک عایق می کنیم. در شکل زیر طریقه عبور نوار و استاتور نوار بندی شده را مشاهده می کنید.

 



برای سیم پیچی موتورهای سه فاز یا تک فاز باید یک سری اطلاعات فنی را درباره موتوری که در دسترس داریم بدست آوریم.این اطلاعات معمولا از روی پلاک موتور بدست می آید .(البته هر چند که می توان از راهکارهای دیگری به این مهم رسید. مثلا اگر موتوری خالی بدون سیم و نیز بدون پلاک برای ما بیاورند محاسبه نوع سیم پیچی این موتورها نیز امکان پذیر است. در این موتور ها با در نظر گرفتن و نیز یادداشت اطلا عات فیزیکی موتور مثل قطر داخلی استاتور Ds و ارتفاع یوغ Hc و طول هسته Ls ونیز محاسبه مقدار شار مغناطیسی Bmو مقدار اندکسیون یوغ Bc و لحاظ ضریب K می توان مقدا رتوان ثانویه را بدست آورد.) اما ما مبنا را بر این قرار داده ایم که موتور حال حاضر ما دارای پلاک بوده وقرار است مشخصات آنرا بدست آوریم. گزینه های روی پلاک را (مواردی که کاربردی تر هستند ) را توصیح می دهیم.

1- MARK : در این بخش نشانه یا آرم کارخانه تولید کننده البته در بالای پلاک وبا اندازه ای بزرگتر از سایر گزینه ها درج می شود. اهمیت این گزینه زمانی مهم جلوه می کند که لازم است درباره اعتبار کارخانه تولید کننده بدانیم . برخی تولید کننده ها ی الکتروموتور از اعتبار فوق العاده ای در زمینه تولید موتور های مرغوب برخوردارند . معمولا در این بخش نام کارخانه هم درج می شود.

2- TYPE : در این بخش بطور معمول موتور را از جهت کارکرد در برق AC یا برق DC معرفی می کند.هر چند که در برخی موتور ها این گزینه شامل کدها و اعدادی می شود که نماینگرمشخصات فیزیکی موتورخواهد بود.

3- FRAM : در این قسمت اعدای قید می شود که آنها توسط انجمهای ملی تولید کننده قابل شناسایی است که بیشتر شامل قالبهای اندازه 42 -46 و56 می باشد.

4- Hp : در مفابل آن عددی قید می شود که نماینگر مقدار توان خروجی موتور می باشد. این توان بر اساس اسب بخار است و هر اسب بخار هم حدود 736 وات می باشد.

5- Ph : چند فاز بودن موتور را عنوان می کند برای موتور های سه فاز عدد 3 و برای موتور های تک فاز عدد 1 قید می گردد. ( البته ناگفته نماند که می توان با راهکارهایی بسیار ساده از موتور سه فاز به جای موتور تک فاز هم استفاده نمود . )

6- RPM : مخفف ROUNT PER MINUTE ( یعنی دور در دقیقه) می باشد. این عدد مقدا رسرعت روتور را به ما می دهد. قطعا مقدار سرعت روتور از مقدار سرعت سنکرون در فضای استاتور کمتر است .البته این کاهش هم چندان زیاد نیست . من معمولا با دیدن این عدد به مقدار سرعت استاتور می رسم و براحتی تعداد قطبهای موتور را حساب می کنم .کافیست شما مقادیر سرعت سنکرون را در فرکانس برق 50 هرتز بدانید .

سرعت سنکرون اگر به مقدار 3000 دور در دقیقه باشد این موتور در فضای استاتور خود ایجاد 2قطب متفاوت N و S نموده است بنابر این اگر تعداد قطبها را با P2 نشان دهیم برای این سرعت در این موتور P2=2 خواهد بود. خوب اگر موتور به شما دادند که برروی پلاکش عدد 2850 دور بوده این سرعت روتور است که به دلیل لغزش از مقدار دور سنکرون کاهش یافته است.ار مقدار لغزش صرف نظر کرده و از رابطه Ns=60 * f/p تعداد قطبهای موتور را حساب می کنیم. در این رابطه Ns همان سرعت سنکرون است که الان مقدار آنرا داریم (3000) و f مقدار فرکانس برق شهری است که در ایران 50 هرتز است.( لازم به یاد آوری است در این رابطه علامت * نشانه ضربدر و علامت / نشانه تقسیم می باشد.) با جایگزینی اعدادی که داریم مقدارP بدست خواهد آمد.P=1 و P2 برابر با 2 خواهد شد. پس وجود RPM بر روی پلاک خیلی از مسایل بربوط به سیم پیجی را برای ما حل خواهد کرد.

7- HZ یا SYCLES : در این بخش مقدار فرکانس برق شهری که موتور بر اساس آن طراحی شده است را نشان می دهد. برای موتورهای شبکه ایران این عدد 50 است.

 

8- HOUSING : در این بخش به ما گفته می شود که موتور باید در محیط بسته یا رو باز کار کند .

9- Volt : از جمله مهمترین بخش در امر پلاک خوانی توجه به این گزینه می باشد . در واقع اگر کسی از اعداد روی پلاک در این بخش اطلاعاتی نداشته باشد باید با اطمینان گفت که چیزی از موتور نمی داند

معمولا در موتور های سه فاز در بخش ولت دو عدد قید می شود که به وسیله خط کسری یا ممیز از هم جدا می شوند مثل 220/380 و یا 115/230 . این اعداد بیانگر این موضوع هستند که این موتور در چه شبکه با چه ولتازی کار می کند . برق شبکه معمولا در ولتاز های 115 - 230- 440 و 660 می باشد.

از دو عددی که بر روی پلاک ارائه شده عدد کمتر همان ولتازی است که باید از شبکه به سر هر فاز از سیم پیچی موتور داده شود. اگر ولتاز شبکه از مقدار راهنمایی شده بیشتر بود الزاما این موتور باید بصورت اتصال ستاره کار کند . و اگر موضوع بر عکس بود یعنی ولتاز شبکه از عدد اول ارائه شده کمتر بود می توان موتور را هم مثلث و هم ستاره به شبکه وصل نمود. ( به خاطر داشته باشید که اتصال های ستاره و مثلث بحث های بسیار ساده و راحتی هستند که در ادامه بطور مفصل بحث خواهیم کرد.)

در شبکه برق ایران که ولتاز230/400 داریم موتوری که بر روی پلاکش اعداد 380/660 قید شده باشد این موتور برای این که بتواند توان واقعی خود را داشته باشد باید بااتصال مثلث به شبکه وصل شود و اگر بخواهیم از 1/3 قدرت آن استفاده نماییم باید از اتصال ستاره استفاده کنیم.

10- Amps : مقدار جریانی که موتور زیر باردر ولتازوجریان اسمی خواهد کشید دراین بخش قید میگردد.

11- Deg C Rise : درجه حرارت بدنه موتور است که بطور معمول بعد کارکرد زیاد نباید از 50 درجه بیشتر شود .هرچند که امروزه با بهره گیری از عایق های خوب مثل الیافهای شیشه ای - طلق و چینی و کوارتز موتور ها را در دمای کار بالا طراحی می کنند تا موتوررا با حجم کوچکتری روانه بازار نمایند.

12- IP : نوع حفاظت استاندارد شده است که از نظر بین المللی شناخته شده می باشد.

اگر مقابل IP دو تا 0 باشد (OO ) نماینگر این است که موتور در مقابل اجسام خارجی بدون حفاظ می باشد

اگر مقابل IP دو عدد 11 باشد نشان می دهد که موتور مقابل اجسام بزرگ وابزار و دست محافظت شده است .

هر چه مدار اعداد قید شده سیر صعودی به خود بگیرد دقت محافظت موتور در مقابل اجسام خارجی - آب و نیز رطوبت بیشتر می شود.مثلا موتوری که مقابل IP آن عدد 55 باشد این موتور مقابل آب و گرد و غبار محافظت خواهد

معمولا درالكتروموتورها تعداد شيارها رابا علامت z نشان مي دهند به خوبي مي دانيم كه فضايي كه كلافهاي سيم پيچي دران قرارداد را استا تور گويند.وبخش گردنده را روتور مي نامند.الكتروموتوري كه دربخش استاتور داراي 24 شيار باشد ان رابه شكل 24=zنشان مي دهند

 

نكته مهم:بعدي اين است كه موتورهاي3 فاز كه برق تغذيه كننده موتور از 3فاز T_R_Sمي باشد براي هر يك از فازها به صورت مساوي تعداد شيارهايي اختصاص مي يابد كه هر يك از فازها به اندازه120 درجه الكتريكي با هم فاصله دارند.

همانطور كه قبلا مشاهده كرديد بين فازهاي ورودي درموتورهاي 3 فاز120درجه الكتريكي فاصله وجود دارد براي درك موضوع توضيح زيرلازم است.درموتورهاي القايي 3 فازبين روتور استاتورهيچگونه ارتباط الكتريكي وجودندارد وانچه كه باعث گردش روتورمي شوداگربخواهيم بطور كا ملاخلاصه بگوييم بايدعرض كنم اثرشارمغنا طيسي كه توسط سيم پيچهابه كمك جريان ورودي دراستاتورايجاد مي شود.عامل گردش خواهدبود.جريان ورودي دركلافهاي استاتورايجادفضاي مغناطيسي مي كند.

تعداد قطبهاي اهنربايي كه در داخل استاتورايجاد مي شود با نوع سيم پيچي ونوع كلاف زني قابل تغيير وكنترل خواهد بود. مثلا طوري كلافها راجا بزنيم كه موتور به شكل4يا2يا6يا8 فطب (n يا s)كاركند. تعداد زوج قطبها رابا p نمايش مي دهند .

براي سيم پيچي موتورهاي سه فازيا تك فازهمان طوركه قبلا گفتم بايد يك سري اطاعا ت فني را درباره ي موتوري كه دردسترس داريم به دست اوريم . اين اطاعات معمولا از روي پلاك موتور بدست مي ايد.

البته هرچند كه مي توان ازراهكارهاي ديگري به اين مهم رسيد .مثلا اگر موتوري خالي بدون سيم ونيز ندون پلاك براي ما بياورند محاسبه نوع سيم پيچي اين موتورها نيز امكان پذير است . دراين موتورها با درنظر گرفتن نيز يادداشت اطاعات فيزيكي موتورمثل قطر داخلي استاتور DSوارتفاع يوغ Hcوطول هسته Ls ونيز محاسبه مقدار شارمغناطيسي Bmمقدار اندكسيون يوغ Bc ولحاظ ضريب k ميتوان مقدار توان ثانويه رابدست اورد.

اندازه گيري يوغ استاتورو نقش ان.

يكي از عوامل مهم در سيم پيچي موتورها اندازه گيري مقدار يوغ استاتوراست. اگراز محيط بيروني استاتور را كه به پوسته يا همان بدنه مماس شده تا ابتداي لبه قاعده شيار ها را بصورت شعاعي اندازه بزنيم اين مقدار برابر با اندازه يوغ خواهد بود يا دمان باشد كه مقدار بر اساس ميلي متر مي باشد . خوب اين مقداررا با Hs نشان مي دهيم. نمايي از يوغ دربريده اي از استاتوركه با پيكان دو سر مشخص شده رامي بينيد .

 

درادامه بايد اندازه قطر داخلي استاتور را نيز برداريم .اگراستاتوررا دايره فرض كنيم اندازه گيري قطران بطور عملي كاري بسيار ساده خواهد بود. اين مقدار هم براساس ميلي متر وبه شكل DS نمايش داده مي شود.

حال به اين نكته توجه كنيد كه اندازه يوغ فضايي است كه شار مغناطيسي دران جريان يافته ودرفضاي استاتور مدار مغناطيسي كامل مي شود . كمي به اين رابطه توجه كنيد.      Hc = Bm .Ds  / Bc .P

در اين رابطه Hc همان ارتفاع يوغ است كه شما اندازه زدهايد .Dهم مقدار قطر داخلي است كه اين كميت راهم پيداكرده ايد.Bm مقدار شاري است كه توسط استاتور به هنگام كار در فضاي داخلي ان ايجاد مي شود البته مقدار ماكزيمم ان بر اساس مقدارD درنموداري رسم شده است. دراين نمودار مقدار ماكزيمم شار براي قطبهاي مخطلف 2-4و6 قطب رامي دهد.Bcمقدارشارداخل يوغ است كه معمولا برابر با 5/1 درنظرمي گيرند.pتعداد جفت قطبهاي موتوراست.مثلا موتوري كه4 قطب است مقدارpبرابربا 2 خواهد شد.

نكته بسيار مهم دراين رابطه اين است كه تعداد قطبها ي موتوربا ارتفاع يوغ رابطه عكس دارد. يعني هرچه ارتفاع بزرگتر باشدp كوچكتروموتور داراي سرعت بيشتر است.

نمودار مربوط به شار مغناطيسي Bm رامي توانيد درادامه ملاحظه كنيد.

 

دراين نمودار منحني قرمز رنگ براي موتورهاي 2قطب يعني2= p2 منحني مشكي رنگربراي موتورهاي6قطب ومنحني آبي رنگ هم براي موتورهاي4قطب درنظرگرفته شده است.

حال شما با كميتهاي كه در دست داريد)HSمقدار ارتفاع يوغ)DS(مقدار قطر داخلي استاتور)وBC(ماكزيمم شارداخل يوغ كه حدود5/1است)ونيز مقدار شارژ واقعي يعني BM(از نمودار مربوطه)ميتوانيد تعداد قطبهاي موتور رامحاسبه نماييد.

مثال:استاتور موتوري داريم كه داراي يوغ30ميلي متري واندازه قطر110 ميلي متر مي باشد.اگر مقدارانديكسون داخل يوغ را5/1فرض كنيم تعداد قطبهاي اين موتورراطبق جدول ورابطه يوغ حساب كنيد؟

 

 

Ds=110             Hc=30                   Bc=1.5

باتوجه به داده ها به جدول داده شده نگاه مي كنيم منحني كه بيشترين شارژ رابراي اين قطر نشان مي دهد راانتخاب مي كنيم.منحني آبي رنگ بيشترين مقدار را نشان ميدهد.از روي عدد110برروي محور افقي خط عمودي رسم ميكنيم.قطعا در جايي منحني افقي راقطع خواهد كرد.ازنقطه بدست آمده عمودي به سمت محور عمودي منحني رسم مينماييم.عددي كه بدست مي ايد حدود88%مي باشد.حال طبق رابطه Hc=Bin.Ds/Bc.P    مقدارPبدست مي ايد.

p=Bm   .Ds/ Hc  .Bc          p=0.88 .110/1.5  . 30  p=2 2p=4

                                 

 

موتور چهارقطبي است

امامامبنارابراين قرارداده ايم كه موتورحال حاضر ماداراي پلاك بوده وقرار است مشخصات انرا بدست اوريم. گزينه هاي روي پلاك را(موارد كه كاربردي تر هستند) راتوضيح مي دهيم

     

بحث پلاك خواني

1-MARK:دراين بخش نشانه ياآرم كارخانه توليد كننده البته دربالاي پلاك وبااندازه اي بزرگتر ازسايرگزينه ها درج ميشود.اهميت اين گزينه زماني مهم جلوه ميكند كه لازم است درباره اعتبار كارخانه توليد كننده بدانيم.برخي توليد كننده هاي الكتروموتوراز اعتبار فوق العاده اي درزمينه توليد موتورهاي مرغوب برخوردارند.معمولا دراين بخش نام كارخانه هم درج ميشود.

 

2-TYPE:دراين بخش بطورمعمول موتور راازجهت كاركرددربرقAC يابرقDC معرفي ميكند.هرچند كه دربرخي موتورها اين گزينه شامل كدها واعدادي ميشود كه نمايانگر مشخصات فيزيكي موتور خواهدبود.

3-FRAM:دراين قسمت اعدادي قيد ميشود كه انها توسط انجمنهاي ملي توليد كننده قابل شناسايي است كه بيشتر شامل قالبهاي اندازه 42-46و56 ميباشد.

 

4-Hp:درمقابل آن عددي قيد ميشود كه نماينگرمقدار توان خروجي موتور ميباشد.اين توان براساس اسب بخار است وهراسب بخارهم حدود736وات ميباشد.

 

5-PH:چند فازبودن موتور راعنوان ميكند براي موتورهاي سه فاز عدد3وبراي موتورهاي تك فاز عدد1قيد ميگردد.(البته ناگفته نماند كه ميتوان باراهكارهايي بسيار ساده از موتور سه فاز به جاي تك فاز هم استفاده نمود.)

 

6-RPM:مخففROUNT PER MINUTE(يعني دوردردقيقه) ميباشد.اين عدد مقدار سرعت روتور رابه ما مي دهد.قطعا مقدار سرعت روتورازمقدارسرعت سنكرون درفضاي استاتور كمتراست البته اين كاهش هم چندان زياد نيست.من معمولا باديدن اين عدد به مقدارسرعت استاتورميرسم وبراحتي تعداد قطبهاي موتور راحساب ميكنم.كافيست شما مقادير سرعت سنكرون رادرفركانس برق50هرتز بدانيد.

 

سرعت سنگرون اگربه مقدار3000دوردردقيقه باشد اين موتوردرفضاي استاتور خود ايجاد2قطب متفاوتNوS نموده است بنابرين اگرتعداد قطبها راباP2نشان دهيم  براي اين سرعت دراين موتور2P=2خواهد بود.خوب اگرموتوربه شما دادند كه برروي پلاكش عدد2850دوربوده اين سرعت روتوراست كه به دليل لغزش از مقدار دورسنكرون كاهش يافته است.

ازمقدارلغزش صرف نظر كرده وازرابطهNs=60*f/pتعدادقطبهاي موتور راحساب مي كنيم.در اين رابطهNsهمان سرعت سنكرون است كه الان مقدارآن راداريم(3000)وfمقدارفركانس برق شهري است كه درايران50هرتز است.(لازم به يادآوري است دراين رابطه علامت* نشانه ضربدر وعلامت/نشانه تقسيم ميباشد.)باجايگزيني اعدادي كه داريم مقدارP بدست خواهد امد.P   P=12برابربا2 خواهدشد.پس وجودRPMبرروي پلاك خيلي از مسايل مربوط به سيم پيچي رابراي ما حل خواهد كرد.

 

7-(SYCLES ( HZ: دراين بخش مقدار فركانس برق شهري كه موتور براساس آن طراحي شده است رانشان مي دهد. براي موتورهاي شبكه ايران اين عدد50 است

8- H0USING:دراين بخش به ما گفته مي شود كه موتوربايد درمحيط بسته يا رو باز كار مي كند.

9-VOLT:ازجمله مهمترين بخش درامرپلاك خواني توجه به اين گزينه مي باشد. درواقع اگركسي ازاعداد روي پلاك دراين بخش اطلا عاتي نداشته باشد بايد با اطمينان گفت كه چيزي از موتورنمي داند

معمولا درموتورهاي سه فاز در بخش ولت دوعدد قيد مي شود كه به وسيله خط كسري يا مميزازهم جدا مي شوند مثل 380/220Vويا230/115V.اين اعداد بيانگراين موضوع هستند كه اين موتوردرچه شبكه باچه ولتاژي كارمي كند.برق شبكه معمولا درولتاژهاي 115-230-440-660مي باشد.

ازدوعددي كه برروي پلاك ارائه شده عددكمتر همان ولتاژي است كه بايد ازشبكه به سرهرفازازسيم پيچي موتور داد شود.اگرولتاژ شبكه ازمقدار راهنمايي شده بيشتر بود الزاما اين موتور بايد بصورت اتصال ستاره كار كند. واگر موضوع برعكس بود يعني ولتاژشبكه از عدد اول ارائه شده كمتر بود مي توان موتور راهم مثلث وهم ستاره به شبكه وصل نمود.

در شبكه برق ايران كه ولتاژ400/230داريم موتوري كه برروي پلاكش اعداد 380/660 قيد شده باشد اين موتوربراي اين كه بتواند توان واقعي خود را داشته باشد بايد باات اتصال مثلث به شبكه وصل شودواگر بخواهيم از3/1 قدرت ان استفاده نماييم بايد از اتصال ستاره استفاده كنيم.

10-AMPS:مقدارجرياني كه موتور زيردرولتاژوجريان اسمي خواهد كشيد دراين بخش قيد مي كردد.

 




ارسال توسط
 
تاريخ : جمعه دوازدهم بهمن 1386
خازن ها انرژی الكتریكی را نگهداری می كنند و به همراه مقاومت ها ، در مدارات تایمینگ استفاده می شوند . همچنین از خازن ها برای صاف كردن سطح تغییرات ولتاژ مستقیم استفاده می شود . از خازن ها در مدارات بعنوان ***** هم استفاده می شود . زیرا خازن ها به راحتی سیگنالهای غیر مستقیم AC را عبور می دهند ولی مانع عبور سیگنالهای مستقیم DC می شوند .
ظرفیت :
ظرفیت معیاری برای اندازه گیری توانائی نگهداری انرژی الكتریكی است . ظرفیت زیاد بدین معنی است كه خازن قادر به نگهداری انرژی الكتریكی بیشتری است . واحد اندازه گیری ظرفیت فاراد است . 1 فاراد واحد بزرگی است و مشخص كننده ظرفیت بالا می باشد . بنابراین استفاده از واحدهای كوچكتر نیز در خازنها مرسوم است . میكروفاراد µF ، نانوفاراد nF و پیكوفاراد pF واحدهای كوچكتر فاراد هستند .
µ means 10-6 (millionth), so 1000000µF = 1F
n means 10-9 (thousand-millionth), so 1000nF = 1µF
p means 10-12 (million-millionth), so 1000pF = 1nF
انواع مختلفی از خازن ها وجود دارند كه میتوان از دو نوع اصلی آنها ، با پلاریته ( قطب دار ) و بدون پلاریته ( بدون قطب ) نام برد .

 

خازنهای قطب دار :


الف - خازن های الكترولیت

در خازنهای الكترولیت قطب مثبت و منفی بر روی بدنه آنها مشخص شده و بر اساس قطب ها در مدارات مورد استفاده قرار می گیرند . دو نوع طراحی برای شكل این خازن ها وجود دارد . یكی شكل اَكسیل كه در این نوع پایه های یكی در طرف راست و دیگری در طرف چپ قرار دارد و دیگری رادیال كه در این نوع هر دو پایه خازن در یك طرف آن قرار دارد . در شكل نمونه ای از خازن اكسیل و رادیال نشان داده شده است .

در خازن های الكترولیت ظرفیت آنها بصورت یك عدد بر روی بدنه شان نوشته شده است . همچنین ولتاژ تحمل خازن ها نیز بر روی بدنه آنها نوشته شده و هنگام انتخاب یك خازن باید این ولتاژ مد نظر قرار گیرد . این خازن ها آسیبی نمی بینند مگر اینكه با هویه داغ شوند .


 
ب - خازن های تانتالیوم

خازن های تانتالیم هم از نوع قطب دار هستند و مانند خازنهای الكترولیت معمولاً ولتاژ كمی دارند . این خازن ها معمولاً در سایز های كوچك و البته گران تهیه می شوند و بنابراین یك ظرفیت بالا را در سایزی كوچك را ارائه می دهند .
در خازنهای تانتالیوم جدید ، ولتاژ و ظرفیت بر روی بدنه آنها نوشته شده ولی در انواع قدیمی از یك نوار رنگی استفاده می شود كه مثلا دو خط دارد ( برای دو رقم ) و یك نقطه رنگی برای تعداد صفرها وجود دارد كه ظرفیت بر حست میكروفاراد را مشخص می كنند . برای دو رقم اول كدهای استاندارد رنگی استفاده می شود ولی برای تعداد صفرها و محل رنگی ، رنگ خاكستری به معنی × 0.01 و رنگ سفید به معنی × 0.1 است . نوار رنگی سوم نزدیك به انتها ، ولتاژ را مشخص می كند بطوری كه اگر این خط زرد باشد 3/6 ولت ، مشكی 10 ولت ، سبز 16 ولت ، آبی 20 ولت ، خاكستری 25 ولت و سفید 30 ولت را نشان می دهد .برای مثال رنگهای آبی - خاكستری و نقطه سیاه به معنی 68 میكروفاراد است .
آبی - خاكستری و نقطه سفید به معنی 8/6 میكروفاراد است .


 
خازنهای بدون قطب :
خازن های بدون قطب معمولا خازنهای با ظرفیت كم هستند و میتوان آنها را از هر طرف در مدارات مورد استفاده قرار داد . این خازنها در برابر گرما تحمل بیشتری دارند و در ولتاژهای بالاتر مثلا 50 ولت ، 250 ولت و ... عرضه می شوند .
                                      
پیدا كردن ظرفیت این خازنها كمی مشكل است چون انواع زیادی از این نوع خازنها وجود دارد و سیستم های كد گذاری مختلفی برای آنها وجود دارد . در بسیاری از خازن ها با ظرفیت كم ، ظرفیت بر روی خازن نوشته شده ولی هیچ واحد یا مضربی برای آن چاپ نشده و برای دانستن واحد باید به دانش خودتان رجوع كنید . برای مثال بر 1/0 به معنی 0.1µF یا 100 نانوفاراد است . گاهی اوقات بر روی این خازنها چنین نوشته می شود ( 4n7 ) به معنی 7/4 نانوفاراد . در خازن های كوچك چنانچه نوشتن بر روی آنها مشكل باشد از شماره های كد دار بر روی خازن ها استفاده می شود . در این موارد عدد اول و دوم را نوشته و سپس به تعداد عدد سوم در مقابل آن صفر قرار دهید تا ظرفیت بر حسب پیكوفاراد بدست اید . بطور مثال اگر بر روی خازنی عدد 102 چاپ شده باشد ، ظرفیت برابر خواهد بود با 1000 پیكوفاراد یا 1 نانوفاراد .
کد رنگی خازن ها :
در خازن های پلیستر برای سالهای زیادی از كدهای رنگی بر روی بدنه آنها استفاده می شد . در این كد ها سه رنگ اول ظرفیت را نشان می دهند و رنگ چهارم تولرانس ا نشان می دهد .
برای مثال قهوه ای - مشكی - نارنجی به معنی 10000 پیكوفاراد یا 10 نانوفاراد است .
خازن های پلیستر امروزه به وفور در مدارات الكترونیك مورد استفاده قرار می گیرند . این خازنها در برابر حرارت زیاد معیوب می شوند و بنابراین هنگام لحیمكاری باید به این نكته توجه داشت .
 
 

ترانزیستورهای جدید به دو دسته کلی تقسیم می‌شوند: ترانزیستورهای اتصال دوقطبی(BJTs) و ترانزیستورهای اثر میدانی (FETs). اعمال جریان در BJTها و ولتاژ در FETها بیین ورودی وترمینال مشترک رسانایی بین خروجی و ترمینال مشترک را افزایش می‌دهد، از اینرو سبب کنترل جریان بین آنها می‌شود. مشخصات ترانزیستورها به نوع آن بستگی دارد. مدل های ترانزیستور را ببینید. لغت "ترانزیستور" به نوع اتصال نقطه‌ای آن اشاره دارد، اما انی سمبل قدیمی با سمبل هایی را کردند که اختلاف ساختار ترانزیستور دوقطبی را به صورت دقیقتر نشان می‌داد، اما این ایده خیلی زود رها شد. در مدارات آنالوگ، ترانزیستورها در تقویت کننده‌ها استفاده می‌شوند، (تقویت کننده‌های جریان مستقیم، تقویت کننده‌های صدا، تقویت کننده‌های امواج رادیویی) و منابع تغذیه تنظیم شده خطی. همچنین از ترانزیستورها در مدارات دیجیتال بعنوان یک سوئیچ الکترونیکی استفاده می‌شوند، اما به ندرت به صورت یک قطعه جدا، بلکه به صورت بهم پیوسته در مدارات مجتمع یکپارچه بکار می‌روند. مدارات دیجیتال شامل گیت های منطقی، حافظه با دسترسی تصادفی (RAM)، میکروپروسسورها و پردازنده‌های سیگنال دیجیتال (DSPs) هستند.


 اهمیت

ترانزیستور از سوی بسیاری بعنوان یکی از بزرگترین اختراعات در تاریخ نوین مطرح شده است، در رتبه بندی از لحاظ اهمیت در کنار ماشین چاپ، خودرو و ارتباطات الکترونیکی و الکتریکی قرار دارد. ترانزیستور عنصر فعال کلیدی در الکترونیک مدرن است. اهمیت ترانزیستور در جامعه امروز متکی به قابلیت آن برای تولید انبوه که از یک فرآیند (ساخت) کاملاً اتماتیک که قیمت تمام شده هر ترانزیستور در آن بسیار ناچیز است استفاده می‌کند. اگرچه ملیون ها ترانزیستور هنوز تکی (به صورت جداگانه) استفاده می‌شوند ولی اکثریت آنها به صورت مدار مجتمع (اغلب به صورت مختصر IC و همچنین میکرو چیپ یا به صورت ساده چیپ نامیده می‌شوند) همراه با دیودها، مقاومت ها، خازن ها و دیگر قطعات الکترونیکی برای ساخت یک مدار کامل الکترونیک ساخته می‌شوند.یک گیت منطقی حاوی حدود بیست ترانزیستور است در مقابل یک ریزپردازنده پیشرفته سال 2006 که می‌تواند از بیش از 7/1 ملیون ترانزیستور استفاده کند (ماسفت ها)[1]. قیمت کم، انعطاف پذیری و اطمینان از ترانزیستور یک قطعه همه کاره برای وظایف غیرمکانیکی مثل محاسبه دیجیتال ساخته است. مدارات ترانزیستوری به خوبی جایگزین دستگاه‌های کنترل ادوات و ماشین ها شده اند. استفاده از یک میکروکنترلر استاندارد و نوشتن یک برنامه رایانه‌ای که عمل کنترل را انجام می‌دهد اغلب ارزان تر و موثرتر از طراحی معادل مکانیکی آن می‌باشد. بعلت قیمت کم ترانزیستورها و ازاینرو رایانه‌ها گرایشی برای دیجیتال کردن اطلاعات وجود دارد. با رایانه‌های دیجیتالی که توانایی جستوجوی سریع، دسته بندی و پردازش اطلاعات دیجیتال را ارائه می‌کنند، تلاش بیشتری برای دیجیتال کردن اطلاعات شده است.در نتیجه امروزه داده های رسانه ای بیشتری به دیجیتال تبدیل می‌شوند، در پایان توسط رایانه تبدیل شده و به صورت آنالوگ در اختیار قرار می‌گیرد. تلوزیون، رادیو و روزتامه‌ها چیزهایی هستند که تحت تاثیر این انقلاب دیجیتال واقع شده اند.

 

مزایای ترانزیستورها بر لامپ های خلإ

قبل از گسترش ترانزیستورها، لامپ های خلإ (یا در UK لاپ های ترمیونیک یا فقط لامپ ها) قطعات فعال اصلی تجهیزات الکترونیک بودند. مزایای کلیدی که به ترانزیستورها اجازه جایگزینی با لامپ های خلإ سابق در بیشتر کاربردها را داد در زیر آمده است: اندازه کوچک تر (با وجود ادامه کوچک سازی لامپ های خلإ) تولید کاملاً اتوماتیک هزینه کمتر (در حجم تولید) امکان ولتاژ کاری پایین تر ( اما لامپ های خلإ در ولتاژهای بالاتر می‌توانند کار کنند) نداشتن دوره گرم شدن (بیشتر لامپ های خلإ به 10 تا 60 ثانیه زمان برای عملکرد صحیح نیاز دارند) تلفات توان کمتر (نداشتن توان گرمایی،ولتاژ اشباع خیلی پایین) قابلیت اطمینان بالاتر و سختی فیزیکی بیشتر( اگرچه لامپ های خلإ از نظر الکتریکی مقاوم ترند. همچنین لامپ خلإ در برابر پالس های الکترومغناطیسی هسته‌ای (NEMP) وتخلیه الکترو استاتیکی (ESD) مقاوم ترند عمر خیلی بیشتر (قطب منفی لامپ خلإ سرانجام ازبین می‌رود و خلإ آن می‌تواند آلوده بشود) فراهم آوردن دستگاه‌های مکمل (امکان ساختن مدارات مکمل متقارن: لامپ خلإ قطبی معادل نوع مثبت BJTها و نوع مثبت FETها در دسترس نیست) قابلیت کنترل جریان بالا (ترانزیستورهای قدرت بریای کنترل صدها آمپر در دسترسند، لامپ های خلإ برای کنترل حتی یک آمپر بسیار بزرگ و هزینه برند) میکروفونیک بسیار کمتر (لرزش می‌تواند با خصوصیات لامپ خلإ تلفیق شود، به هر حال این ممکن است در صدای تقویت کننده‌های گیتار شرکت کند)

تاریخچه

اولین سه حق ثبت اختراع ترانزیستور اثرمیدان در سال 1928 در آلمان توسط فیزک دانی به نامJulius Edgar Lilienfeld ثبت شد، اما او هیچ مقاله‌ای در باره قطعه اش چاپ نکرد و این سه ثبت اختراع از طرف صنعت نادیده گرفته شد. در سال 1934 فیزیکدان آلمانی دکتر Oskar Heil ترانزیستور اثر میدان دیگری را به ثبت رساند. هیچ مدرک مستقیمی وجود ندارد که این قطعه ساخته شده است، اما بعداً کارهایی در دهه 1990 نشان داد که یکی از طرح های Lilienfeld کار کرده و گین قابل توجه‌ای داده است. اوراق قانونی از آزمایشگاه‌های ثبت اختراع بل نشان می‌دهد که Shockley و Pearson یک نسخه قابل استفاده از اختراع Lilienfeld ساخته اند، در حالی که آنها هیچگاه این را در تحقیقات و مقالات خود ذکر نکردند. ترانزیستورهای دیگر، R. G. Arns در 16 دسامبر 1947 Wiliam Shockley, John Bardan و Walter Brattain موفق به ساخت اولین ترانزیستور اتصال نقطه‌ای در آزمایشگاه بل شدند. این کار با تلاش های زمان جنگ برای تولید دیودهای مخلوط کننده ژرمانیم خالص "کریستال" ادامه یافت، این دیودها در واحدهای رادار بعنوان عنصر میکسر فرکانس در گیرنده‌های میکروموج استفاده می‌شد. یک پروژه موازی دیودهای ژرمانیم در دانشگاه Purdue موفق شد کریستال های نیمه هادی ژرمانیم را با کیفیت خوب که در آزمایشگاه‌های بل استفاده می‌شد را تولید کند.[2] سرعت سوئیچ تکنولوژی لامپی اولیه برای این کار کافی نبود، همین تیم Bell را سوق داد تا از دیودهای حالت جامد به جای آن استفاده کنند. آنها با دانشی که در دست داشتند شروع به طراحی سه قطبی نیمه هادی کردند، اما دریافتند که کار ساده‌ای نیست. Bardeen سرانجام یک شاخه جدید فیزیک سطحی را برای محاسبه رفتار عجیبی که دیده بودند ایجاد کرد و سرانجام Brattain و Bardeen موفق به ساخت یک قطعه کاری شدند. آزمایشگاه‌های تلفن بل به یک اسم کلی برای اختراع جدید نیاز داشتند: "سه قطبی نیمه هادی"، "سه قطبی جامد"، "سه قطبی اجزاء سطحی"، "سه قطبی کریستال" و "لاتاتورن" که همه مطرح شده بودند، اما "ترانزیستور" که توسط John R. Pierce ابداع شده بود، برنده یک قرعه کشی داخلی شد. اساس وبنیاد این اسم در یاداشت فنی بعدی شرکت رای گیری شد: ترانزیستور، این یک ترکیب مختصر از کلمات "ترانسکانداکتانس" یا "انتقال" و "مقاومت متغیر" است. این قطعه منطقاً متعلق به خانواده مقاومت متغیر می‌باشد و یک امپدانس انتقال یا گین دارد بنابراین این اسم یک ترکیب توصیفی است. -آزمایشگاه‌های تلفن بل- یاداشت فنی(28 می 1948) Pierce این نام را قدری متفاوت تفسیر کرد: دلیلی که من این نام را انتخاب کردم این بود که من فکر کردم این قطعه چکار می‌کند، در آن زمان تصور می‌شد که این قطعه مثل دو لامپ خلإ است. لامپ های خلإ هدایت انتقالی دارند بنابراین ترانزیستور مقاومت انتقالی دارد. و این اسم می بایست متناسب با نام دیگر قطعات مثل وریستور، ترمیستور باشد. و من اسم ترانزیستور را پیشنهاد کردم. PBC Show مصاحبه با john R. Pierce بل فوراً ترانزیستور تک اتصالی را جزء تولیدات انحصاری شرکت Western Electric، شهر Allentown در ایالت Pennsylvania قرار داد. نخستین ترانزیستورهای گیرنده‌های رادیو AM در معرض نمایش قرار گرفتند، اما در واقع فقط در سطح آزمایشگاهی بودند.بهرحال در سال 1950 Shockley یک نوع کاملاً متفاوت ترانزیستور را ارائه داد که به ترانزیستور اتصال دوقطبی معروف شد. اگرچه اصول کاری این قطعه با ترانزیستور تک اتصالی کاملاً فرق می‌کند، قطعه‌ای است که امروزه به عنوان ترانزیستور شناخته می‌شود. پروانه تولید این قطعه نیز به تعدادی از شرکت های الکترونیک شامل Texas Instrument که تعداد محدودی رادیو ترانزیستوری بعنوان ابزار فروش تولید می‌کرد داده شد. ترانزیستورهای اولیه از نظر شیمیایی ناپایدار بودند و فقط برای کاربردهای فرکانس و توان پایین مناسب بودند، اما همینکه طراحی ترانزیستور توسعه یافت این مشکلات نیز کم کم رفع شدند. اگرچه اغلب نادرست به Sony نسبت داده می‌شود، ولی اولین رادیو ترانزیستوری تجاری Regency TR-1 بود که توسط Regency Division از I.D.E.A (گروه مهنسی توصعه صنعتی) شهر Indianapolis ایالت Indiana ساخته شده و در 18 اکتبر 1954 اعلام شد. آین رادیو در نوامبر 1954 به قیمت 95/49 دلار(معادل با 361 دلار در سال 2005) به فروش گذاشته شد و تعداد 150000 از آن به فروش رفت. این رادیو از 4 ترانزیستور استفاده می‌کرد وبا یک باتری 5/22 ولتی راه اندازی می‌شد. هنگامیکه Masaru Ibuka ، موسس شرکت ژاپنی سونی از آمریکا دیدن می‌کرد آزمایشگاه‌های بل ارائه مجوز ساخت شامل ریز دستوراتی مبنی بر چگونگی ساخت ترانزیستور را اعلام کرده بودند. Ibuka مجوز خرید 50000 دلاری پروانه تولید را از وزیر دارایی ژاپن گرفت و در سال 1955 رادیوی جیبی خود را تحت مارک سونی معرفی کرد. (کلمه جیبی اشاره دارد به مطلب بدنامی سونی وقتیکه فروشنده آنها پیراهن مخصوصی با جیب های بزرگ داشت). این محصول بزودی با طرح های بلند پروازانه ادامه پیدا کرد، اما آنها بعنوان آغاز رشد شرکت سونی از طرف عموم مورد توجه قرار می‌گرفتند تا سونی به یک قدرت تولیدی تبدیل شد. بعد از دو دهه ترانزیستورها بتدریج جای لامپ های خلإ را در بسیاری از کاربردها گرفتند و بعد ها امکان تولید دستگاه‌های جدیدی از قبیل مدارات مجتمع و رایانه‌های شخصی را فراهم آوردند. از Shockley, Bardeen و Brattian بخاطر تحقیقاتشان در مورد نیمه هادی ها وکشف اثر ترانزیستر با جایزه نوبل فیزیک قدردانی شد. Bardeen می‌رفت که دومین جایزه نوبل فیزیک را دریافت کند، یکی از دو نفری که بیش از یک جایزه از یک متد می‌گرفت. اولین ترانزیستور Gallium-Arsenide Schottky-gate توسط Carver Mead ساخته و در سال 1966 گزارش داده شد.

 کاربرد

ترانزیستور دارای 3 ناحیه کاری می‌باشد.ناحیه قطع/ناحیه فعال(کاری یا خطی)/ناحیه اشباع ناحیه قطع حالتی است که ترانزیستور در ان ناحیه فعالیت خاصی انجام نمی‌دهد.اگر ولتاژ بیس را افزایش دهیم ترانزیستور از حالت قطع بیرون امده و به ناحیه فعال وارد می‌شود در حالت فعال ترانزیستور مثل یک عنصر تقریبا خطی عمل می‌کند اگر ولتاژ بیس را همچنان افزایش دهیم به ناحیه‌ای میرسیم که با افزایش جریان ورودی در بیس دیگر شاهد افزایش جریان بین کلکتور و امیتر نخواهیم بود به این حالت می‌گویند حالت اشباع و اگر جریان ورودی به بیس زیاد تر شود امکان سوختن ترانزیستور وجود دارد. ترانزیستور هم در مدارات الکترونیک آنالوگ و هم در مدارات الکترونیک دیجیتال کاربردهای بسیار وسیعی دارد. درمدارات آنالوگ ترانزیستور در حالت فعال کار می‌کند و می‌توان از آن به عنوان تقویت کننده یا تنظیم کننده ولتاژ (رگولاتور) و ... استفاده کرد. و در مدارات دیجیتال ترانزیستور در دو ناحیه قطع و اشباع فعالیت می‌کند که می‌توان از این حالت ترانزیستور در پیاده سازی مدار منطقی، حافظه، سوئیچ کردن و ... استفاده کرد.به جرات می‌توان گفت که ترانزیستور قلب تپنده الکترونیک است.

 عملکرد

ترانزیستور از دیدگاه مداری یک عنصر سه‌پایه می‌باشد که با اعمال یک سیگنال به یکی از پایه‌های آن میزان جریان عبور کننده از دو پایه دیگر آن را می‌توان تنظیم کرد. برای عملکرد صحیح ترانزیستور در مدار باید توسط المان‌های دیگر مانند مقاومت‌ها و ... جریان‌ها و ولتاژهای لازم را برای آن فراهم کرد و یا اصطلاحاً آن را بایاس کرد.

انواع

دو دسته مهم از ترانزیستورها BJT (ترانزیستور دوقطبی پیوندی) (Bypolar Junction Transistors) و FET (ترانزیستور اثر میدان) (Field Effect Transistors) هستند. ترانزیستورهای اثزمیدان یا FET‌ها نیز خود به دو دستهٔ ترانزیستور اثر میدان پیوندی(JFET) و MOSFET‌ها (Metal Oxide SemiConductor Field Effect Transistor) تقسیم می‌شوند.

ترانزیستور دوقطبی پیوندی

در ترانزیستور دو قطبی پیوندی با اعمال یک جریان به پایه بیس جریان عبوری از دو پایه کلکتور و امیتر کنترل می‌شود. ترانزیستورهای دوقطبی پیوندی در دونوع npn و pnp ساخته می‌شوند. بسته به حالت بایاس این ترانزیستورها ممکن است در ناحیه قطع، فعال و یا اشباع کار کنند. سرعت بالای این ترانزیستورها و بعضی قابلیت‌های دیگر باعث شده که هنوز هم از آنها در بعضی مدارات خاص استفاده شود. امروزه بجای استفاده از مقاومت وخازن و...در مدارات مجتمع تمامآازترانزیستوراستفاده می‌کنند

 ترانزیستور اثر میدان پیوندی(JFET)

در ترانزیستورهای JFET(Junction Field Effect Transistors( در اثر میدان، با اعمال یک ولتاژ به پایه گیت میزان جریان عبوری از دو پایه سورس و درین کنترل می‌شود. ترانزیستور اثر میدانی بر دو قسم است: نوع n یا N-Type و نوع p یا P-Type. از دیدگاهی دیگر این ترانزیستورها در دو نوع افزایشی و تخلیه‌ای ساخته می‌شوند.نواحی کار این ترانزستورها شامل "فعال" و "اشباع" و "ترایود" است این ترانزیستورها تقریباً هیچ استفاده‌ای ندارند چون جریان دهی آنها محدود است و به سختی مجتمع می‌شوند.

انواع ترانزیستور پیوندی

pnp

شامل سه لایه نیم هادی که دو لایه کناری از نوع p و لایه میانی از نوع n است و مزیت اصلی آن در تشریح عملکرد ترانزیستور این است که جهت جاری شدن حفره‌ها با جهت جریان یکی است.

npn

شامل سه لایه نیم هادی که دو لایه کناری از نوع n و لایه میانی از نوع p است. پس از درک ایده‌های اساسی برای قطعهٔ pnp می‌توان به سادگی آنها را به ترانزیستور پرکاربردتر npn مربوط ساخت.


ساختمان ترانزیستور پیوندی ترانزیستور دارای دو پیوندگاه است. یکی بین امیتر و بیس و دیگری بین بیس و کلکتور. به همین دلیل ترانزیستور شبیه دو دیود است. دیود سمت چپ را دیود بیس _ امیتر یا صرفاً دیود امیتر و دیود سمت راست را دیود کلکتور _ بیس یا دیود کلکتور می‌نامیم. میزان ناخالصی ناحیه وسط به مراتب کمتر از دو ناحیه جانبی است. این کاهش ناخالصی باعث کم شدن هدایت و بالعکس باعث زیاد شدن مقاومت این ناحیه می‌گردد.


امیتر که به شدت آلائیده شده، نقش گسیل و یا تزریق الکترون به درون بیس را به عهده دارد. بیس بسیار نازک ساخته شده و آلایش آن ضعیف است و لذا بیشتر الکترونهای تزریق شده از امیتر را به کلکتور عبور می‌دهد. میزان آلایش کلکتور کمتر از میزان آلایش شدید امیتر و بیشتر از آلایش ضعیف بیس است و کلکتور الکترونها را از بیس جمع‌آوری می‌کند.


بازسازی اولین ترانزیستور جهان

طرز کار ترانزیستور پیوندی طرز کار ترانزیستور را با استفاده از نوع npn مورد بررسی قرار می‌دهیم. طرز کار pnp هم دقیقا مشابه npn خواهد بود، به شرط اینکه الکترونها و حفره‌ها با یکدیگر عوض شوند. در نوع npn به علت تغذیه مستقیم دیود امیتر ناحیه تهی کم عرض می‌شود، در نتیجه حاملهای اکثریت یعنی الکترونها از ماده n به ماده p هجوم می‌آورند. حال اگر دیود بیس _ کلکتور را به حالت معکوس تغذیه نمائیم، دیود کلکتور به علت بایاس معکوس عریض‌تر می‌شود.

الکترونهای جاری شده به ناحیه p در دو جهت جاری می‌شوند، بخشی از آنها از پیوندگاه کلکتور عبور کرده، به ناحیه کلکتور می‌رسند و تعدادی از آنها با حفره‌های بیس بازترکیب شده و به عنوان الکترونهای ظرفیت به سوی پایه خارجی بیس روانه می‌شوند، این مولفه بسیار کوچک است.


شیوهٔ اتصال ترازیستورها

اتصال بیس مشترک در این اتصال پایه بیس بین هر دو بخش ورودی و خروجی مدار مشترک است. جهتهای انتخابی برای جریان شاخه‌ها جهت قراردادی جریان در همان جهت حفره‌ها می‌شود.


اتصال امیتر مشترک مدار امیتر مشترک بیشتر از سایر روشها در مدارهای الکترونیکی کاربرد دارد و مداری است که در آن امیتر بین بیس و کلکتور مشترک است. این مدار دارای امپدانس ورودی کم بوده، ولی امپدانس خروجی مدار بالا می‌باشد.


اتصال کلکتور مشترک اتصال کلکتور مشترک برای تطبیق امپدانس در مدار بکار می‌رود، زیرا برعکس حالت قبلی دارای امپدانس ورودی زیاد و امپدانس خروجی پائین است. اتصال کلکتور مشترک غالبا به همراه مقاومتی بین امیتر و زمین به نام مقاومت بار بسته می‌شود.


 

 ترانزیستور اثر میدان MOS

این ترانزیستورها نیز مانند Jfet‌ها عمل می‌کنند با این تفاوت که جریان ورودی گیت آنها صفر است. همچنین رابطه جریان با ولتاژ نیز متفاوت است. این ترانزیستورها دارای دو نوع PMOS و NMOS هستند که فناوری استفاده از دو نوع آن در یک مدار تکنولوژی CMOS نام دارد. این ترانزیستورها امروزه بسیار کاربرد دارند زیرا براحتی مجتمع می‌شوند و فضای کمتری اشغال می‌کنند. همچنین مصرف توان بسیار ناچیزی دارند.

به تکنولوژی‌هایی که از دو نوع ترانزیستورهای دوقطبی و Mosfet در آن واحد استفاده می‌کنند Bicmos می‌گویند.

البته نقطه کار این ترانزیستورها نسبت به دما حساس است وتغییر می‌کند. بنابراین بیشتر در سوئیچینگ بکار می‌روند AMB


ساختار و طرز کار ترانزیستور اثر میدانی - فت


ترانزیستور اثر میدانی ( فت ) - FET همانگونه که از نام این المام مشخص است، پایه کنترلی آن جریانی مصرف نمی‌کند و تنها با اعامل ولتاژ و ایجاد میدان درون نیمه هادی ، جریان عبوری از FET کنترل می‌شود. به همین دلیل ورودی این مدار هیچ کونه اثر بارگذاری بر روی طبقات تقویت قبلی نمی گذارد و امپدانس بسیار بالایی دارد.

فت دارای سه پایه با نهامهای درِین D - سورس S و گیت G است که پایه گیت ، جریان عبوری از درین به سورس را کنترل می نماید. فت ها دارای دو نوع N کانال و P کانال هستند. در فت نوع N کانال زمانی که گیت نسبت به سورس مثبت باشد جریان از درین به سورس عبور می‌کند . FET ها معمولاً بسیار حساس بوده و حتی با الکتریسیته ساکن بدن نیز تحریک می‌گردند. به همین دلیل نسبت به نویز بسیار حساس هستند.

نوع دیگر ترانزیستورهای اثر میدانی MOSFET ها هستند ( ترانزیستور اثر میدانی اکسید فلزی نیمه هادی - Metal-Oxide Semiconductor Field Efect Transistor ) یکی از اساسی ترین مزیت های ماسفت ها نویز کمتر آنها در مدار است.

فت ها در ساخت فرستنده باند اف ام رادیو نیز کاربرد فراوانی دارند. برای تست کردن فت کانال N با مالتی متر ، نخست پایه گیت را پیدا می کنیم. یعنی پایه‌ای که نسبت به دو پایه دیگر در یک جهت مقداری رسانایی دارد و در جهت دیگر مقاومت آن بی نهایت است. معمولاً مقاومت بین پایه درین و گیت از مقاومت پایه درین و سورس بیشتر است که از این طریق می‌توان پایه درین را از سورس تشخیص داد.

 

دیودها:دیودها جریان الکتریکی را در یک جهت از خود عبور می‌‌دهند و در جهت دیگر در مقابل عبور جریان از خود مقاومت بالایی نشان می‌‌دهند. این خاصیت آنها باعث شده بود تا در سالهای اولیه ساخت این وسیله الکترونیکی ، به آن دریچه یا Valve هم اطلاق شود. از لحاظ الکتریکی یک دیود هنگامی عبور جریان را از خود ممکن می‌‌سازد که شما با برقرار کردن ولتاژ در جهت درست (+ به آند و - به کاتد) آنرا آماده کار کنید. مقدار ولتاژی که باعث می‌شود تا دیود شروع به هدایت جریان الکتریکی نماید ولتاژ آستانه یا (forward voltage drop) نامیده می‌شود که چیزی حدود 0.6 تا 0.6 ولت می‌‌باشد.



img/daneshnameh_up/a/ac/diode-2.gif

ولتاژ معکوس

هنگامی که شما ولتاژ معکوس به دیود متصل می‌‌کنید (+ به کاتد و - به آند) جریانی از دیود عبور نمی‌کند، مگر جریان بسیار کمی که به جریان نشتی یا Leakage معرف است که در حدود چند µA یا حتی کمتر می‌‌باشد. این مقدار جریان معمولآ در اغلب مدارهای الکترونیکی قابل صرفنظر کردن بوده و تأثیر در رفتار سایر المانهای مدار نمی‌گذارد. اما نکته مهم آنکه تمام دیودها یک آستانه برای حداکثر ولتاژ معکوس دارند که اگر ولتاژ معکوس بیش از آن شود دیود می‌‌سوزد و جریان را در جهت معکوس هم عبور می‌‌دهد. به این ولتاژ آستانه شکست یا Breakdown گفته می‌شود.



img/daneshnameh_up/6/68/diode-1.gif

دسته بندی دیودها

در دسته بندی اصلی ، دیودها را به سه قسمت اصلی تقسیم می‌‌کنند، دیودهای سیگنال (Signal) که برای آشکار سازی در رادیو بکار می‌‌روند و جریانی در حد میلی آمپر از خود عبور می‌‌دهند، دیودهای یکسو کننده (Rectifiers) که برای یکسو سازی جریانهای متناوب بکار برده می‌‌شوند و توانایی عبور جریانهای زیاد را دارند و بالاخره دیودهای زنر (Zener) که برای تثبیت ولتاژ از آنها استفاده می‌شود.

اختراع دیود پلاستیکی (plastic diode)

محققان فیزیک دانشگاه اوهایو (Ohio State University) توانستند دیود تونل پلیمری اختراع کنند. این قطعه الکترونیکی منجر به ساخت نسل آینده حافظه‌های پلاستیکی کامپیوتری و چیپهای مدارات منطقی خواهد شد. این قطعات کم مصرف و انعطاف پذیر خواهند بود. ایده اصلی از سال 2003 که یک دانشجوی کارشناسی دانشگاه اوهایو ، سیتا اسار ، شروع به طراحی سلول خورشیدی پلاستیکی نمود بوجود آمد. تیم پژوهشی توسط پاول برگر (Paul Berger) ، پروفسور الکترونیک و مهندسی کامپیوتر و همچنین پروفسور فیزیک دانشگاه اوهایو رهبری می‌شود.



ارسال توسط
 
تاريخ : چهارشنبه دهم بهمن 1386

جوشکاری فلزات رنگین با گاز استیلن یا کاربیت ( یا فلزات غیر آهنی)

                                   
  

فلزات غیر آهنی یا فلزات رنگی به فلزاتی گفته می شود که فاقد آهن و یا آلیاژهای آن باشند مانند مس – برنج برنز- آلومینیوم- منگنز- روی و سرب
تمام فلزات رنگین را با کمی دقت و مهارت و آشنائی با اصول جوشکاری می توان جوش داد و برای جوشکاری این نوع فلزات بایستی خواص فلز را در نظر گرفت.

جوشکاری مس با گاز
بهترین طریقه برای جوشکاری مس جوشکاری با اکسیژن است( جوش اکسیژن = اتوگن= استیلن= کاربید اصطلاحات مختلف متداول می باشند) ضمناً می توان جوشکاری مس را با قوس الکتریک یا جوش برق نیز انجام داد.

ورقه های مس را مانند ورقه های آهنی برای جوشکاری آماده می کنند یعنی سطح بالائی را تمیز نموده و از کثافات و روغن پاک نموده و در صورت لزوم سوهان می زنند. ولی چون خاصیت هدایت حرارت مس زیادتر است باید مقدار آمپر را قدری بیشتر گرفت. بهتر است همیشه با قطب مستقیم جوشکاری را انجام داد ( با جریان مستقیم و الکترود مثبت) زاویه الکترود نسبت به کار مانند جوشکاری فولاد است. طول قوس حداقل باید 10 تا 15 میلی متر باشد, برای جوشکاری مس می توان از الکترودهای ذغالی استفاده کرد. الکترودهای جوشکاری مس بیشتراز آلیاژ مس و قلع و فسفر ساخته شده اند و گاهی نیز از الکترودهای که دارای فسفر- برنز- سیلکان یا آلومینیوم هستند استفاده می کنند چون انبساط مس در اثر گرم شدن زیاد است فاصله درز جوش را در هر 30 سانتیمتر در حدود 2 تا 3 سانتیمتر زیادتر در نظر می گیرند. خمیر روانساز مس معمولاً در حرارت 700 تا 1000 درجه ذوب می شود و به صورت تفاله (گل جوش) سبکی روی کار قرار می گیرد و از تنه کار به علت کف کردن در روی کار نباید استفاده شود. بدون روانساز هم می توان مس را جوش داد و معمولاً از براکس استفاده می گردد. مس را به وسیله شعله خنثی جوش دهیم تا تولید اکسید مس نکند چون ضریب هدایت حرارت مس زیاد است باید پستانک جوشکاری مشعل 1 تا 2 نمره بیشتر از فولاد انتخاب شود. بهتر است مس را قبل از جوشکاری گرم نمائیم و با سیم جوشکاری مخصوص جوش داد برای جوشکاری صفحه 5 میلیمتری سیم جوش 4 میلیمتری کافی است و از وسط ورق شروع به جوشکاری می نمائیم و وقتی فلز هنوز گرم است روی آن چکش کاری می شود تا استحکام درز جوش زیاد شود.




جوشکاری سرب
در این نوع جوشکاری بیشتر از گاز هیدروژن و اکسیژن استفاده می گردد. در جوشکاری سرب احتیاج به گرد مخصوص نیست ولی باید قطعات کار را قبل از جوشکاری کاملاً صیقلی نموده سیم جوش سرب باید کاملاً خالص باشد چون سرب مذاب بسیار سیال می باشد. لذا جوشکاری درزهای قطعات سربی که به وضع قائم قراردارند بسیار دشوار و مستلزم مهارت و تجربه زیاد است.


جوشکاری چدن با برنج یا لحیم سخت برنج
چدن را می توان با برنج جوش داد. قطعات چدنی را باید همان طوری که برای جوشکاری با سیم جوش چدنی آماده می شوند برای برنج جوش آماده ساخت. لبه های درز جوش را باید به وسیله سوهان یا ماشین تراشید و هیچگاه لبه های درز قطعات چدنی را با سنگ سمباده پخ نزنید. زیرا ذرات گرافیت روی ذرات آهن مالیده می شوند و لحیم سخت خوب به چدن نمی چسبد. قطعات چدنی را قبل از شروع به جوش دادن حدود 210 تا 300 درجه سانتی گراد گرم کنید و گرد جوشکاری مخصوص چدن به کار برید تا بهتر به هم جوش بخورد.

نقطه ذوب سیمهای برنجی باید در حدود 930 درجه سانتی گراد باشد. سیمهای برنجی که برای جوش دادن قطعات چدنی به کار می روند دارای مقدار زیادی مس است و کمی نیکل نیز دارند . نیکل اتصال لحیم را به چدن آسان می کند و نقطه ذوب زیاد آن موجب سوختن گرافیت درز جوش می شود . در جوشکاری چدن با برنج از شعله ملایم پستانک بزرگ با فشار کم استفاده کنید. اگر فشار شعله زیاد باشد گرد جوشکاری از درز خارج می شود و در نتیجه قطعات چدنی خوب به هم جوش نمی خورند. قطعات چدنی را باید پس از جوشکاری در محفظه یا جعبه ای پر شن یا گرد آسپست قرار داد تا بتدریج خنک شود و سبب شکنندگی و ترک و سخت شدن چدن نگردد.


جوشکاری منگنز
از منگنز به صورت خالص استفاده نمی شود در جهت عکس از آلیاژهای ماگنزیوم استفاده می شود که برای ریختگی فشاری از آن استفاده می گردد . به جای آلیاژهای Mg. Mn و Mg. Al و Mg AlZn امروزه از آلیاژهای مخصوصاً محکم Zr و Th استفاده می شود.

برای جوشکاری ماگنزیوم و آلیاژهای آن از همان شرایط جوشکاری آلومینیوم استفاده می گردد.

قابلیت هدایت حرارت زیاد و انبساط سبب پیچش زیاد کار می شود. ماگنزیوم در درجه حرارت محیط به سختی قابل کار کردن است و در 250 درجه می توان به خوبی کار گرد.


جوشکاری برنج با گاز
برنج مهمترین آلیاژ مس است و از مس و روی و گاهی قلع و مقداری سرب تشکیل می شود، این فلز در مقابل زنگ زدگی و پوسیدگی مقاوم است. چون روی در حرارت نزدیک ذوب برنج تبخیر می گردد بنابراین جوشکاری با این فلز مشکل می باشد. برنج از 60 درصد مس و 40% روی و گاهی مقداری سرب تشکیل شده است. درموقع جوشکاری روی به علت بخار شدن و اکسید روی محل جوش را تیره کرده و عمل جوشکاری را مشکلتر می نماید. ضمناً گازهای حاصله خطرناک بوده و باید از محل کار تخلیه گردند. درموقع جوشکاری روی حرکت دست بسیار مهم است و باید حتی الامکان سرعت دست را زیاد کرده وگرده جوش کمتری ایجاد نمود تا فرصت زیادی برای تبخیر روی نباشد. برنج را می توان با الکترودهای گرافیتی و معمولی جوشکاری نمود، درجوشکاری برنج از قطب معکوس استفاده می شود.

فاصله قوس الکتریکی باید حداقل 5 تا 6 میلیمتر باشد. برنج ساده تر از فولاد و چدن و مس جوش داده می شود و استحکام و قابلیت انبساط آن درمحل درز جوش بسیار خوب است. توجه شود چون انقباض و انبساط برنج زیاد است نمیتوان به وسیله چند نقطه جوش به هم وصل کرد بلکه بایستی به کمک بست هائی که در حین جوشکاری می توان آنها را به هم متصل نمود از پیچیدگی جلوگیری شود.

توجه شود که در جوشکاری از سیمهای مخصوص جوشکاری برنج که مقدار مس آن 42 تا 82 درصد است استفاده نمائید و برای جلوگیری از اکسیداسیون از گرد جوشکاری استفاده می شود و از استعمال تنه کار در جوشکاری برنج باید خودداری شود زیرا درز جوش را خورده سوراخ سوراخ و متخلخل می سازد و شعله را باید طوری تنظیم کرد که اکسیژن آن از استیلن بیشتر باشد زیرا روی در حرارت 419 درجه ذوب و در 910 درجه تبخیر می شود و رسوبی از روی و اکسید روی در کنار درز جوش به وجود می آید. مقدار اکسیژن شعله بستگی به نوع آلیاژ دارد و می توان قبلاً قطعه ای از آن را به طور آزمایشی جوش داد و اگر درز جوش سوراخ و خورده نشد خوب است. و اکسیژن زیاد هم باعث کثیف شدن جوش می شود . ورقهای نازکتر از 4 میلیمتر را از راست به چپ و ورقهای ضخیم تر از 4 میلیمتر را از چپ به راست جوش می دهند. به چکش کاری و خروج دود خطرناک و استفاده از ماسک مخصوص وباز نمودن پنجره وهواکش باید توجه نمود. 

                                       

جوشکاری فولاد زنگ نزن با گاز
قابلیت هدایت حرارت فولاد زنگ نزن کمتر از فولاد معمولی می باشد و می توان سر مشعل را کوچکتر انتخاب کرد. شعله جوشکاری باید برای جوش فولاد زنگ نزن خنثی باشد زیرا اکسیژن یا استیلن اضافی با عناصر تشکیل دهنده فولاد زنگ نزن ترکیب شده و درز جوش خورده پس از مدتی زنگ می زند . روانساز جوشکاری فولاد زنگ نزن را به صورت خمیر در آورده روی درز جوش می مالیم . سیم جوش باید حتی المقدور از نوع خود فولاد زنگ نزن انتخاب شود و بهتر است تسمه باریکی از جنس همان فولادی که باید جوش داده شود را بریده و به جای سیم جوشکاری استفاده کرد.
در روش جوشکاری این فولاد مشعل را باید طوری نگهداشت که زاویه آن نسبت به کار بین 80 تا 90 درجه باشد . زاویه سیم جوش در حدود 20 تا 40 درجه است وسیم جوشکاری را جلوی مشعل نگذارید تا همزمان با لبه کار ذوب شود و نوک مخروطی باید با ناحیه مذاب تماس داشته باشد تا از اکسیده شدن فلز جلوگیری کند. و شعله را نباید یک دفعه از کار دور نمود زیرا درجه انبساط فولاد زنگ نزن بیشتر از فولاد معمولی است و بابست های مخصوص از پیچیدن و کج شدن آن در موقع جوشکاری باید جلوگیری کرد فاصله لبه کار را باید برای هر 30 سانتیمتر 3 الی 4 میلیمتر بیشتر در نظر گرفت. پس از تمام شدن کار جوشکاری به وسیله برس و شتشو مواد اضافی تفاله و روانساز و یا گرد جوشکاری اضافی را باید کاملاً تمیز کرد و بر طرف نمود.


جوشکاری فولادهای مولیبدونی
وقتی که به فولاد مولیبدون اضافه شود مقاومت آن را بالا می برد مخصوصاً در حرارتهای زیاد ، بنابراین موارد استعمال این نوع فولاد بیشتر در لوله هائی که تحت فشار و حرارت زیاد باشد بیشتر است. بعضی از فولادهای مولیبدونی دارای مقداری کرم نیز هستند این آلیاژ را که مولی کرم می نامند بیشتر در ساختن قطعات مقاوم هواپیما به کار برده می شوند. جوشکاری این فولاد مانند جوشکاری آهن می باشد با این تفاوت که برای مقاوم بودن جوش باید از الکترود نوع E_7010 و E_7012 و E_7020 استفاده شود و برای قطعات ضخیم که گرده های پهن مورد احتیاج است می توان از فولادهای قلیائی (E_7016 ، E_7015 (LOWHYDROGE استفاده نمود. در مورد جوشکاری ورقهای 5 میلیمتر و ضخیمتر لازم است بعد از جوشکاری 1200 الی1250 درجه فارنهایت گرم کرده و برای ضخامت 5/12 میلیمتر به مدت یک ساعت گرم نگهداشت و بعد از آن باید قطعه به آهستگی سرد نمود به طوری که در هر ساعت 200 الی 250 درجه فارنهایت از حرارت آن کاسته شود وقتی که قطعه به 150 درجه فارنهایت رسید بعد می توان قطعه را در هوای معمولی سرد کرد.



جوشکاری مونل واینکونل
فلز مونل آلیاژی است از 67 % نیکل 30% مس و مقدار کمی آهن و آلومینیوم ومنگنز.
فلز اینکونل آلیاژی است از 80% نیکل ، 15% گرم و 5% آهن.
این دو فلز به علت مقاومت زیادی که در مقابل زنگ زدگی دارند برای ساختن تانکر و ظروف حامل مایعات به کار می روند.
مونل و اینکونل را می توان با الکترودهای پوشش دار به آسانی آهن جوشکاری کرد.
بنابراین جوشکاری این فلزات در تمام حالتها امکان پذیر است ولی بهتر است که درحالت تخت عمل انجام گیرد. قطعاتی که ضخامت آنها کمتر از 5/1 میلیمتر است نباید با قوس الکتریکی جوشکاری نمود. برای جوشکاری مونل واینکوئل باید عملیات زیر را انجام داد.

قشر نازک اکسید تیره رنگ را از نقاطی که باید جوشکاری کرد به وسیله برس یا سمباده پاک نمائید.
به گرم کردن قبلی احتیاجی نیست.
از الکترودهای با پوشش ضخیم استفاده به عمل آید.
درمورد جوشکاری حالت تخت زاویه الکترود نسبت به خط قائم درجه و در مورد حالتهای دیگر الکترود عمود بر صفحه باید باشد.
– گرده های باریک ایجاد گردد.


جوشکاری طلا
جوشکاری طلا به طریقه DC باجریان مستقیم انجام میگرد. الکترود را به قطب منفی وصل می نمائیم و یا با جریان فرکانس زیاد جریان متناوب کار میکنیم . ضمناً می توان برای جوشکاری طلا از طریقه جوشکاری نقطه جوش استفاده کرده که با الکترود و لفرامی عمل می نماید و پس از جوشکاری به وسیله صیقل نمودن با الکل کار را براق می نمائیم . ضمناً به وسیله جوشکاری کند پرسی نیز می توان طلا راجوش داد. جوش دادن متداول با شعلهای ریز و دقیق شبیه جوشکاری نقطه جوش می باشد.



ارسال توسط
 
تاريخ : دوشنبه هشتم بهمن 1386
دوربین‌های قدیمی مدار بسته دارای چهره خیلی صنعتی هستند و از این رو بسیاری استفاده از آنها را در مصارف تجاری-اداری مناسب نمی‌دانند.

دوربين

این شکل قدیمی درواقع یک قاب است که دوربین را خشک نگه می‌دارد از بالا رفتن حرارت از حد مجاز دوربین جلوگیری می‌کند. تجهیزات متعادل کننده هوایی که در دوربین مورد استفاده قرار می‌گیرند همچنین موجب متعادل شدن چگالی هوای داخل قاب و جلوگیری از جمع شدن بخار در آن می‌شوند. این نوع از دوربین‌های نیز معمولا بدون لنز ساخته می‌شوند و با توجه به میزان مورد نیاز فاصله کانونی و میدان دید می‌توانید لنز مورد نیاز برای دوربین را انتخاب کنید. پایه گردان و لنزهای زوم دار نیز به مشاهده کننده این امکان را می‌دهند تا هدفی را دنبال کند یا آن را از نزدیک مشاهده کند.

خوشبختانه برای آن دسته از افرادی که بیشتر اقتصادی فکر می‌کنند امروزه این امکان فراهم شده تا از دوربین‌های ارزان‌تری استفاده کنند. دو نوع دوربین مدار بسته وجود دارد که در این کاربردها مناسب است: دوربین‌های CCD و دوربین‌های CMOS. دوربین‌ها مبتنی بر CMOS نسبت به نوع دیگر دارای قیمت ارزان‌تری هستند اما کیفیت و وضوح تصویر آنها در مقایسه با دوربین‌های CCD پایین‌تر است.

دوربین‌های که با نام دوربین‌های بالت (bullet cameras) یا دوربین‌های فشنگی عرضه می‌شوند طوری طراحی شدند تا از ورود آب به داخل دوربین جلوگیری شود. این طراحی این امکان را به این دوربین‌ها می‌دهد تا بتوانند به طور دائم در عمقی مشخص از آب دوام بیاورند. دوربین‌های فشگنی نیاز به گرم‌کن ندارند و اندازه کوچکشان این امکان را فراهم می‌کند تا در برخی کاربردهای تجاری مسکونی یا اداری از آنها استفاده کرد. متاسفانه این دوربین‌ها به علت مهرو موم شدن هیچ گونه امکان تنظیم را به استفاده کننده نمی‌دهند. بیشتر این دوربین‌ها از لنز 3.6 میلیمتر استفاده می‌کنند که زاویه دیدی برابر 72 درجه را فراهم می‌کند که برای بسیاری از کاربردهای داخلی مناسب است.

انتخاب مشخصات دوربین

دوتا از مهمترین معیارهای عملکرد دوربین وضوح و حساسیت آن هستند. معیارهای بعدی نیز رنگی یا غیررنگی بودن و استفاده داخلی یا خارجی هستند.

حساسیت دوربین در واقع قابلیت تشخیص نورهای مختلف برای دوربین است و وضوح یا رزولیشن مشخص کننده میزان توانایی دوربین در نمایش جزییات است.

وضوح دوربین

وضوح برای یک دوربین مداربسته عبارت است تعداد تی وی لاین‌هایی (TV line) که دوربین در یک تصویر نمایش می‌دهد. برای مثال یک دوربین KT&C تک رنگ فشنگی با 420 TVL مشخص شده و دوربین رنگی همان مدل دارای وضوح 380 TVL است. به طور کلی هرچه میزان این TVL بیشتر باشد وضوح دوربین بالاتر خواهد بود. دوربین‌های با وضوح بالاتر از 500 معمولا در کاربردهای خاص مورد استفاده قرار می‌گیرند. برای مثال خواندن پلاک خودرویی که با سرعت بالا در حال حرکت است نیازمند دوربینی با کیفیت بالاست. اما احتمالا با دوربینی با وضوح 380 خواهید توانست پلاک خودرویی را که متوقف شده را بخوانید. معمولا کیفیت تصویر در دوربین‌های مبتنی بر CMOS نسبت به دوربین‌های CCD پایین تر است. استفاده از دوربین‌های CMOS در وضوح کمتر از 300 امکان تشخیص تصاویر را مشکل می‌کند. همچنین وضوح دوربین می‌تواند به میزان نور محل نیز وابسته باشد.

سطوح نور

انتخاب دوربینی که بتواند در شرایط کم نور نیز به خوبی کار کند بسیار مهم است. حداقل‌ روشنایی لازم برای عملکرد دوربین را معمولا به واحد لوکس بر روی آن ذکر می‌کنند. اگر با واحد لوکس برای اندازه گیری نور اشنایی ندارید به طور خلاصه به میزان نور در برخی مکان‌ها می‌پردازیم.

سطوح نمونه نور به این صورت هستند:

نور کامل خورشید در تابستان: 50000 لوکس

نور گرفته روز: 10000 لوکس

نور استاندارد محیط‌های 500 لوکس

سپیده دم یا غروب: 1-10 لوکس

نور استاندارد خیابان‌های اصلی: 30 لوکس

نور استاندارد خیابان فرعی: 10 لوکس

باید توجه داشت که در مناطقی که دارای محدودیت‌های نوری هستند انتخاب هر دوربینی که می‌تواند تصویر را نشان دهد به هیچ عنوان مناسب نخواهد بود بلکه اصل طلایی برای انتخاب دوربین مناسب در نور کم این نیست که دوربینی را انتخاب کنیم حداقل نور ذکر شده برای آن حداقل یک دهم نور محل مورد نظر باشد. باید توجه داشته باشید که بیشتر دوربین‌ها می‌توانند در محیط‌هایی که نور زیادی دارند نیز به خوبی کار کنند (البته به شرطی که منبع نور به طور مستقیم در دید دوربین نباشد) ولی مشکل بزرگ زمانی خواهد بود که دوربین نور کافی را برای تشکیل تصویر دریافت نمی‌کند.

حساسیت دوربین‌های پنهان با لنزهای پین هول (pin hole) مقدار 0.1 لوکس ذکر می‌شود و در این صورت این دوربین باید بتواند با نوری برابر ربع نور مهتاب کار کند اما واقعیت این است که این دوربین‌ها دارای یک ضریب دهانه با مقدار تقریبی 4 نیز هستند بنابراین این دوربین‌ها حداقل به نور تقریبی 1 لوکس برای تشکیل تصویر نیاز دارند پس توجه داشته باشید که مقدار نور لازم برای دوربین همیشه بیشتر از حداقل میزان ذکر شده بر روی دوربین است.

چگونه تصویر چند دوربین متفاوت را نمایش دهیم

بیشتر سیستم‌های مدار بسته از چندین دوربین تشکیل شده‌اند و این نیاز وجود دارد که تصاویر همه دوربین‌ها مشاهده یا ضبط شود. بهترین راه برای این کار استفاده از دستگاه‌هایی مانند سوئیچر, کواد (کواد اسپلیتر) و مالتی پلکسر است. انتخاب دستگاه مناسب با توجه به کاربرد مورد نظر شما نیازمند داشتن اطلاعات درباره همه این دستگاه‌هاست. در ادامه به بیان برخی از مزایا و معایب هر کدام از این دستگاه‌ها می‌پردازیم.

سوئیچر (Switcher)

سوئیچر دستگاهی است که می‌توان به وسیله آن تصاویر دوربین‌های متفاوت را به طور نوبتی بر روی مانیتور نمایش داد. خروجی نمایش داده شده را همچنین می‌توان ضبط نیز کرد. برای ضبط تصاویر می‌توان از یک VCR استفاده کرد. باید توجه داشت که تصاویر ضبط شده به وسیله سوئیچر Real-time هستند و می‌توانند دارای کیفیت بالایی باشند. از این رو هنوز نیز از افراد حرفه‌ای ترجیح می‌دهند از سوئیچر استفاده کنند و می‌توان گفت قابلیت ضبط Real time در سوئیچر باعث شده که تا حدودی محدودیت سوئیچر در ضبط تنها یک تصویر در نظر گرفته نشود.

به طور کلی استفاده از سوئیچر در سیستم‌هایی توصیه می‌شود که نباید هزینه نصب آنها بالا باشد.

مزایا: ساده, ارزان, تصاویر real time و با کیفیت

معایب: در لحظه تنها می‌تواند یک تصویر یک دوربین را ضبط کند.

کواد (Quad splitter)

کواد دستگاهی است که از قابلیت نمایش چهار تصویر همزمان بر روی مانیتور برخوردار است. از این دستگاه‌ها زمانی استفاده می‌شود که نیاز به نمایش چندین (حداکثر چهار) تصویر بر روی مانیتور باشد. این دستگاه‌ها نیز مانند سوئیچر تنها می‌توانند تصویر نمایش داده شده بر روی مانیتور را نمایش دهند.

مزایا: ساده, قابلیت نمایش چند تصویر همزمان

معایب: تنها می‌تواند تصویر یک دوربین یا چهار دوربین را در اندازه یک چهارم تصویر ضبط کند.

مالتی پلکسر (Multiplexer)

مالتی پلکسر دستگاهی است که امکان ضبط چند تصویر را در اندازه کامل و به صورت همزمان فراهم می‌کند. این دستگاه همچنین امکانات نظارتی بیشتری را در مقایسه با کواد و سوئیچر فراهم می‌کند. این دستگاه ‌ها می‌توانند چندین تصویر را به طور همزمان نشان دهند و از انعطاف پذیری بالایی برای به وجود آوردن روشذهای مختلف نظارتی برخوردارند.

چه زمانی باید از مالتی پلکسر استفاده کرد

 به طور کلی استفاده از مالتی پلکسر بیشتر در سیستم‌های مدار بسته پیچیده‌تر که نیاز به سیستم نظارتی سطح بالایی دارند یا در مواردی که نیاز به ضبط تمامی تصاویر دوربین‌ها به طور همزمان وجود داشته باشد استفاده می‌کنند.

مزایا: ضبط همه تصاویر دوربین‌ها به طور همزمان, امکان فراهم آوری سیستم نظارتی پیچیده‌تر, امکان مشاهده مناطق بزرگ با استفاده از نمایش چند تصویر از دوربین‌های مختلف

معایب: عدم ضبط تصاویر به صورت Real-time, افزایش قیمت کلی سیستم نصب شده

بیشتر درباره مالتی پلکسر

در مالتی پلکسر مشکل هر دو دستگاه کواد و سوئیچر در عدم توانی ضبط چند تصویر همزمان حذف شده اما باید به این نکته توجه داشت که تصاویر فرستاده شده از دوربین به طور غیر همزمان به مالتی پلکسر می‌رسند. این تصاویر نمی‌توانند مستقیما در VCR ذخیره شوند چون این دستگاه تنها قابلیت ذخیره یک تصویر در هر لحظه را دارد. بنابراین مالتی پلکسر تصاویر دوربین‌های مختلف را به نویت در حافظه VCR ذخیره می‌کند. در این حالت این دستگاه می‌تواند تا 50 تصویر از دوربین‌های متفاوت را در یک ثانیه ذخیره کند و در زمان باز کردن فایل‌های تصویری نیز مالتی پلکسر تصاویر مربوط به یک دوربین را به طور منظم نمایش می‌دهد.



ارسال توسط
 
تاريخ : دوشنبه هشتم بهمن 1386

VCR خانگی (Domestic VCR)

ساده‌ترین و ارزان‌ترین راه برای ضبط تصاویر گرفته شده به وسیله دوربین‌ها استفاده از VCR ‌های خانگی است. این دستگاه‌های معمولا امکان ضبط 8 ساعت تصویر را برای شما ایجاد می‌کنند که البته می‌توانید با استفاده از سیستم کنترل ضبط تصاویر تنها تصاویر دارای حرکت را ضبط کنید.

معایب: بیشتر VCR‌های خانگی دارای زمان Take up نسبتا بالایی هستند.(زمان Take up به تاخیر دستگاه بین گرفتن دستور ضبط و شروع ضبط گفته می‌شود)

در صورتی که از VCR برای ضبط تصاویر تلویزیون استفاده می‌کنید, در صورت انتخاب دوربین به عنوان ورودی قادر به ضبط تصاویر دیگری مانند تصاویر تلویزیون نخواهید بود.

مزایا: بسیار کم هزینه. این هزینه کم این امکان را به شما خواهد داد تا از یک VCR جداگانه برای ضبط تصاویر دوربین‌ها استفاده کنید.

با این حال استفاده از VCR در سیستم‌های مداربسته حرفه‌ای کاملا منسوخ شده است اما برای یک سیستم ساده خانگی می‌تواند انتخاب خوبی باشد.

ویدئو تایم لپس (Domestic VCR)

این دستگاه‌ها تقریبا شبیه به VCR‌های خانگی هستند با این تفاوت که شما می‌توانید تعداد فریم‌های ضبط شده تصویر را تغییر دهید. این قابلیت این امکان را به شما می‌دهد تا تصاویر را برای مدت بیشتری ضبط کنید. این دستگاه میذتواند طوری تنظیم شود تا تصاویر را برای مدت 24, 240 و یا 960 ساعت بر روی نوارهای ویدئویی معمولی ضبط کند.

معایب: هرچه مدت ضبط تصاویر را افزایش دهید فاصله بین فریم‌های ضبط شده نیز افزایش می‌یابد و تصاویر از حالت واقعی دور می‌شوند.

مزایا: قابلیت ضبط طولانی. قیمت نسبتا مناسب. این دستگاه‌های همچنین دارای قابلیت‌هایی مانند آلارم یا بازنویسی خود کار بر روی نوار نیز هستند.

DVR (digital video recorder)

DVR دستگاهی است که تصاویر آنالوگ را از دوربین دریافت کرده و پس از تبدیل آنها به اطلاعات دیجیتال آنها را ضبط می‌کند. معمول‌ترین حافظه مورد استفاده در این دستگاه‌ها هارد دیسک‌های معمولی هستند. این دستگاه با توجه به نوع قابلیت نصب تعداد مختلفی هارد دیسک را دارند.

از DVRها می‌توان در ترکیب با مالتی پلکسر و سیستم موشن دتکتور استفاده کرد. DVRها به دو دسته تقسیم می‌شوند:

-standalone : ان دستگاه امکان ضبط و نمایش تصاویر را برای شما فراهم می‌آورد.

- PC-based: این دستگاه بر روی رایانه نصب شده و امکان استفاده و ظبط تصاویر بر روی رایانه را فراهم می‌آورد.

مزایا: دستگاه‌های DVR تقریبا تمامی قابلیت‌های گفته شده در مورد دستگاه‌های قبلی مانند ضبط و نمایش چند تصویر هم زمان, آلارم, موشن دتکتور و ... را دارا می‌باشند که نصب سیستم مدار بسته را بسیار آسان می‌کند.

رزولیشن تصاویر ضبط شده نسبتا بالا است.

دسترسی به تصاویر با توجه به زمان و تاریخ ضبط به راحتی امکان پذیر است.

پس از گرفتن کپی کیفیت تصاویر به هیچ وجه کاهش نمی‌یابد.

ظرفیت بالای ضبط تصاویر نیاز به تعویض دائم نوار را از بین می‌برد.

امکان ضبط تصاویر مدتی قبل از تشخیص حرکت نیز وجود دارد.

اتصال آسان این دستگاه به شبکه یا اینترنت امکان مشاهده تصاویر از راه دور را فراهم می‌آورد.

معایب: هزینه نسبتا بالا. (البته ممکن است در ابتدا هزینه این دستگاه بالا به نظر برسد اما قابلیت‌های این دستگاه نسبت به قیمت ان استفاده از این دستگاه‌ها را بسیار معقول کرده است)



ارسال توسط
1) تعداد کانال‌های ورودی: بیشتر DVR را با توجه به تعداد کانال‌های ورودی طبقه‌بندی می‌کنند. تعداد کانال‌های ورودی معمولا 1, 2, 4, 9 و یا 16 هستند. باید اشاره کرد که پیدا کردن DVR با تعداد کانال‌های نامتعارف تقریبا کاری غیر ممکن است بنابراین در موقع نسب سیستم باید به تعداد دوربین‌های نصب شده توجه داشته باشید و امکان افزایش تعداد دوربین‌ها در آینده را نیز در نظر بگیرید. از همین رو معمولا DVR را طوری انتخاب می‌کنند که تعداد وروردی‌های آن از تعداد دوربین‌های نصب شده بیشتر باشد.

دروبين

2) نوع نمایش تصاویر: از آنجایی که DVR‌ها با توجه به تعداد کانال‌ها و مدل‌شان روش‌های مختلفی برای نمایش تصویر دارند در موقع انتخاب و نصب DVR باید به این نکته توجه کنید. DVR‌های 4 کاناله قابلیت نمایش تصاویر یک ماتریس دو در دو را دارند. DVRٰهای 9 کاناله جدا از نمایش 4 تصویر همزمان می‌توانند 9 تصویر همزمان را نیز در یک ماتریس 3 در 3 نمایش دهند. در صورتی که می‌خواهید از یک DVR 1 کاناله برای نمایش و ضبط تصویر چند دوربین استفاده کنید باید از یک سوئیچر, کواد یا مولتی‌پلکسر نیز در کنار آن استفاده کنید.

3) مدت زمان ضبط: این پارامتر بیشتر به ظرفیت هارد دیسک یا هارد دیسک‌های نصب شده در DVR وابسته است. بیشتر DVR‌های این امکان را دارند که پس از پر شدن ظرفیت هارد بر روی داده‌های اولیه بازنویسی کنند. همچنین می‌توانید DVR را طوری تنظیم کنید که پس از پر شدن هارد دیسک به شما برای تعویض آن اخطار دهد.

 یکی از نکات مهم در مورد DVR‌ها فرمت ذخیره سازی تصویر در آنها که می‌تواند نقش مهمی در افزایش کیفیت تصاویر ضبط شده و کاهش ظرفیت آنها داشته باشد. نکته مهم دیگر در زمان تنظیم DVR توجه به میزان کیفیت مطلوب با توجه به کاربرد دوربین‌هاست. در بیتشر DVRها می‌توانید رزولیشن و تعداد فریم‌ها تصویر را برای هر دوربین مشخص کنید.

4) بیشترین تعداد فریم: این پارامتر بیشترین تعداد فرم‌هایی را که DVR می‌تواند در یک ثانیه ضبط کند نمایش می‌دهد. در VCR‌های قدیمی تعداد فرم‌های تصویر باید محدود می‌شد تا مدت ضبط تصاویر افزایش یابد. اما DVR به شما این امکان را می‌دهد تا با توجه مدت دلخواه ضبط تعداد فریم‌های تصویر را انتخاب کنید.  

معمولا برای مکان‌هایی مانند ورودی‌ها و یا محل‌های کم اهمیت تعداد فریم‌های تصویر را تا 1 فریم در ثانیه کاهش می‌دهند. برای مشاهده جزئیات بیشتر برای مثال در حالتی که برداشتن اجسام قابل تشخیص باشد باید از تعداد فریم‌های بالا استفاده کرد. بیشتر DVRهای معمولی 25 فریم در ثانیه هستند و DVR‌های با تعداد فریم‌های بالا برای ضبط مانند 50 یا 100 فریم, تنها در کاربردهای خاص مورد استفاده قرار می‌گیرند.

در موقع انتخاب DVR به این نکته توجه داشته باشید که تعداد فریم‌های DVR را در حالت PAL در نظر بگیرید. برخی DVRها 25 فریم در ثانیه را برای استاندارد NTSC و 18 فریم در ثانیه برای PAL پشتیبانی می‌کنند.

5) موشن دتکشن (تشخیص حرکت): به طور کلی در بیشتر موارد نیازی نخاهد بود که تمامی تصاویر دریافتی ضبط شود. سیستم موشن دتکتور به شما کمک خواهد کرد تا تنها تصاویری را که در آنها حرکت وجود داشته ضبط کنید. این قابلیت در بیشتر DVR‌ها وجود دارد, همچنینی ممکن است DVR این قابلیت را به شما بدهد تا تنها محل خاصی را به عنوان محل حساس به حرکت انتخاب کنید. از دیگر نکات مهم دیگر در رابطه با سیستم موشن دتکشن تنظیم میزان حساسیت سیستم با توجه به کاربرد خاص آن است. هر چه حساسیت سیستم پایین‌تر باشد حجم حرکت بیشتری برای فعال کردن سیستم نیاز خواهد بود. از نکات مهم دیگر در زمینه تنظیمات موشن دتکتور زمان‌های قبل و بعد از تشخیص حرکت است. DVR این امکان را به شما خواهد داد تا مشخص کنید که تصاویر تا چند ثانیه قبل از تشخیص حرکت و تا چند ثانیه بعد از تشخیص حرکت ضبط شوند.

سیستم موشن دتکشن تقریبا مانند دتکتورهای تشخیص حرکتی که به عنوان دزدگیر مورد استفاده قرار می‌گیرند عمل می‌کند. در صورتی که DVR امکان استفاده از سیستم را به شما نداد می‌توانید از دتکتورهای PIR استفاده کنید. البته انجام این کار نیازمند سیم‌کشی جداگانه و هزینه بر است.

6) مشاهده و تنظیم از راه دور: در صورتی که DVR واسط‌های RS232 یا RS485 را داشته باشد امکان اتصال DVR به رایانه برای شما ایجاد خواهد شد و می‌توانید DVR را با استفاده از نرم افزاری که در رایانه خود نصب می‌کنید تنظیم کرده و تصاویر را مشاهده و ضبط کنید. برای اتصال به LAN به یک سرور نیاز خواهید داشت تا بتوانید از طریق شبکه به تصاویر دوربین‌ها دسترسی داشته باشید.



ارسال توسط
 
تاريخ : دوشنبه هشتم بهمن 1386

پس از آشنا شدن با ابزارها و تجهیزات مختلف در رابطه با نصب دوربین‌های مداربسته به تشریح روشی برای ساده برای نصب سیستم مداربسته دلخواه شما می‌پردازیم. البته قبل از شروع آموزش باید به این نکته اشاره کنم که فرض من بر این بود که خواننده دارای حداقلی از اطلاعات فنی, اطلاعات مربوط به سیم‌کشی و توانایی کار با ابزارهای ساده برق باشد. در غیر این صورت مسئولیت هر گونه آسیب به تجهیزات بر عهده خود شماست. در ضمن کار کردن در ارتفاع ممکن است کمی پرخطر باشد پس در صورتی که حس می‌کنید از ارتفاع می‌ترسید از همین لحظه از انجام آن صرف نظر کرده و کار را به یک تکنیسین باتجربه بسپارید.

پلن: اولین قدم برای شروع به کار داشتن یک نقشه یا پلن از سیستم است. در هنگام مشخص کردن محل نصب دوربین‌ها به چندین نکته باید توجه داشته باشید. نصب دوربین در محیط‌های کم نور به هیچ عنوان توصیه نمی‌شود. در صورتی که می‌خواهید از یک دوربین دید در شب برای یک محیط تاریک استفاده کنید باید بدانید که این دوربین‌ها در محیط‌های تاریک تصویری سیاه و سفید خواهند داشت. هرگز دوربین را مستقیما در جهت نور خورشید و یا لامپ‌های پر نور نصب نکنید.

انتخاب محل مناسبی برای نصب دوربین کار آسانی نیست پس بی تفاوت از کنار آن نگذرید. گذشته از موقعیت نور در تصویر موقعیت و فاصله شی مورد نظر نیز از اهمیت بالایی برخوردار است. در موقع خرید لنز (در صورتی که دوربین شما دارای لنز فیکس نباشد) متوجه انوع مختلفی از لنزها خواهید شد. در موقع انتخاب لنز به نور محل و فاصله شی توجه داشته باشید و فاصله کانونی لنز را انتخاب کنید. در یک محیط کوچک (حدود 50 متر) استفاده از لنز 3.6 مناسب خواهد بود. هر چه فاصله شی مورد نظر بیشتر شد باید فاصله کانونی لنز نیز بیشتر باشد. البته انتخاب لنز مناسب کار آسانی نیست و نیازمند کمی تجربه خواهد بود. راه دیگر برای این کار استفاده از لنزهای با قابلیت فوکوس متغییر است محدوده فوکوس این لنزها نیز محدود است اما کار انتخاب را برای شما خیلی راحتر خواهد کرد.

با انتخاب مکان‌های مهم و استراتژیک برای نصب دوربین شما خواهید توانست تعداد دوربین‌ها مورد نیاز برای یک محیط ثابت را کاهش دهید. در موقع نصب از همپوشانی تصاویر خودداری کنید و دوربین‌ها را طوری نصب کنید که هر کدام محیطی کامل را که دیگر دوربین‌ها پوشش نمی‌دهند پوشش دهند. در صورتی که حفظ امنیت دوربین‌ها نیز دارای اهمیت باشد دوربین‌ها را معمولا طوری نصب می‌کنند که هر دوربین در دید یک دوربین دیگر قرار گیرد و به وسیله یک دوربین دیگر پشتیبانی شود. نکته بسیار مهم دیگر در زمان جایگذاری دوربین‌ها توجه به امکان کشیدن کابل در محل نصب دوربین است.

سیم‌کشی: زمان‌برترین قسمت نصب دوربین‌های مداربسته مربوط به سیم‌کشی می‌شود. باید برای سیم‌کشی در قسمت‌های مختلف برنامه داشته باشید به طوری که کمترین مقدار سیم مصرف شود و همچنین طول سیم‌ها از حد استاندارد فراتر نرود چون موجب تضعیف سیگنال‌های تصویر خواهد شد. هرگز سیم‌های انتقال دهنده سیگنال‌های ویدئویی را از کنار سیم‌های جریان بالا عبور ندهید و حداقل فاصله 12 سانتی‌متر را در این مواقع رعایت کنید. طول کابل هر دوربین نباید از 400 متر بیشتر شود همچنین سعی کنید از کابل‌های کیفیت بالا برای انتقال تصاویر استفاده کنید.

نکاتی دیگری نیز در هنگام سیم‌کشی با اهمیت است مثلا سعی کنید در موقع نصب دوربین همیشه مقداری سیم اضافی در محل نصب دوربین برای جابه‌جایی‌های احتمالی باقی بگذارید. سعی کنید از تغذیه جداگانه دوربین‌ها خودداری کنید. می‌توانید برق را با ولتاژ 220 ولت تا دوربین برده و برای هر دوربین از یک آداپتور جداگانه استفاده کنید و یا کل دوربین‌ها را با یک آداپتور مرکزی تغذیه کنید. تغذیه هر دوربین از یک محل امکان نصب  UPS مجزا برای دوربین‌ها را در آینده از شما خواهد گرفت.

 

جایگذاری دوربین‌ها: جایگذاری دوربین بیشتر مربوط به نصب پایه و پیچ کردن آن به دیوار یا سقف می‌شود. در موقع رولپلاک کردن دوربین به دیوار یا سقف توجه داشته باشید که دوربین کاملا محکم در جای خود قرار گیرد و در صورتی که حس کردید پیچ‌ و رولپلاک‌ها خود دوربین کوچک هستند از اندازه بزرگتری استفاده کنید.

در موقع مشخص کردن محل سوراخ‌کاری به جهت دوربین توجه داشته باشید. در مورد دوربین‌هایی که تغذیه DC دارند باید به پلاریته ورودی دوربین توجه داشته باشید. برای اتصال سیم تصویر دوربین‌ها باید از فیش BNC استفاده کنید. فکر نمی‌کنم وصل فیش BNC کار خیلی سختی باشد به همین دلیل از توضیح آن صرف نظر می‌کنم اما اگر به نظر شما ضروری بود به من اطلاع دهید تا آن را اضافه کنم.

پس از وصل BNC خواهید توانست تصویر دوربین‌ها راببینید (البته اگر مراحل قبلی را به خوبی انجام داده باشید). در صورتی که تصاویر دوربین را نداشتید به قسمت عیب‌یابی مراجعه کنید.

جدول زیر به شما ترتیب انجام عملیات مربوط به نصب دوربین را نشان می‌دهد:

جمع‌آوری اطلاعات اولیه (مانند بازدید از محل, تعداد دوربین‌های درخواستی و ...)

مشخص کردن نوع دوربین‌ها

مشخص کردن محل مرکز کنترل (با توجه به ملاحظات امنیتی و امکان سیم‌کشی و ...)

تعیین سیستم تغذیه دوربین‌ها (مرکزی یا مجزا)

آماده کردن محل عبور کابل‌ها (سقف کاذب, کف, داکت و ...)

اجرای کابل کشی

اصلاح و انجام جزئیات مربوط به سیم‌کشی

اصلاح و انجام جزئیات مربوط به وصل به سیستم نمایش و ضبط

گرفتن تصاویر و تنظیم دوربین‌ها

پایان عملیات نصب دوربین‌ها

 



ارسال توسط
 
تاريخ : دوشنبه هشتم بهمن 1386
سیستم دوربین مداربسته سیستمی است که در آن ازیک مدار بسته برای اتصال دوربین‌ها به نمایشگر استفاده شده. در واقع تفاوت یک سیستم مداربسته با یک سیستم انتقال تصاویر تلوزیون در طریقه انتقال تصاویر است. در سیستم انتقال تلویزیون تصاویر انتقال تصاویر به صورت باز صورت می‌گیرد و امکان دریافت تصاویر به صورت آزاد وجود دارد حال آنکه در یک سیستم مداربسته تصاویر در مداری خاص به نمایشگرهای محدودی انتقال پیدا می‌کنند.

کاربردهای سیستم مداربسته

به طور حتم بزرگترین کاربرد سیستم‌های مداربسته در کابردهای امنیتی است اما با گسترش این سیستم‌ها استفاده از آنها هر روز در قسمت‌های مختلفی گسترش می‌یابد. در زیر به چندین نمونه از کاربردهای خاص این سیستم‌های اشاره می‌کنیم:

* نظارت بر ترافیک بر روی پل‌ها

* ضبط تصاویر در اجاق کیک پزی برای جلوگیری از ایجاد مشکل در حین پخت

* سیستم موقت سنجش سطح ترافیکی شهر

* استفاده از قابلیت ضبط Time lapse برای انیمیشن‌های خمیری

* استفاده در ورزشگاه برای دیدن بهتر صحنه‌های بازی

* استفاده در اتوبوس‌ها برای جلوگیری از خرابکاری

* استفاده در باغ وحش برای کنتل دائم حیوانات

این لیست را می‌توان با صدها کاربرد دیگر دوربین‌های مداربسته پر کرد.

 دوربین

نقطه شروع برای بررسی یک سیستم مداربسته دوربین مداربسته است. دوربین وظیفه دریافت تصاویر و تبدیل آنها به سیگنال‌های ویدئویی را دارد. دوربین‌ها با تمام تفاوت‌ها در مدل دارای قسمت‌های مشابهی هستند. به تصویر رو به رو توجه کنید.

در تصویر رو به رو قسمت‌های مختلف یک دوربین‌ها مانند lens (لنز), Focus adjustment (تنظیم فوکوس), Iris adjustment (تنظیم زاویه), Camera (دوربین), BNC plug (ورودی BNC), Main lead (تغذیه).

در واقع تمام دوربین‌ها دارای لنز با قابلیت تنظیم فوکوس و زاویه تصویر نیستند ولی بسیاری از آنها این قابلیت را دارند. ورودی BNC به کابل کوآکسیال متصل می‌شود.

مانیتور

مانیتور وظیفه نمایش تصاویر ضبط شده به وسیله دوربین مداربسته را بر عهده دارد. مانیتور یک سیستم مدار بسته می‌تواند یک تلویزیون یا یک مانیتور باشد که تفاوت آنها در نوع ورودی آنهاست. برای تلویزیون باید از ورودی آنالوگ استفاده کنید اما مانیتور باید با سوکت VGA به تقسیم کننده وصل شود.

تصویر زیر یک مانیتور را در ساده‌ترین حالت نمایش می‌دهد:

 

ساده‌ترین سیستم مداربسته

ساده‌ترین سیستم مداربسته تنها از بخش‌های اصلی تشکیل شده یعنی دوربین, مانیتور و کابل رابط. کابل تصویر دوربین بدون هیچ واسطه و به طور مستقیم به دوربین وصل می‌شود. چنین سیستم تنها قابلیت مشاهده تصاویر را از یک دوربین و برای یک نمایشگر فراهم می‌اورد و امکان بازبینی تصاویر نیز وجود ندارد.

 

قدم بعدی امکان نمایش چندین دوربین با یک مانیتور بود. این امکان با استفاده از یک سويچر در سیستم به وجود می‌آید. سوئیچر این امکان را برای شما به وجود می‌آورد تا تصویر چند دوربین را به طور مجزا بر روی مانیتور ببینید. سوئيچر همچنین می‌توانست این امکان را فراهم کند تا صدا نیز از دوربین دریافت شود (البته در صورتی که دوربین دارای میکروفن بود). یکی از معایب سوئیچر وقفه نمایش تصاویر در زمان عوض کردن تصویر بود. در سیستم‌های قدیمی تنها دوربینی که در آن لحظه در حال نمایش بر روی مانیتور بود روشن بود و بقیه دوربین‌ها خاموش می‌ماندند (چون امکان ضبط همه تصاویر باهم وجود نداشت) بنابراین در زمان تغییر تصاویر مدتی طول می‌کشید تا دوربینی که تازه روشن شده بود تصویر درستی را ارائه دهد.

با این حال این سیستم بسیار ارزان بود و نصب آن هیچ پیچیدگی نداشت.

سیستم مدار بسته با امکان نمایش چهار دوربین بر روی یک مانیتور (مانیتور و سوئیچر مشترک نمایش داده شده‌اند)

 

تغذیه دوربین‌ها

در یک سیستم مداربسته تغذیه دوربین‌ها می‌تواند به صورت انجام گیرد. تغذیه مرکزی و تغذیه مجزا. هر یک از این روش‌ها دارای مزایا و معایب خاص خود هستند.

سیستم تغذیه مرکزی این امکان را برای شما به وجود می‌اورد که تغذیه همه دوربین‌ها را از یک محل کنترل کنید. همچنین شما می‌توانید برای دوربین‌ها از یک UPS استفاده کنید. اما عیب بزرگ آن این است که در صورت بروز عیب در منبع تغذیه همه دوربین‌ها از  کار می‌افتند. همچنین در صورت بروز اتصالی ممکن است منبع تغذیه اصلی آسیب ببیند و در این صورت باید هزینه بیشتری را بپردازید. در چنین سیستمی همچنین طول کابل کشی نیز افزایش می‌یابد چراکه باید از هر دوربین یک سیم تغذیه هم به منبع تغذیه (که معمولا در محل نمایش تصاویر قرار دارد) برود.

در سیستم تغذیه مجزا برای هر یک از دوربین‌ها یک منبع تغذیه مجزا در نظر گرفته می‌شود. در این حالت در صورت بروز مشکل تنها همان دوربین از مدار خارج میذشود و یا یک منبع تغذیه آسیب می‌بیند. عیب بزرگ چنین سیستمی عدم امکان کنترل تغذیه دوربین‌ها از یک محل است.

ضبط تصاویر

مرحله بعدی تکامل یک سیستم مداربسته امکان ضبط تصاویر است. در گذشته برای ضبط تصاویر از یک Video Recorder استفاده می‌شد که به طور مجزا به سوئیچر وصل شده و تصاویری را که بر روی مانیتور نمایش داده می‌شد را ضبط می‌کرد.

 

 امروزه DVRها و سیستم‌های Stand alone این امکان را به شما می‌دهند که تمامی کنترل‌های مربوطه را به اضافه امکان ضبط تصاویر با یک دستگاه به دست اورید که باعث کاهش نسبی هزینه, پیچیدگی و حجم سیستم مداربسته می‌شود.



ارسال توسط

هر روز گذارش‌ها ونتایج بیشتری از تاثیر استفاده از دوربین‌های مداربسته برای کاهش جرم اعلام می‌شود. پلیس اسکاتلند اخیرا اعلام کرده که پس از نصب یک سیستم مداربسته جامع و هزینه کردن حدود 130 هزار پند میزان ارتکاب به جرم در شهر ایردری تا 75 درصد کاهش پیدا کرده و نه تنها مردم به علت بالا رفتن چشمگیر امنیت از نصب این سیستم راضی هستند بلکه مجرم‌ها هم در بسیاری موراد از تصاویر این دوربین‌ها برای اثبات بی‌گناهی خود استفاده می‌کنند. در شهر «کینگز لین» در شرق انگلستان میزان خرابکاری و جرم در مناطق صنعتی به کسری کوچک از مقدار قبلی آن پس از نصب سیستم مداربسته کاهش یافته. میران ارتکاب به جرم در پارکینگ‌ها تا 90 درصد پس از نصب این سیستم‌ها کاهش می‌یابد.

دزدی در مغازه‌‌ها و اماکن تجاری می‌تواند تاثیر زیادی بر روی سود آنها داشته باشد. حال آنکه یک سیستم مداربسته کوچک و نسبتا کم هزینه می‌تواند سطح خوبی از امنیت را برای این مکان‌ها ایجاد کند. در یک مقایسه ساده استفاده از برچسب‌های مختلف به ویژه برچسب‌های مغناطیسی بر روی اجناس در طول زمان خیلی پر هزینه‌تر خواهد بود و در نهایت نمی‌تواند راه را به طور صد درصدی بر روی امکان سرقت اموال ببندد. یکی از محاسن خوب دوربین مداربسته (به ویژه دوربین‌های Dome) این است که سارق این امکان را ندارد که بفهمد دوربین او را می‌بیند یا خیر و این٫ حس امنیت رابه طور کامل از سارق سلب می‌کند. در ضمن یک صورت ضبط شده خیلی ساده‌تر از یک صورت مشاهده شده به وسیله انسان قابل تشخیص است. تحقیقات گسترده نشان داده است که یک سیستم مدار بسته در صورتی که به طور حرفه‌ای نصب شده باشد می‌تواند تا 90 درصد از وقوع سرقت جلوگیری کند.

 نتایج تحقیقات

نتایج ارایه شده بر اساس تحقیق است که در بریتانیا بر روی 54 هزار مغازه و توزیع کننده در باره میزان سرقت‌های کوچک انجام شده است از این رو به سختی می‌توان نتایج را تنها به قشر خاصی از فروشندگان محدود کرد.

1) 97 درصد دستبردهای کوچک در زمان اتفاق افتادن به هیچ عنوان تشحیص داده نمی‌شوند.

2) به ازای هر دستبرد تشخیص داده شده 47 تا هرگز تشخیص داده نمی‌شوند.

جدول زیر میزان دستبرد و نسبت آن به سود خالص توزیع کننده‌ها را در مورد مغازه‌های مختلف نشان می‌دهد.

نسبت به سود خالص

نسبت به کل فروش

نوع فروشگاه

28.75

1.91

کتاب فروشی

27.55

1.91

لباس فروشی

25.70

1.86

خودرو و لوازم جانبی

17.80

1.70

فروشگاه زنجیره‌ای

13.33

1.63

لوازم الکتریکی

11.70

1.12

کفش و لوازم ورزشی

12.90

0.75

مبل ومان و لوازم منزل

25.00

0.83

سوپ‍رمارکت و خواروبار فروشی

18.20

1.53

جواهر فروشی

15.50

2.54

داروخانه

21.20

2.14

اسباب بازی فروشی

17.78

1.62

در مجموع



ارسال توسط
 
تاريخ : دوشنبه هشتم بهمن 1386

در ضبط دیجیتال هر تصویر به تعدادی از پیکسل‌ها یا نقاط تقسیم می‌شود. برای هر یک از این پیکسل‌ها مبدل انالوگ به دیجیتال خصوصیات مختلف آن پیکسل مثل رنگ و روشنایی را به اعداد دیجیتال تبدیل می‌کند. و مجموع اطلاعات این پیکسل‌ها با هم یک تصویر را تشکیل می‌دهد و مجموع تصاویر با هم و به ترتیب یک تصویر متحرک را تشکیل می‌دهند. اطلاعات دیجیتال مربوط به هر پیکسل می‌تواند بر روی یک حافظه دیجیتال ضبط شود. یک تصویر عادی از یک دوربین تک فام (سیاه و سفید) می‌تواند 450 کیلوبایت فضا را اشغال کند و در یک تصویر رنگی این ضرفیت به 650 کیلوبایت می‌رشد. از این سو باید به دنبال راهی برای کاهش ظرفیت تصاویر بود. چنین ضرورتی موجب به وجود آمدن روش‌های مختلف کمپرس تصویر شد.

یک فریم تصویر دارای حجم زیادی از اطلاعات زائد است. در سیستم‌های انالوگ تصویر با تمامی اطلاعات آن به صورت ساده‌ای ضبط می‌شود اما در یک سیستم دیجیتال این کار ظرفیت زیادی را اشغال خواهد کرد پس باید اطلاعات زائد را از هر فریم جدا کرد. جدا کردن تغییر محسوسی را در کیفیت تصویر ضبط شده نخواهد داشت اما ظرفیت آن را به شدت کاهش خواهد داد. بیشتر روش‌های فشرده سازی تصویر دارای محدودیتی در فشرده سازی هستند و در صورت فشرده کردن تصویر بیش از آن کیفیت تصویر به شدت کاهش خواهد یافتو به نقطه‌ای که پس از آن کیفیت تصویر به شدت افت می‌کند Knee می‌گویند.

 

روش‌های مختلف فشرده سازی تصویر

معروف‌ترین روش فشرده سازی تصاویر استاندارد JPEG نام خود را از گروه به وجود آورنده این استاندارد یعنی Joint Photographic Expert Group گرفته است. در این روش فشرده سازی Knee در 1:8 (یک به هشت) صورت می‌گیرد. در تصاویر متحرک از استاندارد Motion JPEG یا M-JPEG استفاده می‌شود. در این استاندارد Knee در 1:15 اتفاق می‌افتد. بنابراین با استفاده از استاندارد M-JPEG در بیشترین میزان فشرده سازی ظرفیت یک تصویر 450 کیلوبایتی به 30 کیلوبایت تقلیل می‌یابد. اما این ضرفیت هنوز هم ضرفیت خیلی زیادی است چرا که در صورتی که حتی 2 فریم در ثانیه هم ضبط داشته باشید در طول 24 ساعت به فضایی بالغ بر 6 گیگا بایت نیاز خواهید داشت.

روش نسبتا جدیدتر (نسبت به M-JPEG) روش MPEG است که به وسیله گروه Motion Picture Expert Group طراحی و ایجاد شد. این استاندارد این قابلیت را دارد که قسمت‌های اضافی یا مشابه رانه تنها در هر تصویر بلکه در بین تصاویر مختلف و مجاوور نیز شناسایی و حذف کند.

در روش MPEG I از هر تصویر سه فریم متفاوت ساخته می‌شود. فریم اول (I-frame) همه خصوصیات و اطلاعات مربوط به ساخت تصویر مورد نظر را دارد. فریم بعدی فریم پیش‌بینی (P-frame) نام دارد و از I-frame تصویر قبلی ایجاد شده است و از آن برای ایجاد تصویر بعدی استفاده می‌شود. فریم آخر یا فریم پیشبینی دوتایی (B-frames) از دو فریم قبلی و بعدی ساخته می‌شود. در این روش فشرده سازی قسمت‌های تکراری و زائد نه تنها در هر تصویر بلکه بین تصاویر مختلف با استفاده از مقایسه فریم‌ها با هم حذف می‌شوند و به این ترتیب ظرفیت تصاویر ضبط شده در این روش بسیار کتر از روش JPEG است.

با توجه به اصل مقایسه تصاویر در صورتی که تصویر گرفته شده از یک مکان دارای حرکت کمتر و عوامل ثابت بیشتری باشد (مثل تصاویر گرفته شده با دوربین‌های مداربسته ثابت) ظرفیت تصاویر خیلی کمتر از حالت‌های دیگر خواهد بود و به همین صورت این روش فشرده سازی امکان فشرده کردن تصاویر را تا نسبت ۱:۱۰۰ نیز فراهم می‌کند.

فرمت MPEG-2 نوع پیشرفته‌تری  از فشرده‌سازی به روش MPEG است با استفاده از این روش فشرده سازی می‌توان 90 دقیقه از یک فیلم با کیفیت VHS را در فضایی به بزرگی 650 مگابایت ذخیره کرد. در

از طرفی قابلیت استفاده از interframe یا حذف قسمت‌های تکراری در تصاویر مجاور دارای محدودیت‌هایی نیز هست. در صورتی که تصاویر فشرده شده دارای تغییرات دائمی و ناگهانی باشد میزان فشرده سازی تصاویر به شدن کاهش می‌یابد بنابراین ضرفیت تصاویر ضبط شده در فرمت‌هایی که دارای قابلیت interframe هستند تا حد زیادی به تغییرات در تصاویر نیز وابسته است.

جدول زیر یک مقایسه کوتاه و مختصر را بین روش‌های فشرده‌سازی تصاویر در دوربین‌های مداربسته نشان می‌دهد.

نوع فرمت

KNEE

با INTERFRAME

JPEG

4 –8:1

این قابلیت را ندارد

M-JPEG

10 -15:1

این قابلیت را ندارد

MPEG

10 –15:1

100:1

FRACTAL

20 –30:1

>100:1

WAVELET

30:1

>100:1

 


ارسال توسط
 
تاريخ : دوشنبه هشتم بهمن 1386
استفاده از دوربین‌های تحت شبکه به علت بالا رفتن قابلیت‌های آنها نسبت به گذشته روز به روز درحال افزایش است و از این سو سعی دارم تا در مقاله‌ای نسبتا کوتاه به برخی از خصوصیات این دوربین‌ها بپردازم.

 

دوربين

رزولیشن یا تفکیک پذیری

متفاوت از دوربین‌های آنالوگ که رزولیشن آنها با تی وی لاین (TVL) مشخص می‌شد (تعداد خطوط افقی موجود در تصویر) در دوربین‌ها تحت شبکه رزولیشن به پیکسن عنوان می‌شود.

به عنوان مثال 520 تی وی لاین در یک دوربین آنالوگ با رزولیشن 752x582 برابری می‌کند (که در نوع آنالوگ رزولیشن نسبتا بالایی به شمار می‌رود)

استفاده از دوربین‌های 2 و 3 مگاپیکسلی به صورت دوربین‌های شبکه به سرعت رایج شده و این دوربین‌ها می‌توانند تصاویری به مراتب بهتر از دوربین‌های آنالوگ ارائه دهند.

امروزه حتی دوربین‌های شبکه با روزلیشن 16 و 20 مگاپیکسر نیز وجود دارد. این دوربین‌ها می‌توانند تصاویر را با تمام جزئیاتشان نمایش دهند. از این دوربین‌ها معمولا برای مشاهده محیط‌های پهناور استفاده می‌شود.

عملکرد در نور کم

دوربین‌های تحت شبکه اولیه عملکرد مناسبی در نور کم نداشتند و مکانیزم جبران‌کننده آنها نیز باعث کاهش تعداد فریم‌ها در تصویر می‌شد که به یک تصویر بی کیفیت و نامنظم می‌انجامید.

اما دوربین‌های امروزی می‌توانند تصویر نسبتا مناسبی را حتی در نور یک لوکس نیز ایجاد کنند و از نور موجود استفاده مناسب را بکنند و 25 فریم در ثانیه را در هر شرایطی ایجاد کنند.

عملکرد در شبکه

یکی از نگرانی‌های مهم مسئولان شبکه در مورد استفاده از دوربین‌های تحت شبکه تاثیر آنها بر روی شبکه و کاهش سرعت آن است. چراکه به ویژه در دوربین رزولیشن بالا حجم زیادی از اطلاعات مربوط به دوربین باید در هر لحظه در شبکه جابه جا شود و با توجه به پهنای باند محدود شبکه این می‌تواند موجب ایجاد اختلال در شبکه نیز شود.

با این حال شبکه‌های گیگابایتی امروزی می‌توانند به راحتی نصب این دوربین‌ها را پشتیبانی کنند و در صورت ایجاد اختلال باید ظرفیت شبکه را افزایش داد. روش دیگر برای جلوگیری از ایجاد اختلال در شبکه استفاده از کابل‌های داده و عدم نصب مستقیم دوربین‌ها به شبکه است به طوری که تصاویر دارای شبکه خاص خود در سیستم باشند.

Power over Ethernet

بیشتر دوربین‌های شبکه دارای این قابلیت هستند. به این معنا که می‌توانید دوربین را با همان کابل شبکه تغیه کنید و این نیاز به یک کابل اضافه را جهت تغذیه دوربین از بین می‌برد.

پیشرفت‌های جدید این امکان را فارهم کرده که تجهیزات پر مصرف تر مانند دوربین‌های با قابلیت پن تیلت و زوم را نیز بتوان با همان کابل دیتا تغذیه کرد.

در مقایسه با دوربین‌های آنالوگ که به یک کالب جداگانه برای تغذیه نیاز داشتند این قابلیت موجب صرفه جویی در زمان و هزینه کابل کشی خواهد شد.

محدودیت طول کابل

داده‌ها بر روی کابل Cat5 دارای محدودیت مسافت تا ۱۰۰ متر است. با این حال تقویت‌کننده‌هایی وجود دارند که به راحتی این مسافت به ۲۰۰ متر افزایش می‌دهند و با استفاده از تجهیزات پیچیده‌تر می‌توان این مسافت را تا ۵۰۰ متر نیز افزایش داد.

با این حال در موقع نصب دوربین‌های شبکه نیز مانند دوربین‌های انالوگ باید به محدودیت فاصیه آنها و طول کابل توجه داشت.

 



ارسال توسط
 
تاريخ : دوشنبه هشتم بهمن 1386

CCD در واقع مخفف Charged Coupled Device است. CCD یک ابزار الکترونیکی محسوب می‌شود که از تعداد زیادی از دیودهای بسیار کوچک حساس به نور تشکیل شده است. هر دیود موجود بر روی چیپ CCD ولتاژی را تولید می‌کند که دقیقا با نوری که دریافت می‌کند نسبت مستقیم دارد. دیودی که در معرض نور قرار نگیرد ولتاژی تولد نخواهد کرد و این عدم وجود ولتاژ به عنوان رنگ سیاه تلقی خواهد شد. مشابها بیشترین نور بیشترین ولتاژ را تولید خواهد و این بیشترین وتالژ به عنوان رنگ سفید تلقی می‌شود. سطوح نور بین این بیشترین و هیچ نیز ترکیبات مختلفی از خاکستری و طوسی را تشکیل می‌دهند. در دوربین‌های رنگی سیگنال‌های مربوط به رنگ‌ها نیز همراه با میزان نور دریافت می‌شود.

دوربين

میزان نوری که یک چیپ CCD می‌تواند دریافت کند بسیار محدود است بنابراین نور ورودوی به چیپ CCD باید به وسیله محدود کننده‌ها به مقداری خیلی کمتر از مقدار واقعی خود تقلیل یابد.

Sensitivity یا حساسیت

یکی از خصوصیاتی که به عقیده بسیاری برای انتخاب دوربین بسیار مهم است میزان حساسیت آن است. حساسیت یک دوربین نشان دهنده میزان نوری است که دوربین برای ایجاد تصویر دارد. هرچه میزان حساسیت دوربین بیشتر باشد به نور کمتری برای ایجاد تصویر نیاز دارد.

  نسبت سیگنال به نویز (Signal to noise ratio (S/n

همانوطری که از اسم این خصوصیت مشخص است میزان نسبت سیگنال‌های تصویر و نویز موجد در تصویر تولید شده را نشان می‌دهد. نویز بر روی تصویر ایجاد شده به صورت دانه‌های برفک مشخص خواهد شد و موجب پایین آمدن قابلیت تشخیص در تصویر نمایش داده شده بر روی مانیتور خواهد شد. واحد نشان دهنده نسبت s/n دسیبل dB است. البته این خصوصیت ممکن است به صورت یک نسبت نیز مشخص شود. جدول زیر میزان معادل دسیبل به نسبت سیگنال به نویز را نشان می‌دهد.

 

dB

نسبت

100

100,000:1

60

1,000:1

50

316:1

40

100:1

30

32:1

20

10:1

10

3:1

برای مثال میزان دسیبل 40 نسبت 100 به یک را نشان می‌دهد به این معنا که نویز تولید شده صد برابر کمتر از سیگنال تصویر ایجاد شده است. از انجایی که احتمالا شما هیچ پیش فرضی از میزان مناسب s/n ندارید در جدول زیر این نسبت را مقایسه می‌کنیم.

 dB

S/N نسبت

کیفیت تصویر

60 dB

1,000

عالی, هیچ نویز قابل تشخیصی وجود ندارد

50 dB

316

خوب, کمی نویز در تصویر وجود دارد اما کیفیت خوب است

40dB

100

معقول, تصویر نسبتا خوب است اما همه جزئیات مشخص نیست

30 dB

32

تصویری ضعیف است با حجم زیادی از نویز

20 dB

10

تصویر غیر قابل استفاده است

 

(Automatic gain control (AGC کنترل بازده بطور خودکار

زمانی که نور ورودی به دوربین از حد مورد نیاز برای ایجاد تصیر کمتر می‌شود مکانیزم AGC به طور خودکار وارد عمل شده و سیگنال ورودی را تقویت می‌کند. این تقویت تا جایی انجام می‌شود که سیگنال ورودی برای تشکیل تصویر به حدی استاندارد برسد. از طرفی این تقویت سیگنال ورودی موجب ایجاد نویز اضافه در تصویر نیز خواهد شد و به این ترتیب کیفیت تصویر دوربین در نور پایین به شدت پایین می‌آید. با توجه به نوع تقویت کنندگی در مکانیزم AGC میزان نویز تولیدی در نور کم می‌تواند متفاوت باشد.



ارسال توسط
 
تاريخ : یکشنبه هفتم بهمن 1386

 ديود

دید کلی

هر چند در مهندسی بیشتر جریان متناوب به کار می‌رود، ولی در بعضی موارد جریان الکتریکی مستقیم نیز مورد احتیاج است. برای مثال ، جریان مستقیم برای تغذیه گیرنده‌ها و فرستنده‌های رادیو ، دستگاه‌های تلویزیون ، برای پرکردن انباره‌ها ، برای تهیه فلزات با روش الکترولیتی ، برای راه‌اندازی موتورهای تراموای ، اتوبوس‌های برقی و لوکوموتیوهای برقی و برای بسیاری از کارهای دیگر، به همین دلیل ، وسایلی که جریان متناوب را به مستقیم تبدیل می‌کنند، یا آنرا یکسو سازی می‌کنند، دارای اهمیت قابل توجهی هستند.

ساختمان یکسو کننده‌ها

ساختمان یکسو کننده‌ها مبتنی است بر استفاده از لامپ‌های یکسو کننده ، یعنی وسایلی که عبور جریان را در یک جهت اجازه می‌دهند و در جهت مخالف راه آن را سد می‌کنند. این وسیله همان دیود با کاتد گرمایونی (رشته) است. اگر چنین لامپی را در موارد جریان متناوب به طور متوالی به باری وصل کنیم که برای آن جریان مستقیم مورد نیاز است، جریان از مدار فقط در نیم دور می‌گذرد. یعنی وقتی که رشته به عنوان کاتد و صفحه سرد به عنوان آند عمل می‌کند. در نیم دور بعدی ، وقتی صفحه سرد کاتد و رشته آند می‌شود، جریان نمی‌تواند از لامپ عبور کند زیرا الکترون‌هایی که از رشته خارج می‌شوند توسط میدان جذب صفحه نمی‌شوند بلکه برعکس به طرف رشته پس زده می‌شوند. بنابراین ، جریانی که از بار می‌گذرد مستقیم است، یعنی جهتش را عوض نمی‌کند. این روش یکسو کردن جریان متناوب را یکسو سازی نیم موج می‌نامند.



 ديود
یکسو ساز تمام موج

سایر یکسوکننده‌ها

  • برای هموار کردن تپشهای جریان در مدار ، از مدار یکسو کننده تمام موج باید استفاده شود.

  • برای هموار کردن تپش‌های جریان یکسو شونده ، از پالایه «صافی الکتریکی) استفاده می‌شود. ساده ترین پالایه خازن با ظرفیت نسبتا بالاست که به طور موازی به بار وصل می‌شود. این خازن در طول نیم دوره‌ای که یکسوکننده جریان را در آن هدایت می‌کند پر می‌شود و در طول نیم دوره بعدی در بار خالی می‌شود، و جریان را در آن در طول تمام دوره به طور ثابت نگه می‌دارد. پالایه کاملتر از این ، از دو خازن و یک پیچه با القای زیاد و با هسته آهنی تشکیل شده است.

  • کنوترون: لامپ‌های یکسو کننده خلا دو الکترودی با الکترود گرمایونی را کنوترون می‌نامند. اینها در گیرنده‌های رادیو و دستگاههای تلویزیون و سایر وسایل و به طور کلی در مهندسی رادیو استعمال فراوان دارند. کنوترونها (لامپهای یکسو کننده خلا با کاتد گرم) فقط جریان‌های نسبتا ضعیف تا چند ده میلی آمپر را یکسو می‌کنند.

دیودهای یکسوساز و یکسوسازی بوسیله دیود

دیودهای یکسوساز عموما" در مدارهای جریان متناوب بکار برده می‌شوند تا با کمک آنها بتوان جریان متناوب (AC) را به مستقیم (DC) تبدیل کرد. این عملیات یکسوسازی یا Rectification نامیده می‌شود. از مشهورترین این دیودها می‌توان به انواع دیودهای 1N400x و یا 1N540x اشاره کرد که دارای ولتاژ کاری بین 50 تا بیش از 1000 ولت هستند و می‌توانند جریانهای بالا را یکسو کنند. این ولتاژ ، ولتاژی است که دیود می‌تواند بدون شکسته شدن - سوختن - در جهت معکوس آنرا تحمل کند. دیودهای یکسوساز معمولآ از سیلیکون ساخته می شوند و ولتاژ بایاس مستقیم آنها حدود 0.7 ولت می باشد.

یکسو سازی جریان متناوب با یک دیود

شما می توانید با قرار دادن فقط یک دیود در مسیر جریان متناوب مانع از گذر سیکل منفی جریان در جهت مورد نظر در مدار باشید. به این روش یکسوسازی نیم موج یا Half Wave گفته می‌شود. بدیهی است برای بالابردن کیفیت موج خروجی و نزدیک کردن آن به یک ولتاژ مستقیم باید در خروجی از خازنهایی با ظرفیت بالا استفاده کرد. این خازن در نیم سیکل مثبت شارژ می شود و در نیم سیکل منفی در غیاب منبع تغذیه ، وظیفه تغذیه بار را به عهده خواهد داشت.



 ديود
یکسو ساز نیم موج

یکسو ساز تمام موج با استفاده از پل دیود

دیود پل یا Bridge Rectifiers: اما برای آنکه بتوانیم از نیمه منفی موج ورودی که در نیمی از سیکل جریان امکان عبور به خروجی را ندارد، استفاده کنیم باید از مداری بعتوان پل دیود استفاده کنیم. پل دیود همانطور که از شکل دوم مشخص است متشکل از چهار دیود به یکدیگر متصل می باشد. جریان متناوب به قسمتی که دو جفت آند و کاتد به یکدیگر متصل هستند وصل می شود و خروجی از یک جف آند و یک جفت کاتد به یکدیگر متصل شده گرفته می‌شود. روش کار به اینصورت است که در سیکل مثبت مدار دیودهای 1 و 2 عمل کرده و خروجی را تأمین می‌کنند و در سیکل منفی مدار دیودهای 3 و 4 عمل می کند و باز خروجی را در همان وضعیت تأمین می‌کند.

موارد کاربرد یکسوکننده‌ها

  • برای یکسو کردن جریان‌های شدید (تا 50A) ، از دیودهای یکسو کننده گازی استفاده می‌شود. این نوع یکسو کننده‌ها نیز لامپ‌های دو الکترودی با کاتد گرم و آند فلزی یا کربنی هستند، ولی برخلاف کنوترونها ، یکسو کننده‌ها نیز لامپ‌های دو الکترودی با کاتد گرم و آند فلزی یا کربنی هستند، ولی بر خلاف کنوترونها ، حاوی بخار جیوه یا یک گاز بی اثر هستند. الکترون‌هایی که از کاتد گرم خارج می‌شوند، در سر راه خود به سمت آند ، اتمهای جیوه را یونیزه می‌کنند. یون‌های مثبت حاصل ، گسیل الکترون از کاتد را آسان می‌کند، و جریان در این لامپ به مراتب شدید تر از جریان در لامپ یکسو کننده با خلا زیاد است.

  • برای یکسو کردن جریان های خیلی قوی ( تا 200A با ولتاژ 50Kv) ، از یکسو کننده‌هایی با لامپ قوس الکتریکی جیوه استفاده می‌شود. این یکسو کننده‌ها از یک محفظه شیشه‌ای یا فلزی تشکیل شده‌اند که در آن تخلیه قوسی در بخار جیوه و بین جیوه مایع (به عنوان کاتد) و الکترودهای گرافیکی که به نوک‌های فلزی کناری لامپ جوش داده شده‌اند، صورت می‌گیرد. این نوع یکسو کننده‌ها به مدار یکسو کننده تمام موج وصل می‌شود.

  • همگام با یکسو کننده‌های الکترونیکی و تخلیه گازی ، در طول چند دهه اخیر یکسو کننده‌های نیم رسانا نیز متداول شده‌اند. این نوع یکسوکننده‌ها را در مدارهای نیم موج یا تمام موج درست نظیر لامپ‌های خلا دیودهای یکسو کننده گازی وصل می‌کنند.


ارسال توسط
 
تاريخ : یکشنبه هفتم بهمن 1386
برای تست انواع خازن های زیر به شرح ذیل عمل نمایید

خازن سرامیکی
خازن رنگی پلی استر
خازن کاغذی
خازن پولی استرین
خازن میکایی
خازن های متغییر(واریابل)
انواع خازن های قطب دار :
۱٫تست خازن بدون قطب: دو سر اهمتر را روی رنج ضربدر یک کیلو است به دو سر خازن زده اگر عقربه حرکت نکرد و روی بی نهایت ماند یا کمی حرکت کرد وبرگشت خازن سالم است.

۲.تست خازن الکترولیتی(با قطب):دو سراهمتر را که روی رنج ضربدر ۱۰۰ است به دو سر خازن زده “اگر عقربه اهمتر رفت وبرگشت نمود خازن سالم است” اگر عقربه روی صفرایستاد خازن اتصال کوتاه شده واگر عقربه در برگشت روی صفر نیامد نشتی دارد.

۳٫تست خازن متغیر(واریا بل وتریمر): دوسر اهمتر را به دو سر پایه ” دو پایه کنار هم واریابل زده”و دسته واریابل را چرخانده اگر عقربه هیچ حرکتی نشان نداد و روی بی نهایت ماند سالم است.

۴٫تست خازن روی مدار: تست خازن یا اهمتر” حداقل باید یک پایه خازن را خارج نموده ودو سر اهمتر را به دو سر خازن وصل نموده به طور کلی در مورد خازن های الکترولیتی عقربه اهمتر باید رفت و برگشت کند ودر بقیه خازنها در صورت سالمی عقربه اصلا نباید حرکت کند.

۵٫تست خازن متغییر (واریابل) روی مدار: واریابل روی مدار تست نمی شود و بایستی پایه های آنرا در لحیم آزاد نمود واهمتر را به دو پایه آن وصل نمود اگر عقربه حرکت نکند سالم است معمولا به این روش نمی شود واریابل را دقیق تست نمودو از روی عیبهای رادیو می توان به خرابی واریابل پی برد.مثلا رادیوئی که در هنگام چرخاندن واریابل سوت می کشد و یا خش خش ایجاد می کند و یا در قسمتی از صفحه” ایستگاهی را نمی گیرد ویا ایستگاهها را مخلوط می کند و یا فقط یک ایستگاه را می گیرد واریابلش خراب است.

۶٫تست خازن متغییر(واریابل) به طریقه ولتاژ گیری: اگر ولتاژ بیس ترانزیستور مخلوط کننده با تغییرواریابل تغییر نمود واریابل سالم است.

۷٫نشتی خازن ها : معمولا در بین خازن ها ” خازن الکترولیتی بیشتر خراب می شود ونشتی پیدا میکند یعنی یک حالت اتصالی کمی بین دو صفحه فلزی خازن ازطریق عایق بین دو صفحه ایجاد می شود وبرای اینکه دقیقا متوجه شویم خازن نشتی دارد” یا نه بایستی از دستگاه خازن سنج ایستاده کنیم.
* کدام خازن ها بیشتر نشتی دار می شوند ؟ معمولا در دستگاههای صوتی یا خازن صافی تغذیه نشتی دار می شودوباعث بریده بریده دار شدن صدا میشود ویا در پخش های اتومبیل خازن های الکترولیتی بین طبقات پری آمپلی فایر و در رادیوها خازن الکترولیتی سر راه بلندگو زیاد نشتی دار می شود و باعث پخش شدن صدا به صورت تودماغی می شود “که برای پیدا کردن خازن خراب می توان پخش را روشن نمود. یک خازن شیمیایی برابر با خازن های مدار انتخاب نموده واز پشت مدار به دو سر تک تک خازنها موازی نموده و چنانچه در یک حالت عیب برطرف شد همان خازن خراب است”در تلویزیونها بیشتر خازن صافی منبع تغذیه و خازنهای طبقه افقی (خازن بوست) و خازن واقع در مسیر تغذیه خروجی ویدئو نشتی دار میشود.
*علائم نشتی دار بودن خازن ها چیست؟ معمولا اگر دستگاه برای مدتی روشن باشد ” خازن داغ می شود ” یا باد می کند ” یا پلاستیک قسمت پا ئین خازن حالت نرمی خود را از دست داده و خشک شده است.
خازن به چند صورت خراب می شود؟ به سه صورت خراب می شود .

۱٫خازن قطع شده : که در این حالت اگر خازن غیر الکترولیتی باشد با اهمتر نمی شوداز خازن سنج استفاده می شود و در مورد خازن های الکترولیتی در این حالت عقربه اهمتر روی هیچ درجه ای رفت و برگشت نمی کند(خازن کمتر قطع می شود) .

۲٫خازن اتصال کوتاه شده : که در این حالت معمولا خازن داغ شده و یا باد نموده و یا منفجر می شود و با اهمتر صفر نشان میدهد (در این حالت دو صفحه خازن به هم چسبیده است).

۳٫خازن نشتی می کند : یعنی مقداری از عایق ” خاصیت هدایت پیدا میکند و دو صفحه خازن کمی بهم اتصالی نموده است” که در این حا لت در مورد خازن های الکترولیتی عقربه حرکت نموده ولی در برگشت روی صفر نمی ایستد (خازن نشتی دار بایستی با خازن سنج به طور دقیق تست شود)خازن نشتی دار معمولا یا باد می کند یا داغ می شود ویا پلاستیک آن خشک وشکننده می شود” معمولا خازن های الکترولیتی نشتی دار می شوند و در سه مورد این نشتی زیاد می باشد. یکی خازن الکترولیتی بین طبقات پری آمپلی فایر” پخش اتومبیل ” که باعث بریده شنیدن صدا می شود ویکی آنکه خازن الکترولیتی واقع در مسیر کلکتور خروجی تصویر تلویزیونها که باعث می شود نور و صدا باشد ولی تصویر نباشد و یکی خازن الکترولیتی ولتاژ بالا در طبقه افقی تلویزیون (خازن بوست) که باعث می شود نور از بین برود.
*اگر خازنی در مدار داغ بود علت چیست؟ یا خودش خراب است یا دیودهای قبل از آن خراب است یا قطعه جلوی آن (دیود”ترانزیستور یا آی سی )خراب است واتصالی دارد.
۸ . تعویض خازن : در موقع تعویض خازن ظرفیت آن وولتاژ کار آن (ولتاژی که روی خازن نوشته شده است) رعا یت شود واگر مشابه همان خازن نبود مقدار انتخاب شده بیشتر باشد بهتر است” مثلا اگر خازن ۱۶ ولتی پیدا نشد ” می توان ۲۵ ولتی انتخاب نمود در مورد خازنهای الکترولیتی رعایت قطب مثبت ومنفی الزامی است (مقدار خازن را میتوان تا ۲۵/ خطا به کار برد) .
طریقه فهمیدن ظرفیت یک خازن ولتاژ بالا و بدون قطب:
۲۲۰ ÷ جریان×۳۱۸۳ = ظرفیت (میکروفاراد)
*** واحد خازن میکرو فاراد است ***


 



ارسال توسط
 
تاريخ : جمعه پنجم بهمن 1386


تصویر

دید کلی

هر چند در مهندسی بیشتر جریان متناوب به کار می‌رود، ولی در بعضی موارد جریان الکتریکی مستقیم نیز مورد احتیاج است. برای مثال ، جریان مستقیم برای تغذیه گیرنده‌ها و فرستنده‌های رادیو ، دستگاه‌های تلویزیون ، برای پرکردن انباره‌ها ، برای تهیه فلزات با روش الکترولیتی ، برای راه‌اندازی موتورهای تراموای ، اتوبوس‌های برقی و لوکوموتیوهای برقی و برای بسیاری از کارهای دیگر، به همین دلیل ، وسایلی که جریان متناوب را به مستقیم تبدیل می‌کنند، یا آنرا یکسو سازی می‌کنند، دارای اهمیت قابل توجهی هستند.

ساختمان یکسو کننده‌ها

ساختمان یکسو کننده‌ها مبتنی است بر استفاده از لامپ‌های یکسو کننده ، یعنی وسایلی که عبور جریان را در یک جهت اجازه می‌دهند و در جهت مخالف راه آن را سد می‌کنند. این وسیله همان دیود با کاتد گرمایونی (رشته) است. اگر چنین لامپی را در موارد جریان متناوب به طور متوالی به باری وصل کنیم که برای آن جریان مستقیم مورد نیاز است، جریان از مدار فقط در نیم دور می‌گذرد. یعنی وقتی که رشته به عنوان کاتد و صفحه سرد به عنوان آند عمل می‌کند. در نیم دور بعدی ، وقتی صفحه سرد کاتد و رشته آند می‌شود، جریان نمی‌تواند از لامپ عبور کند زیرا الکترون‌هایی که از رشته خارج می‌شوند توسط میدان جذب صفحه نمی‌شوند بلکه برعکس به طرف رشته پس زده می‌شوند. بنابراین ، جریانی که از بار می‌گذرد مستقیم است، یعنی جهتش را عوض نمی‌کند. این روش یکسو کردن جریان متناوب را یکسو سازی نیم موج می‌نامند.



تصویر
یکسو ساز تمام موج

سایر یکسوکننده‌ها

  • برای هموار کردن تپشهای جریان در مدار ، از مدار یکسو کننده تمام موج باید استفاده شود.

  • برای هموار کردن تپش‌های جریان یکسو شونده ، از پالایه «صافی الکتریکی) استفاده می‌شود. ساده ترین پالایه خازن با ظرفیت نسبتا بالاست که به طور موازی به بار وصل می‌شود. این خازن در طول نیم دوره‌ای که یکسوکننده جریان را در آن هدایت می‌کند پر می‌شود و در طول نیم دوره بعدی در بار خالی می‌شود، و جریان را در آن در طول تمام دوره به طور ثابت نگه می‌دارد. پالایه کاملتر از این ، از دو خازن و یک پیچه با القای زیاد و با هسته آهنی تشکیل شده است.

  • کنوترون: لامپ‌های یکسو کننده خلا دو الکترودی با الکترود گرمایونی را کنوترون می‌نامند. اینها در گیرنده‌های رادیو و دستگاههای تلویزیون و سایر وسایل و به طور کلی در مهندسی رادیو استعمال فراوان دارند. کنوترونها (لامپهای یکسو کننده خلا با کاتد گرم) فقط جریان‌های نسبتا ضعیف تا چند ده میلی آمپر را یکسو می‌کنند.

دیودهای یکسوساز و یکسوسازی بوسیله دیود

دیودهای یکسوساز عموما" در مدارهای جریان متناوب بکار برده می‌شوند تا با کمک آنها بتوان جریان متناوب (AC) را به مستقیم (DC) تبدیل کرد. این عملیات یکسوسازی یا Rectification نامیده می‌شود. از مشهورترین این دیودها می‌توان به انواع دیودهای 1N400x و یا 1N540x اشاره کرد که دارای ولتاژ کاری بین 50 تا بیش از 1000 ولت هستند و می‌توانند جریانهای بالا را یکسو کنند. این ولتاژ ، ولتاژی است که دیود می‌تواند بدون شکسته شدن - سوختن - در جهت معکوس آنرا تحمل کند. دیودهای یکسوساز معمولآ از سیلیکون ساخته می شوند و ولتاژ بایاس مستقیم آنها حدود 0.7 ولت می باشد.

یکسو سازی جریان متناوب با یک دیود

شما می توانید با قرار دادن فقط یک دیود در مسیر جریان متناوب مانع از گذر سیکل منفی جریان در جهت مورد نظر در مدار باشید. به این روش یکسوسازی نیم موج یا Half Wave گفته می‌شود. بدیهی است برای بالابردن کیفیت موج خروجی و نزدیک کردن آن به یک ولتاژ مستقیم باید در خروجی از خازنهایی با ظرفیت بالا استفاده کرد. این خازن در نیم سیکل مثبت شارژ می شود و در نیم سیکل منفی در غیاب منبع تغذیه ، وظیفه تغذیه بار را به عهده خواهد داشت.



تصویر
یکسو ساز نیم موج

یکسو ساز تمام موج با استفاده از پل دیود

دیود پل یا Bridge Rectifiers: اما برای آنکه بتوانیم از نیمه منفی موج ورودی که در نیمی از سیکل جریان امکان عبور به خروجی را ندارد، استفاده کنیم باید از مداری بعتوان پل دیود استفاده کنیم. پل دیود همانطور که از شکل دوم مشخص است متشکل از چهار دیود به یکدیگر متصل می باشد. جریان متناوب به قسمتی که دو جفت آند و کاتد به یکدیگر متصل هستند وصل می شود و خروجی از یک جف آند و یک جفت کاتد به یکدیگر متصل شده گرفته می‌شود. روش کار به اینصورت است که در سیکل مثبت مدار دیودهای 1 و 2 عمل کرده و خروجی را تأمین می‌کنند و در سیکل منفی مدار دیودهای 3 و 4 عمل می کند و باز خروجی را در همان وضعیت تأمین می‌کند.

موارد کاربرد یکسوکننده‌ها

  • برای یکسو کردن جریان‌های شدید (تا 50A) ، از دیودهای یکسو کننده گازی استفاده می‌شود. این نوع یکسو کننده‌ها نیز لامپ‌های دو الکترودی با کاتد گرم و آند فلزی یا کربنی هستند، ولی برخلاف کنوترونها ، یکسو کننده‌ها نیز لامپ‌های دو الکترودی با کاتد گرم و آند فلزی یا کربنی هستند، ولی بر خلاف کنوترونها ، حاوی بخار جیوه یا یک گاز بی اثر هستند. الکترون‌هایی که از کاتد گرم خارج می‌شوند، در سر راه خود به سمت آند ، اتمهای جیوه را یونیزه می‌کنند. یون‌های مثبت حاصل ، گسیل الکترون از کاتد را آسان می‌کند، و جریان در این لامپ به مراتب شدید تر از جریان در لامپ یکسو کننده با خلا زیاد است.

  • برای یکسو کردن جریان های خیلی قوی ( تا 200A با ولتاژ 50Kv) ، از یکسو کننده‌هایی با لامپ قوس الکتریکی جیوه استفاده می‌شود. این یکسو کننده‌ها از یک محفظه شیشه‌ای یا فلزی تشکیل شده‌اند که در آن تخلیه قوسی در بخار جیوه و بین جیوه مایع (به عنوان کاتد) و الکترودهای گرافیکی که به نوک‌های فلزی کناری لامپ جوش داده شده‌اند، صورت می‌گیرد. این نوع یکسو کننده‌ها به مدار یکسو کننده تمام موج وصل می‌شود.

  • همگام با یکسو کننده‌های الکترونیکی و تخلیه گازی ، در طول چند دهه اخیر یکسو کننده‌های نیم رسانا نیز متداول شده‌اند. این نوع یکسوکننده‌ها را در مدارهای نیم موج یا تمام موج درست نظیر لامپ‌های خلا دیودهای یکسو کننده گازی وصل می‌کنند.


ارسال توسط

روش های گوناگون برای تست المانهای الکترونیکی

ابتدا تست را با مقاومت شروع میکنم. در این روش در حالی که مولتی متر را در مد تست مقاومت می گذاریم دو ترمینال مولتی متر را به ابتدا به هم اتصال می دهیم تا سیم های ترمینال و خطای مولتی متر را کنترل نماییم....

 



ارسال توسط

تست با مولتی متر دیجیتال :
در این روش در حالی که مولتی متر را در مد تست مقاومت می گذاریم دو ترمینال مولتی متر را به ابتدا به هم اتصال می دهیم تا سیم های ترمینال و خطای مولتی متر را کنترل نمائیم . سپس دو پایه ترمینال را به دو سر مقاومت وصل نموده مقدار اهم نشان داده شده را مي خوانيم. در صورتیکه این مقدار با اندازه مقاومت که از روی رمز رنگ ها و یا از روی نوشته روی مقاومت قابل تشخیص است مقایسه  می کنیم اگر این دو عدد بهم نزدیک بودند باتوجه به خطای مقاومت می گوئیم که مقاومت سالم است .

تست با مولتی متر آنالوگ ( عقربه ای ) :در این روش نیز باید مولتی متر را در رنج های تست کننده مقاومت بگذاریم البته تعیین این رنج بستگی به مقدار مقاومت ما دارد اگر مقاومت ما کوچکتر از 100  اهم است مولتی متر را در رنج
Rx1  و اگر از 100 اهم بزرگتر و کوچکتر از 10 کیلو اهم است در رنج Rx100 و در صورتیکه بزرگتر از 10 کیلو و کوچکتر از 100 کیلو در رنج Rx1k و در صورتیکه بزرگتر از 100 کیلو باشد مولتی متر را در رنج Rx10k   قرار داده و مقاومت را تست می کنیم در این مرحله نیز باید میزان اهم خوانده شده با اندازه واقعی مقاومت خیلی نزدیک باشد وفقط در حد خطای آن تلرانس قابل قبول است .

تست مقاومتهای متغیر : هرگاه از ۲ پایه استفاده شود رئوستا و اگر از ۳پایه استفاده شود پتانسیومتر نامیده میشود

الف : پتانسیو متر :
برای تست پتانسیومتر به کمک مولتی متر آنالوگ : ابتدا رنج مناسب انتخاب و سپس پایه وسط پتانسیومتر را نسبت به دوپایه دیگر اهم چک می کنیم طبیعی است که سر لغزنده وسط در هر کجا باشد عددی خوانده می شود و نیز می دانیم مجموع هردو عددی که از جمع اعداد خوانده شده هردو پایه طرفین بدست می آید برابر مقدار اهم کل پتانسیومتر می باشد .

حال برای اطمینان از عملکرد پتانسیومتر در حین تغییر اهم نیز می توانیم یک از پایه های کناری را نسبت به پایه وسط در حالی چک نمائیم که پتانسیومتر را می چرخانیم در هر حالت باید تغییرات اهم را مشاهده کنیم اگر در نقطه ای تغییرات اهم ناجوری ( کم و زیاد شدن غیر طبیعی) مشاهده شود پتانسیو متر مشکل دارد و خلاصه لازم است که تغییرات یکنواخت و بدون قطع شدن باشد .

تست ولوم :

می دانیم که ولوم نیز نوعی مقاومت متغیر می باشد پس مانند پتانسیومتر تست می شود .

تست مقاومت های متغیر ویژه یا مخصوص :
این نوع مقاومت ها با تغییرات فیزیکی عمل می کنند .

تست مقاومت مخصوص Ldr : می دانیم در مقابل تغییرات نور پاسخ می دهد . پس در حالیکه دو پایه آنرا به ترمینال های مولتی متر وصل نموده ایم در رنج Rx1k بهتر است در جلو نور مقاومت آنرا خوانده سپس با ایجاد سایه تغییر مقاومت آن را مشاهده کنیم .با پاسخ در مقابل تغییرات نور سالم بودن آن مشخص می شود .

تست مقاومت ویژه یا مخصوص Vdr : می دانیم که Vdr نوعی مقاومت ویژه یا مخصوص است که با افزایش ولتاژ اهم آن کاهش می یابد پس معمولاً در جایی که قصد ثابت کردن ولتاژ را دارند مانند زنر استفاده می شود .
وبرای تست بدلیل ولتاژ بالای آن با اهم متر قابل تست نیست و در مدار و دانستن مقدار ولتاژ محل تست می شود .

تست مقاومت Ptc :
می دانیم Ptc نوعی مقاومت است که با افزایش حرارت اهم آن افزایش و با کاهش حرارت اهم آن کاهش می یابد . پس اگر در حالیکه یایه های آن را به وسیله ترمینال های مولتی متر گرفته ایم با وسیله ای حرارت زا مانند هویه ، سشوار ، ..... حرارت دهیم مقدار اهم آن زیاد شده و علامت سالم بودن آن است . و عکس این عمل نیز درست است .
تست مقاومت ویژه Ntc) ) : عکس Ptc عمل می کند .

تست مقاومت Mdr :
این مقاومت در حوزه مغناطیس اهمش بالا می رود و می توان در هنگام تست با آهنربا تغییرات اهمش را ملاحظه کرد . نوع پیشرفته آن به نام Ic هال مشهور است . که در ضبط صوت های قدیمی سیلور دیده ایم .

 

تست انواع خازن :تست خازنهای کمتر از 10 نانو فاراد به سادگی توسط مولتی متر انجام نمی شود و فقط با خازن سنج تست می شود در صورتیکه خازن سنج ندارید روش های زیادی برای تست این نوع خازن می توان به کار برد .
برای تست این نوع خازن سه دور سیم روپوش دار معمولی را به دور هسته ترانس Hv که در دم دست داریم و تلویزیون در حال دریافت یک برنامه می باشد پیچیده و یک سر سیم را شاسی نموده خازن را به سر بعدی متصل و بایک مقاومت 10 کیلو اهمی شاسی کنید.
در این حالت تلویزیون را روشن کنید طبیعی است که Hv در سیم پیچ القا ء حدود 25 الی 30 ولت پیک تو پیک خواهد داشت که با مولتی مترها نزدیک 6ولت Ac می شود . حال ولتاژ دو سر خازن را اندازه گیری نمائید اینجانب در آزمایشی که انجام دادم خازن 1n حدود 5 vac خازن 820 pf حدود 4 vac ولت را نشان داد می توان مقاومت کمتری را نیز انتخاب و رنج وسیعی از خازنها را تست نمود از این روش   می توان برای تست انواع خازن های پلاستیکی استفاده نمود . و نتایج مختلفی برای انواع خازن ها تجربه نمود .
در این تست اگر دوسر خازن ولتاژی نداشته باشد به معنی شورت خازن واگر تقسیم ولتاژی ما بین مقاومت و خازن صورت نگیرد به معنی قطع خازن می باشد . لازم به توضیح است که باید مقدار خازن و مقاومت را درست انتخاب نمود .

و حال تست خازن های بالاتر از 10 nf الی 1میکرو فاراد :

 برای تست این نوع خازن می توان مولتی متر را روی رنج Rx10 قرار داده و می دانیم لحظه وصل ترمینال های مولتی متر اگر خازن خالی باشد توسط پیل 9v داخل مولتی متر شارژ شده و در حالت شارژ عقربه مولتی متر اهم مدار را در لحظه عبور جریان نشان می دهد مقدار ماکزیمم حرکت عقربه
را برای همیشه بخاطر بسپارید تقریباً متناسب با ظرفیت خازن عقربه منحرف می شود .
اگر در این روش بعد از شارژ کامل خازن ، اگر خازن نشتی نداشته باشد خازن سالم است و اهم مشاهده شده بی نهایت است . و در صورتیکه خازن نشت داشته باشد عقربه مقدار اهمی را نشان می دهد که گویای میزان نشتی خازن است .
و نیز اگر خازن قطع باشد هیچگونه عکس العمل مشاهده نمی شود و عقربه هیچ انحرافی نخواهد داشت .

تست خازن های 1میکرو فاراد الی 10 میکرو فاراد : قبل از نتیجه گیری باید به عرض برسانم که چون این خازنها الکترولیتی می باشند بنا براین ممکن است تغییر ظرفیت بدهند لذا این آزمایش فقط قطع ویا شورت خازن را نشان می دهد بنا براین در بعضی مراحل تغییر ظرفیت و وجود نشتی در خازن باید خازن توسط خازن سنج تست شود ولی این دلیل برای یک تعمیر کار و یا یک الکترونیک کار سبب نمی شود که این روش را یاد نگیرد .
برای این تست مولتی متر را در رنج Rx1k قرار داده و سپس شارژ و دشارژ خازن را باتوجه به قطبین باطری داخل مولتی متر( سیم مشکی مثبت و سیم قرمز منفی باطری است ) انجام می دهیم .

تست خازن های بالاتر از 10 میکرو فاراد :
برای تست این نوع خازن باید مولتی متر را در رنج Rx100 قرار دهیم .
شارژ و دشارژ خازن را ملاحظه نموده توجه به قطبین الزامی است و نشتی در حد جزئی قابل قبول است .
بنا براین بعد از شارژ عقربه اهم زیادی را نشان می دهد . اگر خازن موجب حرکت عقربه نگردد یعنی قطع و در صورتیکه صفر باشد یعنی خازن شورت است و اگر اهم کمی نیز قرائت شود به معنی خراب بودن خازن است .

تست انواع دیود توسط مولتی متر :
در ابتدای توضیحات باید به عرض برسانم که تست قطعات در مدار و تست قطعات در خارج ازمدار با هم متفاوت است بنابراین همیشه این نکته را در نظر داشته باشیم .

تست دیود معمولی :

دیودهای معمولی را بشناسیم این دیودها از جنس سیليسیوم بوده برای کاربردهای متفاوت قابلیت عبور جریان های مختلفی را دارند ساده ترین نوع آن دیود N4148  می باشد که ظاهری کوچک مانند ديودهای زنر کم وات دارد و پوسته ی شیشه ای دارد . ویا دیودهای 1N4001 و که در یکسو سازی فرکانس پائین بیشترین کاربرد را دارند مانند کار برد در آدابتورها .
بعد از شناخت سطحی با دیود معمولی تست آن را توضیح می دهم .

سعی کنیدقطعه را خارج از مدار تست کنید.
ترمینال های مولتی متر را در گرایش مستقیم جهت تست عبور جریان از دیود به پایه های دیود اتصال دهید در این حالت باید ترمینال قرمز به کاتد و ترمینال مشکی به آند دیود متصل باشد می دانیم کاتد توسط خط مدور روی بدنه دیود مشخص است در این حالت از دیود جریانی که توسط پیل داخل مولتی متر در آن جاری می شود عبور می کند ومقاومت دیود را برای این جریان می توانیم روی صفحه مولتی متر قرائت کنیم معمولاً حدود 20 الی 30 اهم است . و در این حالت حتماً مولتی متر باید روی RX1 باشد زیرا می خواهیم به حداکثر مقدار مقاومت ممکن دیود توجه داشته باشیم ودر این حالت این مقدار بایستی از 30 اهم بیشتر نشود . وگرنه دیود در گرایش مستقیم نمی تواند جریان را به خوبی از خود عبور دهد .

تست در حالت معکوس :

در این حالت ترمینال قرمز مولتی متر را به آند دیود وترمینال مشکی آن را به کاتد اتصال می دهیم اما چون باید مولتی متر را مُد RX10K بگذاریم باید توجه داشته باشیم که بادست پایه های مولتیمتر لمس نشود چون مولتی متر را در حالت سنجش مقاومت بالا گذاشته ایم زیرا می خواهیم کوچکترین نشتی ممکن دیود را بسنجیم و لابد دراین حالت هیچ گونه نشتی قابل قبول نیست و باید عقربه اصلاً انحرافی نشان ندهد .

تست دیود زنر :

 مولتی متر در گرایش مستقیم روی RX1 ومانند دیود معمولی باید 20 الی 30 اهم را نشان دهد واصطلاحاً گویند مولتی متر در گرایش مستقیم راه می دهد .
در گرایش معکوس مولتی متر باید روی مُد RX1K بوده و هیچ گونه نشتی قابل قبول نیست .
اما جهت تست کامل دیود زنر باید دیود را توسط ولتاژ بالا تر از ولتاژ شکست و مانند شکل زیر درمدار زیر قرار داده و ولتاژ شکست آن را اندازه گیری نمود . تا از درستی ولتاژ شکست دیود مطمئن شویم .

تست ديود نوري ( Led )
ابتدا توضيحاتي راجع به بستن مدارات Led مي دهم.

اولين مطلب مهمي كه به نظرم مي رسد و بارها اين موضوع را در مدارات الكترونيك شاهد بوده ام قرار دادن ديودهاي Led در مدارات الكترونيكي بدون مقاومت كنترل جريان واين مسئله باعث خواهد شد كه ديودled طول عمر كمتر ونيز صدمه رسيدن به مدارات مي گردد .

چون Led يك ديود مي باشد و بنابراين بايد به عنوان ديود در مدارات مورد استفاده قرار گيرد . و هيچ وقت ديود را در مدار به عنوان مصرف كننده در نظر نداشته باشيد . ونيز مي دانيم هيچ مداري بسته بدون مصرف كننده نيست .

نتيجه عرايضم اين است كه در يك مداربسته كه از Led استفاده مي كنيم حتماً مقاومت كنترل جريان را با حساب و كتاب درستي در نظر داشته باشيم . مصرف يك Led از 10 الي 20 ميلي آمپر است وبراي استفاده دائمي از يك Led در مدار مقاومت كنترل جريان آن را براساس اين مقدار مصرف محاسبه كنيم .
ونيز مي دانيم ولتاژ مورد نياز يك Led بستگي به رنگ نور آن از 7/1 الي 2/2 ولت متفاوت است البته خيلي راحت اين ولتاژ بدست مي آيد كافي است وقتي Led را در مدار قرار مي دهيم ( با سري نمودن مقاومت كنترل جريان آن ) مقدار ولتاژ دوسر Led را اندازه گيري نمائيم . تا ولتاژ مورد نياز Led بدست آيد
از دو مطلب فوق نتيجه مي گيريم كه اولاً با يك پيل 5/1 ولتي انتظار روشن شدن Led را نداشته باشيم چون هر Led با يك ولتاژ مخصوص خود روشن مي شود .

ثانياً اگر مي خواهيم گرايش مستقيم يك Led را تست كنيم بايد ولتاژ اعمالي به Led بيشتر از 5/1 باشد و نيز مي دانيم كه مولتي مترها اكثراً مانند مولتي متر هيوكي 3007 براي تست در حالت اهمي از باطري 5/1 ولتي براي مُدهاي Rx1 و Rx100 و Rx1k استفاده مي كنند و اين ولتاژ نمي تواند يك ديود Led  را روشن كند چون همچنان كه در بالا عنوان شد حداقل 7/1 ولت جهت شكستن سد پتانسيل Led  لازم است .
بنابراين جهت تست در حالت حتي گرايش مستقيم يك Led بايد از مُد Rx10k كه تغذيه آن معمولاً توسط يك پيل 9 ولتي انجام مي گيرد استفاده نمود .
نتيجه نهايي :
تست Led : گرايش مستقيم : مولتي متر در مُد Rx10k و مولتيمتر بايد راه بدهد .
گرايش معكوس : مولتي متر در همين مُد و هيچ گونه نشتي قابل قبول نيست .

تست Led فرستنده مادون قرمز :
گرايش مستقيم : مولتي متر در مُد Rx1 و مولتي متر بايد راه بدهد .
گرايش معكوس : مولتي متر در مُد Rx10k و هيچ گونه نشتي قابل قبول نيست .

 

 

تست دیود ژرمانیومی :
دیود های ژرمانیومی یک دیود اتصال نقطه ای و شیشه ای شفافی بودند که در مواردی ازجمله آشکار سازی در دتکتورها قابل استفاده بودند اخیراً در دستگاه های الکترونیکی کاربرد زیادی ندارند .
روش تست : در گرایش مستقیم با مولتی متر در رنج Rx1 راه بدهد . و در گرایش معکوس و در رنج Rx100 راه ندهد نشتی جزئی مانعی ندارد .


تست دیود دوبل :

 همچنانکه در شکل ملاحظه می شود هرگاه دو عدد دیود به صورت آند مشترک و یا کاتد مشترک به هم متصل شوند دیود دوبل را تشکیل می دهند . که هردو نوع آن را در شکل ملاحظه می کنید .

روش تست :
چون دو دیود آند مشترک و یا کاتد مشترک دارند و کاتد و آند هر کدام در دسترس می باشد و مانند دیود پل مدار بسته ای ندارند بنابراین هر کدام از دیودها را مانند یک دیود ساده می توان تست نمود و از همان روش تست دیود ساده یعنی در گرایش مستقیم در رنج Rx1 دیود باید راه بدهد و در گرایش معکوس در رنج Rx10k هیچگونه نشتی قابل قبول نیست .


تست دیود پل :

 در خارج ازمداردر ده مرحله اجرا می شود .
همچنانکه در شکل ملاحظه می شود پل دیود دارای دو پایه ورودی متناوب و دو پایه خروجی مثبت و منفی می باشد .
جهت تست آن مراحل را به ترتیب زیر اجرا نمائید .

مولتی را در مُد Rx10k قرار داده و دو پایه ورودی متناوب را تست می کنیم در این حالت هیچ گونه نشتی قابل قبول نیست .

ورودی های متناوب را در جهت حالت قبلی نیز با همان مُد Rx10k تست نموده و نشتی در این وضعیت نیز قابل قبول نیست .

هر کدام از دیود ها را نیز در دو وضعیت گرایش مستقیم و گرایش معکوس به شرح زیر تست     می نمائیم .

 

۱:گرایش مستقیم :

 مولتی متر در مُد Rx1 قرار داده و ترمینالهای آنرا به پایه های دیود متصل می کنیم مقدار اهم مشاهده شده توسط مولتی متر هیوکی 3007 نباید از 20الی 30 اهم بیشتر باشد .

۲: گرایش معکوس : مولتی متر در مُد Rx10k دراین حالت نیز هیچگونه نشتی قابل قبول نیست .


باید دقت شود هر ده مرحله را در تست انجام دهیم دو مرحله در 1و 2 اعلام شده و هر کدام از دیودها را نیز جداگانه در گرایش مستقیم 4 مرحله و گرایش معکوس نیز در 4 مرحله تست به پایان می رسد .

 

براي اينكه تست ديود به وسيله مولتي متر ديجيتال قابل فهم باشد بايد اندكي از ساختار ديود و نيمه هادي ها صحبت كنيم .
ديود از پيوند دونيمه هادي به نام نيمه هادي نوع n ) اصطلاحاْ منفي ) و نيمه هادي نوع P ) مثبت ) تشكيل شده است .
سيلسيم و ژرمانيم و انديوم و... بعضي از عناصر كه در جدول مندليف تعيين شده اند جزو نيمه هادي ها مي باشند. اين عناصر در طبيعت به صورت بلور كريستال در مي آيند و ساختمان ملوكوليشان كريستالي است يعني اتم هاي آين عناصر در كنار همديگر به صورت منظم طوري روي هم قرار گرفته اند كه هر اتم از آن با چهار اتم مجاور تشكيل يك توده كريستال را مي دهد.
و اگر اين نيمه هادي را خالص نمائيم درصفر درجه مطلق ( 273- ) درجه سانتي گراد عايق مي باشد .
ولي در دماي معمولي تعدادي از الكترون ها از محيط انرژي مي گيرند واز هسته اتم دور شده به شكل الكترون آزاد درآمده و اندكي موجب عبورجريان الكتريسيته مي شوند .

نيمه هادي نوع n :

بعد از خالص نمودن صدر صد سيلسيم ( يكي از عناصر طبيعت ) به منظور تهيه نيمه هادي نوع n عناصري پنج ظرفيتي( مدار آخرشان داراي پنج الكترون مي باشد ) مانند ارسنيك و آنتيموان به صورت ناخالصي به سيليكون خالص وارد مي كنند مقدار اين ناخالصي بسيار اندك است اما هدايت نيمه هادي را خيلي بالا مي برد .
دليل هدايت بيشتر نيمه هادي ساخته شده را بايد در ساختمان اتمي كريستال جديد جستجو نمود زيرا هنگام وارد نمودن عناصر پنج ظرفيتي در كريستال سيليكون اتم وارد شده مجبور به طبعيت از ساختمان ملوكولي كريستال مي باشد و هراتم از اين عنصر به اجبار با چهار اتم سيلكون يك پيوند اشتراكي را ساخته مولوكول جديدي را مي سازند كه يك الكترون آزاد توليد كرده است و در نتيجه هدايت نيمه هادي ( چون الكترون آزاد گرفته است ) بيشتر مي شود . اين نيمه هادي ساخته شده جديد همان نيمه هادي نوع n مي باشد .

نيمه هادي نوع:  p 

براي ساخت نيمه هادي نوع p عناصر سه ظرفيتي مانند آلومينيوم و يا گاليم كه در مدار آخرشان سه الكترون دارند و جزو عناصر سه ظرفيتي مي باشند به صورت ناخالصي به كريستال سيليكون وارد نموده عنصر وارده جديد نيز مجبور به اطاعت از ساختمان كريستالي مي باشد . و هر اتم از عنصر جديد با چهار اتم سيليكون تشكيل يك مولوكول جديد را مي دهد بنابر اين مدار آخر پيوند جديد به جاي هشت الكترون داراي هفت الكترون شده و يك جاي خالي براي الكترون هاي آزاد در پيوند جديد درست مي شود كه به آن حفره گويند حفره نيز خاصيٌت هدايت بيشتر را به نيمه هادي جديد كه همان نيمه هادي نوع p است مي دهد


ديود :

براي ساخت يك ديود نيمه هادي نوع n را با نيمه هادي نوع p پيوند مي دهند در محل پيوند اتفاق جالبي پيش مي آيد كه قابل تامل است . و موجب يك طرفه نمودن جريان در ديود مي شود . جهت توضيح اين نكته به ادامه مطلب با توجه به شكل ارائه شده دقت فرمائيد .



همانطور كه ملاحظه مي شود در محل پيوند دو نيمه هادي يك ناحيه اي به نام ناحيه تهي يا سد پتانسيل ايجاد مي شود كه به شكل يك پيل ظاهراْ با قطب مثبت در داخل نيمه هادي نوع N وقطب منفي آن در داخل نيمه هادي نوع P در آمده است.
ناحيه سد پتانسيل با ولتاژ 0.6 الي 0.7 ولت در جهت گرايش مستقيم از N به P شكسته شده و ديود جريان را از خود عبور مي دهد . بنا براين در صورتيكه مقدار ولتاژ تغذيه كمتر از 0.7 ولت باشد سد پتانسيل شكسته نشده و ديود جريان را ازخود عبور نمي دهد . و در صورتيكه مقدار ولتاژ تغذيه بيشتر از 0.7 باشد بديهي است كه سد پتانسيل را شكسته اما مقدار 7.0 ولت از تغذيه صرف باياس ديود شده واز تغذيه كم مي شود .

 

بنابراين ولتاژ اعمال شده در صورتيكه از 0.7 بيشتر باشد از ديود عبور نموده و به اندازه 0.7 ولت روي ديود افت پيدا مي كند . مثلا ْ اگر ولتاژ اعمال شده به دوسر ديود 3 ولت باشد فقط 2.3 ولت آن روي مقاومت ظاهر مي شود .

واما در صورتيكه ديود در گرايش معكوس قرار گيرد سد پتانسيل ديود به اندازه ولتاژ تغذيه بالا رفته و اصلاْ ديود جرياني را از خود عبور نمي دهد .

نتيجه اصلي مطالب فوق اين است كه مولتي متر ديجيتال ديود را در گرايش مستقيم قرار داده و فقط ولتاژ باياس آن را نشان مي دهد . و بدين وسيله سلامت ديود تائيد مي شود .



ارسال توسط
 
تاريخ : سه شنبه دوم بهمن 1386

دستگاه اسیلوسکوپ یا نوسان نگار برای مطالعه شکل یک نوسان و مشخصات دیگر آن مثل: پریود، طول موج، فرکانس، ولتاژ بکار میرود. این وسیله همچنین می تواند جهت اندازه گیری جریان مستقیم(DC) بکار برده شود.

ساختمان اسیلوسکوپ:

اسیلوسکوپ تشکیل شده است از یک تیوپ یا یویه کاتودی یا لامپ پرتو کاتودی(C.R.O - Cathode Ray Oscilloscope)

لامپ پرتو کاتدی دارای سه بخش است:

الف)تفنگ الکترونی که برای تولید کردن باریکه الکترونی است.

ب)سیستمی برای انحراف الکترون.

ج)پرده ای با اندودی از ماده ایی شیمیایی که انرژی باریکه را به انرژی نور مرئی تبدیل می کند.این اجزاء در یک محفظه شیشه ایی تخلیه شده جای داده می شوند. شکل زیر یک لامپ پرتو کاتدی را نشان می دهد.

 

کلیدهای اسیلوسکوپ

کلید های این دستگاه را می توان به چهار قسمت طبقه بندی کرد.

  1. گروه کنترل

  2. گروه کنترل عمودی

  3. گروه کنترل افقی

  4. گروه کنترل تریگر

گروه کنترل شامل:

الف)کلید روشن و خاموش: این کلید که باpower مشخص می شود برای روشن و خاموش کردن است. پس از روشن کردن چند ثانیه طول می کشد تا اسیلوسکوپ به حالت عادی خود برگردد.

ب)کلید شدت(Intensity): این کلید برای کنترل میزان روشنایی نقطه نورانی است

پ)کلید تمرکز اشعه: این کلید با FOCUS نمایان است و برای تنظیم نقطه نورانی بکار می رود.

گروه کنترل عمودی:

که برای موقعیت و وضعیت عمودی اشعه است شامل:

الف) کلید INPUT : این کلید محل ورودی سیگنال به اسیلوسکوپ است و به صورت یک سوکتBNC می باشد.سیگنال توسط یک سیم کواکسیال به این رابط BNC وصل می شود.

ب) کلید انتخاب ورودی: این کلید دارای سه وضعیت AC-GND-DC است و نحوه ارتباط سیگنال ورودی ره به داخل اسیلوسکوپ تعیین می کند.اگر کلید در حالت AC قرار گیرد تنها قسمت متناوب سیگنال ورودی به مدارات اسیلوسکوپ می رود.

اگر در حالت DC قرار گیرد مقادیر DC موج را که به همراه دارد به مدارهای داخلی وصل می کند در حالت GNC ورودی تقویت کننده به زمین وصل می شود.

پ)موقعیت عمودی: که با کلید position مشخص شده است میتواند اشعه را در راستای عمودی حرکت دهد.

ت) کلید VOLTS/DIV یا زمان بر قسمت یا تضعیف کننده مرحله ای: میدانیم که بهره تقویت کننده اسیلوسکوپ بایستی قابل تغییر باشد تا بتواند سیگنال های مختلف با دامنه های متفاوت رت روی صفحه نمایش دهد و از صفحه خارج نشود. این کلید که باVOLTS/DIV مشخص شده است وقتی سیگنال به ورودی اعمال شود و روی صفحه اسیلوسکوپ نمایش داده شود، مقدار واقعی آن به بعداد تقسیمات که روی صفحه اشغال شده و مقدار تضعیف کننده بستگی دارد. برای مثال یک سیگنال به شرح زیر بدست می آید.

تقسیم6.4 = دامنه پیک تا پیک روی صفحه.

(قسمت/ولت)0.2 = مقدار تضعیف کننده.    

1.28 = 0.2 * 6.4 = مقدار واقعی.

علاوه بر تضعیف کننده مر حله ایی که بصورت پله ایی تغییر می کند روی این کلید، یک ولوم قرمز رنگ وجود دارد که به صورت پیوسته تغییر می کند که همیشه بایستی در وضعیتی قرار گیرد که موج را یک برابر کند، تا بتوانیم اندازه گیری دقیقی داشته باشیم.

گروه کنترل افقی:

این گروه کلید ها تعیین کننده وضعیت انحرافی افقی اشعه و نحوه جاروب صفحه اسیلوسکوپ هستند و شامل کلید های زیر است.

الف)جاروب افقی: که با SEC/DIV یا زمان بر قسمت مشخص شده است این کلید اصلی ترین کلید کنتری افقی است و برای کنترل زمان حرکت اشعه در مسیر افقی صفحه است و نشان می دهد که چقدر زمان طول می کشد تا اشعه یک قسمت روی صفحه را طی کند این کلید بر حسب ثانیه به تقسیم(SEC/DIV) یا میلی ثانیه به تقسیم(MSEC/DIV) و میکرو ثانیه به تقسیم(mSEC/DIV)تنظیم شده است. و به صورت ناپیوسته حرکت داده می شود بدین ترتیب می توان با اندازه گیری تعداد تقسیمات افقی که یک موج کامل اشغال کرده طول موج و در نتیجه فرکانس موج را محاسبه کرد، مثلا در همان شکل قبلی محاسبات چنین است:

تقسیم 4.8 = تعداد تقسیمات یک موج.

ثانیه 0.2 = کلید کنترل جاروب افقی.

ثانیه0.096 = 4.8 * 0.2 =زمان تناوب یک سیکل کامل.

هرتز 1.04 =0.096/1 =زمان تناوب/1 = فرکانس.

البته روی کلید جاروب افقی(SEC/DIV) یک کلید پیچشی قرمز رنگ دیگر وجود دارد که بجای تغییرات پله ایی امکان تغییرات پیوسته را ایجاد می کند.

ب)موقعیت افقی: این کلید position نشان داده شده است که برای تغییر افقی سیگنال به چپ و راست به کار می رود و از آن برای دقت در اندازه گیری تقسیمات افقی یک سیگنال بکار می برند.

پ)چند برابر کننده: اگر جاروی افقی بر روی این کلید قرار داشته باشد مثلا(10MEG * ) آنگاه جاروب با سرعت 10 برابر یعنی 1MSEC/DIVحرکت می کند.

ت)کلید SWEEP MODE یا حالت های مختلف جاروب: که با MODE مشخص شده است این کلید دارای سه حالت AUTO و NORM و X-Y است.

 در حالت AUTO حتی اگر سیگنال ورودی وصل نباشد جاروب افقی به صورت متناوب انجام می گردد و در حالت NORM حتما باید سیگنال ورودی باشد تا جاروب افقی انجام شود وگرنه صفحه اسیلوسکوپ تاریک است در حالتX-Y مدار تریگر قطع شده و از کانال های 1 و 2 به عنوان محور X (افقی) و محور Y (عمودی) استفاده می شود.

گروه کنترل تریگر:

تریگر در ایکترونیک به آتش کردن و یا تحریک کردن معنی شده است در اسیلوسکوپ به معنی زمان شروع جاروب افقی است. در مدل های قدیمی اسیلوسکوپ این زمان به صورت ثابت صورت می گیرد یعنی مدار تریگر را طوری تنظیم می کردند که هرگاه سیگنال ورودی در جای خاصی باشد؛ مثلا در حال عبور از صفر به سمت یک مقدار مثبت(شروع سیکل مثبت) است مدار تریگر تحریک شده و جاروب افقی صورت می گیرد. در نتیجه همیشه سیگنال ورودی از شروع سیکل مثبت بر روی صفحه نمایش داده می شود. به این گونه اسیلوسکوپ نوع تریگر داخلی ثابت می گویند در مدار های جدید تریگر قابل کنترل است و می توان در یک زاویه مشخص از سیگنال ورودی مدار تریگر را به کار انداخت ات سیگنال ورودی از آن لحظه به بعد دیده شود.

قسمت کنترل تریگر دارای کلیدهای زیر است:

الف)سطح تریگر که با LEVEL مشخص می شود. توسط این کلید چرخان می توان زمان شروع تریگر را طوری تنظیم کرد که مطابق باشد با زمان یک دامنه مشخص از سیگنال ورودی، دامنه سیگنال مورد نظر میتواند منفی؛مثبت یا صفر باشد.

ب)کلید نوع اتصال تریگر که با SOURCE نشان داده شده است دارای پنج حالت است.

  1. V.MODE اگر چنانچه دکمه در وضعیت V.MODE قرار گیرد موج دندانه اره ای به صفحات انحراف افقی وصل می باشد. و از این کلید وقتی استفاده می شود که از هر دو کانال استفاده شود.

  2. CH1 در این حالت کلید MODE باید در وضعیت CH1 یا CH2 قرار گیرد

  3.  CH2  سمت چپ در همان وضعیت قرار گیرد.

  4. LINE این وضعیت وقتی است که برق شهر بجای موج دندانه اره ای بکار می رود.

  5. EXT در این حالت موج دندانه اره ای داخلی قطع شده و می توان از خارج توسط ورودی EXT به صفحات افقی موج دلخواه وصل کرد.

ج)کلیدهای کوپلینگ(coupling) سه حالت، AC و FRAME و LINE دارد که در دو حالت اخیر برای کارهای ویدئویی و تلویزیون انتخاب می شود سطح LEVEL اثر ندارد و از یک سطح ولتاژ مشخص از موج دستگاه خود به خود نزدیک می کند. حالتAC وقتی است که برای فرکانس های خیلی بالا استفاده می شود. کلیدهای مدهای ورودی که با (MODE ) مشخص شده است چهار حالت دارد:

الف)کانال یک(CH1) و کانال دو(CH2 ) که نشاندهنده این است که چه کانالی روی صفحه دیده شود.

ب)ALT یا (Alternate) برای دیدن همزمان دو موج که با کانال های 1 و 2 وارد شده اند، در این حالت بایستی فرکانس موج ها زیاد باشد تا چشمک بر روی صفحه دیده دیده نشود. زیرا الکترون یک بار موج کانال 1 و یک بار موج کانال 2 را نشان می دهد.

پ)(CHOPE) این حالت برای دیدن همزمان دو کانال ولی برای موج های با فرکانس کم می باشد زیرا در این حالت یک لحظه از کانال 1 و یک لحظه از کانال 2 نمایش می دهد.

انجام آزمایش های مربوط به اسیلوسکوپ

نام آزمایش: کار با اسیلوسکوپ

هدف آزمایش:شناخت پانل اسیلوسکوپ، کالیبره کردن اسیلوسکوپ، کالیبره کردن پروب نحوه اعمال سیگنال به اسیلوسکوپ، اندازه گیری دامنه ولتاژ، اندازه گیری زمان تناوب و محاسبه فرکانس سیگنال.

قبل از شروع آزمایش به یاد داشته باشید که کلیه دستگاه های اندازه گیری از جمله اسیلوسکوپ بسیار حساس هستند؛ لذا هنگام کار کردن با اسیلوسکوپبه نکات زیر دقیقا توجه کنید.

  1. هنگام تغییر رنج کلید سلکتورها، به آرامی و با دقت، رنج ها را عوض کنید زیرا کنتاکت ثابت اکثر سلکتورها از نوع مدار چاپی است و احتمال خراب شدن آنها زیاد است.

  2. شدت نور را، مخصوصا هنگامی که اسیلوسکوپ روی X-Y قرار دارد بیش از اندازه زیاد نکنید، در این حالت موج جاروب صفحات انحراف افقی قطع می شود و روی صفحه حساس فقط یک نقطه نقش می بندد. در این حالت اشعه به طور مداوم به صفحه می تابد و مواد فسفرسانس آن نقطه را خراب می کند. این خرابی منجر به ایجاد یک لکه سیاه روی صفحه می شود.

  3. کلید های فشاری روی پانل اسیلوسکوپ را هنگام تغییرحالت به آرامی فشار دهید.

  4. اسیلوسکوپ را در مکانی قرار دهید که امکان افتادن آن به طور مطلق وجود نداشته باشد.

  5. اسیلوسکوپ را در مکانی قرار دهید که اطراف آن حرارت زیاد(مانند بخاری و ...) وجود دارد یا نور خورشید مستقیما به آن می تابد قرار ندهید.

  6.   سیم پروب را هیچگاه نکشید.

  7. چنانچه ولتاژ مورد اندازه گیری در ابتدا مشخص نیست از حالت10* (ضربدر 10) پروب استفاده کنید رنج کلید سلکتورVolt/Div را در بیشترین مقدار خود قرار دهید.

  8. چنانچه بعد از روشن کردن اسیلوسکوپ اشعه روی صفحه حساس ظاهر نشد از مربی آزمایشگاه کمک بگیرید.

آزمايش شماره1

این آزمایش مربوط به شناخت پانل یک اسیلوسکوپ است. قبل از روشن کردن اسیلوسکوپ مراحل زیر را اجرا کنید.

الف) کلید سلکتور Time/div را روی عدد 1ms قرار دهید.

ب)کلید سلکتور Volt/Div را روی عدد 5 ولت قرار دهید.

پ)ولوم تغییر وضعیت افقی و عمودی را در وسط بگذارید.

ت)کلیدAC-GND-DC را در حالتGND قرار دهید.

ث)کلید Source trig را در حالت INT و CH1 قرار دهید.

ج)اسیلوسکوپ را روشن کنید، بعد از مدت کوتاهی روی صفحه حساس اسیلوسکوپ یک خط ظاهر می شود. ولوم های INTEN و FOCUS را طوری تغییر دهید که خط ظاهر شده در روی صفحه حساس دارای شدت نور کافی در کمترین ضخامت باشد. در صورتی که خط مشاهده شده دقیقا موازی خط افقی مدرج روی صفحه حساس نیست از مربی آزمایشگاه بخواهید به کمک یک پیچ گوشتی کوچک، خط را دقیقا موازی درجه بندی محور افقی کند. حال خط مشاهده شده را در شکل زیر رسم کنید.

سپس کلید سلکتور Time/Div را روی 0.1 ثانیه قرار دهید. آنچه را که روی صفحه حساس می بینید در شکل زیر رسم کنید و همین آزمایش را در حالت 1ms نیز تکرار کنید و شکل موج را در همان شکل با رنگ متفاوت رسم کنید.

 

سئوال) چرا وقتی کلید سلکتور Time/Div روی حالت 1ms است شکل موج آن با شکل موج در حالت 0.1 ثانیه متفاوت است.

سئوال) نقش کليد Time/Div چیست و ضرايب این کلید بیان کننده چه چیزی هستند؟

حال کلید سلکتور Time/Div را روی عدد 50ms قرار دهید و اثرهای اشعه را روی صفحه حساس ببینید. در این حالت ولوم Time Variable را بر عکس عقربه های ساعت بچرخانید و همزمان با چرخاندن ولوم اثرهای آن را روی صفحه حساس مشاهده کنید.

سئوال) نقش ولوم Time Variable چیست؟

 

آزمایش شماره (2) کالیبره کردن اسیلوسکوپ

ابرای اعمال ولتاژ به اسیلوسکوپ از پروب استفاده می کنند. همچنین در روی پانل اسیلوسکوپ پینی وجود دارد که روی این پین ولتاژ مربعی با دامنه حدود 0.5 ولت و فرکانس تقریبی 1KHz که در داخل اسیلوسکوپ تولید می شود، قابل دریافت است. این ولتاژ مربعی برای تنظیم پروب بکار می رود.

برای انجام این کار موج مربعی روی پانل اسیلوسکوپ را توسط پروب به ورودی اسیلوسکوپ وصل می کنیم.

شکل موج روی صفحه حساس را مطابق شکل بالا تنظیم کنید. برای این کار کلید سلکتور Time/Div را روی 0.2ms و کلید سلکتور Volt/Div را روی 0.1V قرار دهید و با تغییر ولوم قرمز رنگی که روی سلکتور Time/Div قرار دارد پریود آن موج را به 10ms تنظیم نمایید. و تا پایان آزمایش نبایستی به این ولوم ها دست بزنید همین کار را برای کانال دیگر انجام دهید.

زمانی که موج مربعی به اسیلوسکوپ وصل است مراحل زیر را انجام دهید:

الف)کلیدAC-GND-DC را در حالت GND قرار دهید.

ب)نقطه صفر را روی اولین خانه از پایین تنظیم کنید.

پ) کلیدAC-GND-DC را در حالت DC قرار دهید.

ت)کلید Volt/Div را یک بار روی 0.5 ولت و بار دیگر روی 0.1 ولت قرار دهید.

ث)در هر دو حالت شکل مشاهده شده را روی شکل زیر رسم کنید.(با دو رنگ مختلف)

سوال:نقش کلید Volt/Div چیست؟

سوال: ضرایب کلید Volt/Div چه چیزی را نشان می دهند؟

 

آزمایش شماره (3)

همان طور که در درس تئوری نیز خوانده اید یکی از موارد کاربرد اسیلوسکوپ، اندازه گیری ولتاژ است.برای انجام آزمایش مراحل زیر را انجام دهید.

الف) ولتاژ منبع تغذیه DC را به کمک مولتی متر دقیقا روی 3 ولت تنظیم کنید.

ب)کلید انتخاب AC-GAN-DC را روی حالت DC قرار دهید.

پ)به کمک سیم های رابط و پروب این ولتاژ را به اسیلوسکوپی که نقطه صفر آن را قبلا تنظیم کرده اید وصل کنید.

ت)کلید سلکتور Time/Div را روی 1 ولت بگذارید.

ث)مکان سلکتور Volt/Div را روی 1 ولت بگذارید.

مکان صفر و مکان جدید خط مشاهده شده (تغییر مکان اشعه در جهت عمودی) را در شکل زیر رسم کنید.

سؤال: آیا به ازای هر ولت به اندازه یکی از تقسیمات انحراف اشعه داشته ایم؟

ج)حال کلید سلکتور Volt/Div را روی عدد 0.5 ولت قرار دهید و شکل انحراف اشعه در جهت عمودی را در شکل بالا با رنگ دیگر رسم کنید.

سؤال:از منحنی های شکل بالا چه نتیجه ای می گیرید؟

سؤال : برای خواندن ولتاژ چگونه باید عمل کرد؟

سؤال:اندازه گیری ولتاژدر کدام حالت از شکل بالا دقیقتر صورت می گیرد؟

 

آزمایش شماره (4)

در این قسمت از آزمایش، می خواهیم شکل موج سیگنال AC را روی صفحه اسیلوسکوپ ببینیم.برای این کار مراحل زیر را انجام دهید:

الف) سیگنال ژنراتور صوتی را روشن کنید و آن را روی فرکانس 1kHz قرار دهید.

ب)پروب اسیلوسکوپ را به ترمینال های خروجی سیگنال ژنراتور صوتی وصل کنید.

پ)شکل ولتاژ خروجی را در حالت سینوسی قرار دهید.

ت) با ولوم تنظیم، دامنه سیگنال را طوری تنظیم کنید که دامنه سیگنال روی صفحه حساس برابر 3 خانه شود و شکل موج را در شکل زیر رسم کنید.

ث)در شکل زیر کلیدAC-GAN-DC را در حالت AC قرار دهید و شکل موج را مشاهده کنید.چه فرقی بین شکل موج نشان داده شده در در حالت AC و DC دارد؟

ج)دامنه و مقدار موثر موج سینوسی شکل زیر را حساب کنید.

 

 

آزمایش شماره (5) اندازه گیری زمان تناوب

همان طور که دیدید مدت زمانی طول می کشد تا اشعه از یک خانه به خانه دیگر حرکت کند.لذا می توان زمان تناوب(مدت زمان یک سیکل کامل) سیگنال ها را محاسبه کرد.

برای انجام این عمل مراحل زیر را انجام دهید:

الف)فرکانس سیگنال ژنراتور را در حدود 25KHz در حالت موج سینوسی قرار دهید.

ب)پروب اسیلوسکوپ را به سیگنال ژنراتور وصل کنید.

پ)شکل موج نقش بسته روی صفحه حساس را در شکل زیر رسم کنید.

ت)زمان تناوب سیگنال اعمالی به اسیلوسکوپ را با کمک رابطه زیر محاسبه نمایید.

رنج کلید سلکتور Time/Div *تعداد خانه های در بر گرفته شده ی یک سیکل کامل=زمان تناوب T

با داشتن زمان تناوب یک سیگنال می توان با استفاده از رابطه فوق فرکانس را محاسبه کرد.

بنابراین توسط اسیلوسکوپ های معمولی نمی توان فرکانس را به طور مستقیم اندازه گیری کرد؛ بلکه ابتدا باید زمان تناوب آن را از روم صفحه حساس محاسبه کرد و سپس به کمک رابطه بالا مقدار فرکانس را به دست آورد.

ث) حال دامنه و فرکانس سیگنال ژنراتور را به دلخواه تغیر دهید و کلید سلکتور های Time/Div را طوری تنظیم کنید که حدود دو سیکل کامل و دامنه 3 خانه روی صفحه حساس نقش بندد.

ج)شکل موج روی صفحه حساس را در شکل رسم کنید.

چ)دامنه و فرکانس موج رسم شده در شکل را محاسبه کنید.

سوال: به طور مشروح توضیح دهید که از این آزمایش ها چه نتیجه ایی گرفته اید.

 

 

آزمایش شماره (6) اندازه گیری اختلاف فاز

در اندازه گیری اختلاف فاز، با استفاده از اسیلوسکوپ دو کاناله، دو سیگنال را به دو کانال اعمال می کنیم. روی صفحه اسیلوسکوپشکل موج دو کانال به طور همزمان نشان داده می شوندو با استفاده از شکل موج ها می توان به آسانی اختلاف فاز بین آنها را محاسبه کرد. روش محاسبه اختلاف فاز در روابط زیر آمده است.

به عنوان مثال اختلاف فاز دو سیگنال در شکل زیر برابر است با:

درجه57.14  =6.3 / 360= فاز به ازای هر خانه

درجه114.28=57.14×2= اختلاف فاز دو سیگنال

الف)مدار شکل زیر را روی برد برد یا برد آزمایشگاهی ببندید.

ب)خروجی آنها را به کانال های اسیلوسکوپ وصل کنید.

پ)شکل موج ظاهر شده روی صفحه حساس را در شکل زیر رسم کنید.

ت)اختلاف فاز بین دو سیگنال کانال های 1 و 2 اسیلوسکوپ را محاسبه کنید.

ث)کلید حالت را روی CHOP قرار دهید زیرا فرکانس منبع 50Hz است.

تعداد خانه های دربرگرفته شده توسط یک سیکل/360=اختلاف فاز به ازای هر خانه

اختلاف فاز به ازای هر خانه × تعداد خانه های اختلاف فاز = اختلاف فاز

 

 

آزمایش شماره (7) 

مدار شکل زیر را ببندید و مراحل آزمایش شماره(6) را تکرار کنید.

اسیلوسکوپ را تنظیم و سپس مقادیر رنج را یادداشت کنید.

Volt/Div = CH1

Volt/Div = CH2

=Time/Div

Source Trig = CH1 or CH2 or line

 

آزمایش شماره (8

مدار شکل زیر را ببندید و مراحل آزمایش (6) را تکرار نمایید.

منحنی های لیساژور:

اگر دو نیرو در امتداد های عمود بر هم به جسمی وارد شوند و هر کدام از آنها یک حرکت نوسانی به جسم بدهند جسم تحت تاثیر این دو نیرو مسیر بسته ایی را طی می کند که شکل آن مسیر ها را لیساژور گویند.

موقعی که پرتو الکترونی از میان صفحه های خازنی عبور کند تحت اثر میدان الکتریکی دارای حرکت نوسانی خواهد بود و روی صفحه اسیلوسکوپ یک خط مشاهده می شود. اکنون اگر به دو خازن دو ولتاژ نوسانی متصل شود الکترون ها در دو سطح عمودبرهم نوسان خواهند داشت. در حالتی که نسبت بسامد دو ولتاژ متغییر دو عدد درست باشد یکی از اشکال لیساژور روی صفحه اسیلوسکوپ تشکیل می شود.

اندازه گیری اختلاف فاز به روش اشکال لیساژور:

روش اندازه گیری اختلاف فاز توضیح داده شده، یکی از دقیق ترین روش های اندازه گیری اختلاف فاز است. روش دیگری نیز وجود دارد که بیشتر در اسیلوسکوپ های یک کاناله از آن استفاده می شود.

در شکل زیر در این روش از اشکال لیساژور استفاده می شود.یک نمونه از اشکال لیساژور رسم شده است در این روش MODE باید روی X-Y قرار گیرد.

اختلاف فاز از رابطه زیر به دست می آید.

A و B تعداد خانه ها هستند.

 

آزمایش شماره (9) 

اختلاف فاز مدار شکل آزمایش شماره 6 را به صورت اشکال لیساژور بدست آورده و شکل لیساژور را در شکل زیر رسم کنید.

 

آزمایش شماره (10) 

اختلاف فاز مدار شکل آزمایش شماره 8 را به صورت اشکال لیساژور بدست آورده و شکل لیساژور را در شکل زیر رسم کنید.

 

آزمایش شماره (11) 

در صورتی که فرکانس یکی از ولتاژ های متناوب معلوم باشد به کمک شکل های لیساژور می توان بسامد مجهول ولتاژ دیگر را بدست آورد برای این کار لیساژور حاصل را در مستطیلی قرار می دهند و از رابطه فرکانس مجهول را بدست می آورند.

F1 بسامد معلوم، F2 بسامد مجهول، n2 تعداد نقاط تماس در امتداد لبه افقی مستطیل و n1 تعداد نقاط تماس در امتداد لبه قائم مستطیل است مانند شکل زیر که 2/1=2/4=n2/n1 است.

  آزمايش 12

رزنانس (همنوایی)

 خازن C و مقاومت R و سلف L را بصورت سری به یکدیگر متصل کرده و مطابق شکل زیر به نوسان ساز وصل کنید.

نقاط H و G را به ورودی افقی و V و G را به ورودی قائم وصل کنید(توجه داشته باشید که نقطه V و G به زمین ورودی ها وصل شده باشد) در فرکانسی که راکتانسی سلف برابر راکتانس خازن باشد مدار در حال تشدید است.

یعنی و فرکانس تشدیدخواهد شد در این حالت امپدانس مدار به صورت مقاومت خالص در آمده و مساوی با R خواهد بود و جریان (که متناسب با انحراف Y است) با ولتاژ (که متناسب با انحراف X است) همفاز می گردد.

دامنه سیگنال را برای انحراف های X و Y از دیدگاه اسیلوسکوپ یکسان کنید.(در حالت تشدید شکل بیضی به خط مورب تبدیل می شود)

یعنی X و Y همفاز شوند(در این صورت شکل منحنی به چه صورتی در می آید؟) به تغییر شکل منحنی در هنگام کاهش یا افزایش فرکانس توجه کرده و شکل های حاصله را رسم نمایید.



ارسال توسط
  • تشريح علايم روي صفحه مدرج يک مولتي متر عقربه اي و طرز کار گالوانومتر
  • نحوه خواندن مقادير ولتاژ و جريان و اهم و ...

  • طرز استفاده و قرار گرفتن ولت متر، آمپرمتر و اهم متر در مدار
  • چند تذکر مهم

 

تشريح علايم روي صفحه مدرج يک مولتي متر عقربه اي و طرز کار گالوانومتر

شکل زير چند نمونه از مولتي متر عقربه اي را نشان مي دهد.



يادآوري: مولتي متر يا همان آوومتر(A.V.O) به معني يک دستگاه چندکاره مي باشد که قابليت اندازه گيري کميت هاي مختلف را دارا مي باشد.

 

بر روي صفحه مدرج هرکدام از اين مولتي مترها، علايمي وجود دارد که بيانگر مفهومي است. مثلا:

علامت : به معناي توجه و دقت است. مثلا در خلال اندازه گيري ولتاژ زياد، دقت شود رنج ولت متر روي ولتاژ کم نباشد.

علامت :نوع ساختمان گالوانومتر را مشخص مي کند. اين علامت بيان کننده دستگاه از نوع قاب گردان است.

علامت : نشان دهنده توانايي دستگاه در اندازه گيري AC و DC است. اگر شکل ديود زير علامت باشد مفهوم آن است که در داخل دستگاه براي اندازه گيري ولتاژ AC ابتدا ولتاژ را با ديود يکسو و سپس توسط دستگاه گالوانومتر آن را اندازه گيري مي کنند. همچنين اعداد همچون 2.5 يا 1.5 و يا ... تلورانس دستگاه را نشان مي دهند، يعني خطاي دستگاه در انحراف کامل 2.5 و يا 1.5 و يا ... درصد است.

علامت : نحوه قرار گرفتن دستگاه را مشخص مي کند و مفهوم آن اين است که هنگام اندازه گيري کميت، بايد دستگاه کاملا در حالت افقي قرار گيرد.

علامت : بيانگر ولتاژ آزمايش دستگاه تا 3000 ولت است.

6ـ علامت : نشان دهنده وجود مدارهای الکترونیکی در دستگاه است. که معمولا جریان و ولتاژ AC اعمالي به آوومتر ابتدا توسط این مدارها یکسو شده آنگاه اندازه گيری می شوند.

علامت : اين علامت در بسیاری از آوومترها وضعیت باتری داخل آوومتر را از نظر مقدار ولتاژ نشان می دهد. برای این منظور، يک رنج ولتاژ مخصوص تست باتری مولتی متر بر روی صفحه مدرج وجود دارد و این محدوده را دو رنج قرمز یا سبز جدا و متمایز می کنند که در صورت قرار گرفتن عقربه در این محدوده بیانگر سالم بودن باتری می باشد. و اگر کلید سلکتور در حالت قرار گيرد، عقربه دستگاه وضعیت باتری را نشان می دهد.

عدد حساسیت : از ديگر علایم روی صفحه مدرج، عدد حساسيت با علامت مي باشد که هر قدر این عدد بزرگتر باشد، دستگاه حساس تر است. در آوومترهای غیر الکترونیکی، عکس عدد ، ميزان جرياني را که آوومتر لازم دارد تا عقریه آن 100% منحرف شود، نشان مي دهد. مثلا اگر حساسیت یک آوومتر غیر الکترونیکی 10K باشد اين دستگاه براي انحراف کامل عقربه نياز به جرياني برابر mA ا100 = 1- ( 10K) دارد.




گالوانومتر: قبل از آنکه ساختمان داخلی گالوانومتر را تشریح کنیم، یادآوری بعضی از مطالب خالی از بهره نیست.

یادآوری: هنگامی که یک سیم حامل جریان را درون یک میدان مغناطیسی آهنربایی قرار می دادیم به سیم نیرویی وارد می شد که جهت آن نیرو و مقدار آن از قاعده دست راست بدست می آمد.

FB نيروي وارد شده به سیم بود و ضرب برداری بیان می کرد که سیم حامل جریان به طرف داخل صفحه حرکت می کند.

حال اگر به جای یک سیم، از یک حلقه سیم استفاده کنیم (شکل زیر را ببینید) می بینید که این حلقه حول محور تقارن آن شروع به حرکت دورانی می کند و اصطلاحا به آن گشتاور نیرو وارد می شود.

این گشتاور نیرو با زیادشدن تعداد این حلقه ها قوی تر می شود. چنانچه به این حلقه های سیم که عموما حول یک هسته فلزی قرار می گیرند، عقربه ای متصل کنیم می توانیم با تغییرات جریان عبوری از این سیم پیچ، مقدار گشتاور نیروی اعمال شده به آن را تنظیم و درجه بندی کنیم. همچنین برای بازگرداندن این عقربه برای مواقعی که از آن استفاده نمی کنیم، می توان از نیروی بازگرداننده یک فنر استفاده نمود و در نهایت به این مجموعه گالوانومتر اطلاق می شود. و برحسب اینکه این سیم پیچ (پیچه) چه مقدار جریان و ولتاژ را تحمل می کند قبل از آنکه به آن آسیب برسد، می توان از آن به عنوان آمپرمتر و ولتمتر برای مقادیر جریان و ولتاژهای کم استفاده نمود.

نماد گالوانومتر را معمولا با علامت نشان داده و حداکثر جریان و ولتاژ را با IG و VG نشان می دهند.



طرز استفاده و قرار گرفتن ولت متر، آمپرمتر و اهم متر در مدار

الف) ولت متر: ولت متر وسيله اي است که جهت اندازه گيری اختلاف پتانسیل دو نقطه از مدار استفاده می شود. و برای سنجش دو نوع ولتاژ یعنی AC (متناوب) و DC (مستقيم) به کار مي رود و قبل از نصب ولت متر باید حالت دستگاه مولتي متر را با توجه به نوع ولتاژ به کار گرفته شده (که غالبا از روی منبع تغذیه مورد استفاده در مدار مشخص می شود) تعیین کرد سپس از آن استفاده نمود.

طريقه نصب ولت متر در مدار به صورت موازی بوده و باید دقت داشت که شروع اندازه گیری باید از رنج های بزرگتر (حالت هایی با اندازه گیری بیشتر ولتاژ) آغاز گردد. تا باعث صدمه در ولت متر نگردد. شکل زیر نمونه ای از نصب ولت متر در مدار را نشان می دهد.

 

چند نکته:

1) هنگام استفاده ولت متر DC عقربه ای باید توجه داشت که در صورت جابجا زدن سرهای مثبت و منفی در ولت متر جهت حرکت عقربه ها عکس خواهد شد و در این هنگام کافی است جای سیم های مثبت و منفی را در ولت متر عوض کرد.

2) برای استفاده از مولتی متر دیجیتالی جهت اندازه گیری ولتاژ، ضمن رعایت نکات بالا (1ـ انتخاب وضعیت DC و AC و 2ـ موازی وصل نمودن ولت متر) کافي است دوسری های متصل به ولت متر را در مکان های COM و V نصب نمایید. که در صورت جابجا زدن این دو سیم عدد ولت متر فقط منفی نشان داده می شود ولی به لحاظ قدرمطلق تفاوتی نمی کند و جای نگرانی نیست.

ب) آمپرمتر: برای اندازه گیری شدت جریان عبوری از یک شاخه از مدار به کار می رود. و به صورت سری در مدار قرار می گیرد.

  • آمپرمتر نيز مانند ولت متر باید قبل از نصب در مدار، در حالت AC و DC قرار داده شده (برحسب نیاز) سپس رنج آن را در بالاترین حالت قرار داده (در صورت عدم اطلاع از مقدار جريان) و آن را مطابق شکل زیر به صورت سري در مدار مورد نظر قرار دهيد. و در صورتي که عقربه آمپرمتر انحراف کمی داشت آنرا پله پله حساس کرده تا بیشترین انحراف را به خود بگیرد. آمپرمتر عقربه ای نیز مثل ولت متر عقربه ای در صورت جابجا نصب کردن سیم های دو سر آمپرمتر در جهت عکس منحرف می شود که در صورت مشاهده این عمل جای سیم های ورودی آمپرمتر باید تعویض شود.

 

  • جهت اندازه گیری جریان های DC و AC هنگام استفاده از آمپرمتر دیجیتالی ضمن رعایت نصب صحیح دستگاه و انتخاب حالت آمپرمتر، کافی است سیم های رابط آمپرمتر در محل های COM و A یا COM و mA نصب شوند. اینجا نیز در صورت جابجا نصب نمودن سیم ها فقط عدد مورد نظر منفی نشان داده می شود.

یادآوری:همانطور که در شکل می بینید، نصب آمپرمتر با قطع مدار همراه است ولی برای نصب ولت متر نیازی به قطع مدار نیست.



ارسال توسط
 
تاريخ : سه شنبه دوم بهمن 1386

1ـ مقاومت:

1ـ1ـ مقاومت اهمي: به مقاومتي گفته مي شود که نسبت ولتاژ اعمال شده، به جريان گرفته شده از آن يک مقدار ثابت باقي بماند يعني:

R=V/I=ثابت

به بياني نمودار تغييرات ولتاژ به جريان اين مقاومت خطي باشد. آنگاه به اين گونه مقاومت ها، مقاومت هاي اهمي مي گويند.

شکل الف: منحني تغييرات (V-I) قطعات اهمي است.

شکل ب: منعني تغييرات (V-I) يک ديود نيمه رسانا است که نمونه يک قطعه غير اهمي مي باشد.

شکل الف

شکل ب

   

                                                                  

1ـ2ـ موارد استفاده از مقاومت اهمي در مدارهاي الکتريکي و الکترونيکي

الف: محدود کردن جريان (کنترل جريان) و تقسيم ولتاژ در نقاط مختلف مدار.

ب: ايجاد حرارت

ج: تطبيق و همسنگ نمودن مقاومت ورودي و خروجي در مدارهاي الکترونيکي

د: تطابق ولتاژ بين دو طبقه در تقويت کننده ها

و: تعين پهناي باند و فرکانس قطع در تقويت کننده ها، فيلترها و موارد مشابه

1ـ3ـ انواع مقاومت هاي اهمي

1ـ3ـ1ـ مقاومت هاي ثابت

1ـ3ـ2ـ مقاومت هاي متغير

1ـ3ـ3ـ مقاومت هاي تابع عوامل فيزيکي (دما، نور و ...)

 

1ـ3ـ1 مقاومت هاي ثابت

مقاومت هايي هستند که مقدار آن ها ثابت بوده و تابع عواملي چون گرما، فرکانس، ميدان مغناطيسي، نور، رطوبت و ... نباشند و آن ها را با نماد   يا   مشخص مي کنند.

مشخصه هاي يک مقاومت ثابت عبارتند از:

الف: مقدار اهم مقاومت: از مهمترين مشخصه مقاومت بوده که يا عدد اهم، بر روي آن نوشته شده و يا به صورت نوارهاي رنگي مقدار گذاري شده اند. (که طريقه خواندن اين مقاومت هاي رنگي را در 1ـ4 خواهيم گفت)

ب: خطا يا تلورانس : از آنجا که وسيله اي با دقت صفر و بدون خطا وجود ندارد، در حين فرايند توليد مقاومت، به طور ناخواسته به مقاومت مورد نظر مقداري اضافه يا کم خواهد شد که البته اين مقدار با نظارت بيشتر و با استفاده از دستگاه هاي دقيقتر کمتر مي شود. لذا شرکت سازنده، موظف است اين بازده تغييرات را به مصرف کننده هاي مقاومت معرفي کند که به تلورانس مقاومت معروف است. مثلا مقاومت هاي 100 اهمي با تلورانس 10% ممکن است بين 90 و 110 اهم باشند.

ج: تحمل حرارتي: به بيشترين دمايي که مقاومت هاي غير سيمي در حين کار مي توانند تحمل کند قبل از آنکه تغيير ماهيت بدهند، تحمل حرارتي گويند و در حدود 100 تا 150 درجه سانتيگراد است.

د: بيشترين توان مصرفي: به بيشترين تواني که مقاومت مي تواند در مقابل عبور جريان و تحمل ولتاژ از خود نشان دهد، قبل از آنکه بسوزد، ماکزيمم توان مقاومت گويند و از رابطه P=IV يا P=RI2 محاسبه مي شود. هر مقاوتي يک مقدار مشخصي از توان مصرفي را تحمل مي کند. رايج ترين توان هاي يک مقاومت ساخته شده به صورت 16/1 و 8/1 و 4/1 و 2/1 و 1 و 2 و 3 و  5 وات هستند که معمولا از روي ابعاد فيزيکي آن قابل تشخيص مي باشند.

هـ: بيشينه افت ولتاژ DC: در مقاومت هاي با اهم بالا، بيشترين افت ولتاژ DC مجاز از مهمترين عوامل مربوط به مقاومت محسوب مي شود. بطور مثال اگر بخواهيم افت ولتاژ DC مجاز يک مقاومت 1 مگا اهمي و 1 وات را بدست آوريم از رابطه ي  P=V2/R  معلوم مي شود که اين توان با ولتاژ 1000 ولت محقق مي شود که در عمل چنين ولتاژي را نمي توان به مقاومت اعمال کرد. چون ممکن است با ميدان الکتريکي ايجاد شده دو سر مقاومت جرقه بزند که براي رفع اين مشکل بايد اندازه چنين مقاومتي را بزرگ درست کنند تا تحمل چنين اختلاف پتانسيلي را داشته باشد.

 

و: ضريب حرارتي محيطي: به تأثير گرماي محيط بر مقدار اهم مقاومت ضريب حرارتي محيطي مي گويند. هر قدر اين ضريب کمتر باشد بيانگر آن است که دماي محيط کمتر روي مقاومت تأثير مي گذارد. ضريب حرارتي مي تواند مثبت يا منفي باشد. به طور مثال اين تغيير اهم مي تواند در هنگام لحيم کاري صورت بگيرد که از اهميت بالايي برخوردار است.

ز: بيشينه بسامد کار: به بيشترين فرکانسي که مقاومت مي تواند در هنگام کار با منبع تغذيه متناوب تحمل کند، قبل از آنکه ساختار مقاومتي آن فرو بريزد و خواص غير از مقاومت به خود بگيرد، بيشينه بسامد کار مقاومت گويند.

مقدار مقاومت:

مهمترين مشخصه يک مقاومت، تعيين مقدار اهم آن است که يا عدد اهم مقاومت را روي مقاومت نوشته اند، مانند مقاومت سيمي و آجري که دو نمونه از آن ها در شکل زير آورده شده است.

و يا به صورت نوارهاي رنگي مشخص شده اند که مي توان از طريق زير آن را مشخص نمود.

  • در صورتي که مقاومت، چهار نوار رنگي داشته باشد

چنانچه به هر رنگ يک عدد نسبت دهيم، مقاومت رنگي از رابطه زير محاسبه مي شود.

رابطه مقاومت هاي چهار رنگ R = AB x 10C ± D%

که در اين رابطه D تلورانس است.

رنگ

اعداد صحيح

ضريب نوار سوم تلورانس نوار چهارم
نوار اول نوار دوم
سياه

-

0 0 -
قهوه اي 1 1 1 1%
قرمز 2 2 2 2%
نارنجي 3 3 3 -
زرد 4 4 4 -
سبز 5 5 5 -
آبي 6 6 6 -
بنفش 7 7 - -
خاکستري 8 8 - -
سفيد 9 9 - -
طلايي - - x 0.1 5%
نقره اي - - x 0.01 10%
بي رنگ - - - 20%

جدول(1):استاندارد کد نوارهاي رنگي مقاومت

 

نکته:مقاومت هاي 5 رنگ با اندک تفاوتي از رابطه زير پيروي مي کنند:

R=ABC*10D

يعني فقط به جاي دو رنگ اول، سه رنگ اول کنار يکديگر مي نشينند و رنگ چهارم توان و رنگ آخر همان تلورانس محسوب مي شود.

مقاومت هاي با تلورانس 20% را سري E-6 و مقاومت هاي با تلورانس 10% را سري E-12 و مقاومت هاي با تلورانس 5% را سري E-24 و مقاومت هاي با تلورانس 2% را سري E-48 و تلورانس 1% را با سري E-96 و 5/0% را با E-192 معرفي مي کنند.

سري E24 1.0 1.1 1.2 1.3 1.5 1.6 1.8 2.0 2.2 2.4 2.7 3.0 3.3 3.6 3.9 4.3 4.7 5.1 5.6 6.2 6.8 7.5 8.2 9.1
سري E12 0.1 1.2 1.5 1.8 2.2 2.7 3.3 3.9 4.7 5.6 6.8 8.2
سري E6 1.0 1.5 2.2 3.3 4.7 6.8

با داشتن جدول بالا مي توان مقاومت هاي استاندارد را به دست آورد. براي مثال عدد 4.7 در هر سه سري مي توان پي برد که مقاومت هاي

 0.47Ω , 4.7Ω , 470Ω, 4.7Ω, 47Ω, 470Ω, 4.7Ω

 در هر سه سري موجود هستند.

استانداردهاي ديگري نيز براي بيان مقدار مقاومت به کار مي رود.اين روش بيشتر براي مقاومت هاي بالاي يک وات به کار مي رود. در اين روش R بيانگر اهم و K بيانگر کيلو و M بيانگر مگا اهم است. و براي تلورانس  20% حرف M و تلورانس 10% حرف K و تلورانس 5% حرف J معرفي شده است.

مثال:

10RJ=10Ω±%5
3K3K=3.3K
Ω±%10
6M8J=6.8M
Ω±%5
22KK=22K
Ω±%10
470RM=470
Ω±%20

 

توان قابل تحمل با توجه به ابعاد مقاومت:

شکل زير چند نمونه مقاومت کربني با نوار هاي رنگي با توان هاي مختلف و ابعاد آنها آورده شده است.

 

طول    Lmm

قطر     Dmm

قدرت(وات)

2

8

17

1

5.5

14

0.5

3.5

9.5

0.25

2.25

6.25

0.125

1.5

4

   جدول سايز بندي و وات مقاومت ها

1-3-2 مقاومت هاي متغير

        الف:مقاومت هاي متغيري که تابع عوامل محيطي و فيزيکي نيستند.

        ب:مقاومت هاي متغيري که تابع عواملي چون حرارت، نور، ... هستند.

الف:اين نوع مقاومت ها را مي توان با تغيير مکان يا تغيير زاويه ي محور متحرک آن تنظيم کرد.شکل زير چند نمونه از مقاومت هاي متغير را نشان مي دهد.

شکل زير علامت اختصاري مقاومت متغير را نشان مي دهد.

همانطور که مشخص شده است، مقاومت متغير مي تواند داراي سه ترمينال باشد که دو تاي آنها نسبت به هم ثابت است و تابع گردش محور نيست.مقدار اين مقاومت بر روي بدنه مقاومت متغير، نوشته مي شود.

ترمينال متغير، به اتصال لغزنده متصل است و اين اتصال لغزنده مي تواند به وسيله ي گردش محور روي لايه ي کربن حرکت کند و مقدار مقاومت اين ترمينال را نسبت به ترمينال هاي ثابت تغير دهد. اين نوع مقاومت هاي متغير کربني که در بازار به پتانسيومتر يا ولوم معروف هستند، بر دو گونه يافت مي شوند.

  1. اگر تغيير مقاومت بين ترمينال هاي 1و2 يا 2و3 نسبت به حرکت محور متحرک خطي باشد، مقاومت متغير خطي گويند.

  1. اگر تغييرات نسبت به يکديگر غيرخطي باشند (مثلا لگاريتمي)، مقاومت متغير را لگاريتمي گويند.

رئوستا

گونه ي ديگري از مقاومت هاي متغير که از خانواده ي پتانسيومترهاي خطي هستند و همچنين داراي سه ترمينال مي باشند رئوستاها هستند.جنس رئوستاها برخلاف پتانسيومترها از سيم بوده و بدين خاطر از توان بالاتري نسبت به مقاومت هاي متغير کربني برخوردارند.

 

شکل زير دو نمونه کاربرد و طريقه اتصال رئوستا را نشان مي دهد.

 

جعبه ي مقاومت:

ميتوان اين جعبه را جزء دسته مقاومت هاي متغير قرار داد و به گونه ايي است که تعدادي مقاومت با مقادير معلوم را درون يک جعبه بصورت سري قرار دادهاند و عملا با انتخاب هر تعداد از آنها، مي توان مقادير مشخص و دلخواهي را در ترمينال خروجي آن ايجادنمود.شکل زير نماي خارجي و دروني يکي از جعبه ها را نشان مي دهد.

 

  

     

  ب:مقاومت هاي متغير تابع عوامل فيزيکي(محيطي):

  1.  مقاومت هاي تابع حرارت (ترميتور) : تأثير حرارت بر مقدار مقاومت به دو گونه مي تواند باشد. اگر در اثر افزايش دما، مقاومتشان کاهش يابد به آنها ترميتورهاي با ضريب حرارت منفي يا N.T.C  مي گويند. که غالبا به شکل هاي ديسکي و استوانه اي يافت مي شود.

دسته ديگري از ترميتر ها با افزايش دما، مقاومتشان افزايش مي يابد و به آنها ترميترهاي با ضريب حرارتي مثبت يا P.T.C مي گويند.

 شکل زير علامت اختصاري و چند نمونه از ترميترهاي NTC و PTC  را نشان ميدهد.

      

  1. مقاومت تابع نور:مقاومت تابع نور (L.D.R) فوتوريتور به مقاومتي گفته مي شود که با تغييرات نور تابيده شده به سطح آن، مقدار مقامتش تغيير کند.در واقع مقاومت به شدت نور تابيده شده به آن وابسته است.

    نماي ظاهري مقاومت تابع نور و علامت اختصاري LDR

2-خازن

خازن الماني است که انرژي الکنريکي را در خود ذخيره مي کند و ساختمان آن از دو قسمت تشکيل شده است.

الف)صفحات هادي: که به آن جوشن نيز مي گويند. معمولا از ورقه هاي نازک از جنس آلومينيوم، روي يا نقره ساخته مي شوند.

ب)عايق بين صفحات هادي: که به آن دي الکتريک نيز گفته مي شود.معمولا خازن ها از نظر نوع دي الکتريک به کار رفته در ساختمان آنها نام گذاري و تقسيم بندي مي شوند.

شکل زير انواع قرار گرفتن صفحات هادي مقابل يکديگر و شکل خازن را نشان مي دهد.

 

مشخصات خازن:

  • ظرفيت خازن
  • ولتاژ کار ماکزيمم
  • ضريب حرارتي خازن
  • حداکثر فرکانس کار
  • ضريب تلفات خازن

ظرفيت خازن:نسبت بار الکتريکي ذخيره شده در خازن به ولتاژ آن را ظرفيت خازن مي نامند و رابطه   بيانگر آن است که مقدار ظرفيت خازن فقط به مشخصات فيزيکي از قبيل اندازه و فاصله صفحات و جنس دي الکتريک وابسته بوده و بر حسب فاراد(F) بيان مي شود.

ولتاژ کار ماکزيمم: اين ولتاژ که معمولا روي بدنه خازن به همراه ظرفيت خازن نوشته مي شود، ولتاژي است که به دو سر خازن اعمال مي شود بدون اينکه دي الکتريک ميان صفحات يونيزه شود و بطوري که خازن بتواند در شرايط عادي کار کند که مقدار آن به فاصله صفحات و جنس دي الکتريک وابسته است.

از طرفي به مقدار ولتاژ ماکزيمم که به ضخامت دي ا لکتريک و جنس آن بستگي دارد استحکام دي الکتريک نيز گفته مي شود.

معمولا استحکام دي الکتريک را بر حسب ولت بر ميکرومتر بيان مي کنند. جدول زير ضريب ثابت دي الکتريک و استحکام چند عايق دي الکتريک مشخص شده است.

نوع عايق

K(ضريب دي الکتريک)

استحکام دي الکتريک(V/um)

هوا 1 3
پارافين

2.2-2

30-15
کاغذ خشک 3.5-2.3 9-6
فيبر 5-3.5 11-4
شيشه 10-5.5 10-4
ميکا 8-5.5 80

 ضريب حرارتي:وابستگي ظرفيت خازن به حرارت را ضريب حرارتي خازن مي گويند.

حداکثر فرکانس کار:از آنجا که خازن در مدارهاي متناوب از خود مقاومت ظاهري نشان مي دهد(که آن را با xc  معرفي مي کنند) اين مقاومت ظاهري با فرکانس را بطه عکس دارد. 

 

 در نتيجه تا جايي که با افزايش فرکانس اين امپدانس روند کاهشي داشته باشد خازن درست کار مي کند ولي از يک فرکانس مشخص به بالا تغيير خاصيت مي دهد،به اين حد فرکانسي، حداکثر فرکانس کار خازن مي گويند.

ضريب تلفات خازن:ضريب تلفات خازن به صورت رابطه زير تعريف مي شود 

   

R مقاومت اهمی صفحات خازن، C ظرفیت آن و f فرکانس منبع است.            



انواع خازن ها

  • خازن ثابت
  1. بدون قطب
  2. داراي قطبي اكتروليت 

خازن هاي بدون قطبيت:اين خازن ها در انواع مختلف

  1. خازن هاي کاغذي
  2. خازن هاي سراميکي
  3. خازن هاي عدسي
  4. خازن تانتاليومي
  5. خازن ميکا
  6. خازن روغني

وغيره مي باشد.

خازن هاي کاغذي: دي الکتريک اين نوع خازن ها از يک صفحه نازک کاغذ متخلخل تشکيل شده است که يک دي الکتريک مناسب درون آ ن تزريق مي شود. جوشن هاي اين نوع خازن نيز معمولا از جنس آلومينيوم است.اين خازن ها داراي ابعاد فيزيکي بزرگي بوده و غالبا داراي ولتاژ کار بالايي مي باشند.

خازن هاي سراميکي:اين نوع خازن ها معمولا داراي روکش سراميکي مي باشند و در ولتاژهاي بالا کار مي کنند و همچنين در مدار هاي با فرکانس زياد از اين نوع خازن ها استفاده مي نمايند.ظرفيت اين خازن ها معمولا بين 100PF تا 0.1uF مي باشند.

شکل زير نمونه هايي از خازن هاي بدون قطبيت را نشان مي دهد.

  

 

خازن هاي داراي قطبيت(الکتروليتي): در ميان خازن ها بيشترين ظرفيت را خازن هاي الکتروليتي دارند.ظرفيت زياد اين خازن ها، ناشي از به کار بردن يک لايه دي الکتريک نازک به ضخامت تقريبي يک نانومتر است.چنين لايه اي عملا به وسيله اکسيداسيون آندي يک فلز مناسب تهيه شده و ميان صفحات خازن قرار مي گيرد و به خاطر همين ضخامت کم لايه دي الکتريک و نزديک شدن صفحات خازن به يکديگر، داراي ولتاژ کار کمي مي باشد.

خازن هاي الکتروليتي اکثرا قطبي بوده و داراي کاتد و آند هستند بنابراين هنگام استفاده از آن، پايه هاي خازن اشتباه وصل نشود. در غير اين صورت واکنش هاي الکتروشيميايي درون خازن اتفاق مي افتد که باعث معيوب شدن مي گردد.

شکل زير نمونه هايي از خازن دي الکتريک را نشان مي دهد.

خازن هاي الکتروليتي با توجه به مواد دي الکتريک در انواع مختلف ساخته مي شوند که هر کدام با توجه به مواد به کار برده شده در آنها داراي مشخصات خاصي هستند.

خازن هاي متغير: با تغير سه عامل مي توان ظرفيت خازن را تغير داد.

  1. فاصله صفحات
  2. سطح مقطع صفحات
  3. نوع دي الکتريک

رايج ترين روش ساخت خازن هاي متغير، تغير سطح مقطع صفحات است.شکل زير يک نمونه خازن متغير را نشان مي دهد که شامل يک دسته صفحه ثابت و متحرک مي باشدکه تمام صفحات متغير به محور چرخان متصل مي باشد و با چرخاندن محور مي توان صفحات متحرک را درون صفحات ثابت قرار داد و بدين ترتيب سطح موثر صفحات خازن و ظرفيت آن را افزايش داد. ماکزيمم چرخش محور در خازن هاي متغير 180 درجه است.

روش ديگري که جهت ساخت خازن متغير از آن استفاده مي شود و بيشتر در سنسورهاي خيلي حساس کاربرد دارد روش تغير دي الکتريک است.به عنوان مثال در سنسور هاي حساس به گاز شيميايي و يا دود حاصل از آتش سوزي که باعث تغير ظرفيت خازن شده و فرمان به صدا در آمدن آژير خطر و يا فرمان عملياتي را به سيستم ها مي دهند.



نحوه خواندن مقدار ظرفيت خازن:

امروزه سازندگان مختلف، روي خازن هاي ساخته شده ظرفيت آنرا مي نويسند و فقط روي بعضي از خازن ها مثل خازن عدسي، به جاي نوشتن مستقيم ظرفيت يک عدد سه رقمي را ذکر مي کنند. که اگر دو رقم اول را در کنار هم بنويسيم و به مقدار عدد سوم (عدد سمت راست) در جلوي آن ، صفر قرار دهيم، عدد بدست آمده ظرفيت خازن بر حسب پيکو فاراد(PF) مي باشد . به عنوان مثال اگر بر روي خازني عدد 473 نوشته شده باشد ظرفيت آن برابر است با C=47000PF يعني ظرفيت اين خازن 0.047uF است.

و چنانچه بر روي بعضي از خازن ها نوار هاي رنگي کشيده شده باشد مي توانيم از روش خواندن مقاومت هاي رنگي استفاده نماييم ولي عدد حاصل بر حسب پيکو فاراد خوانده مي شود.(که اين روش جهت کدگذاري خازن ها ديگر رايج نيست) 



تست خازن

براي آزمايش خازن جهت سالم يا معيوب بودن آن ابتدا بايد اتصالات آن را باز نموده تا دو سر خازن آزاد شود.سپس آن را دشارژ(تخليه) نموده و به يکي از روش هاي زير عمل شود. که روش دوم و سوم براي خازن هاي صنعتي مورد استفاده قرار مي گيرد.

روش اول:آوومتر را روي قسمت اهم متر رنج(X1) يا (R*1) قرار گيرد و سيم هاي رابط آن به دو سر خازن متصل گردد. حالت هايي که اتفاق مي افتد عبارتند از:

الف)عقربه اهم متر ابتدا سريع تا آخر صفحه مدرج(سمت راست صفحه) انحراف يافته سپس آهسته به سمت چپ صفحه مدرج برمي گردد.در اين حالت خازن شارژ و دشارژ شده، نتيجتا سالم است.

ب)اگر عقربه پس از انحراف سريع به سمت چپ صفحه مدرج برنگردد و در همان سمت راست صفحه مدرج بايستد خازن از داخل اتصال کوتاه شده لذا بايد تعويض گردد.

ج)اگر عقربه هيچگونه حرکتي نداشته باشد خازن از داخل قطع بوده لذا بايد تعويض گردد.

روش دوم:دو سر خازن را چند بار به مدت خيلي کم به ولتاژ 220 شهر وصل نموده سپس آن را از برق جدا نموده دو سر آن را  توسط يک پيچ گوشتي اتصال کوتاه نماييد لذا حالت هاي زير اتفاق مي افتد:

الف)جرقه ناشي از اتصال، کم و رنگ آن سرخ است نتيجتا خازن خراب است.

ب)جرقه ناشي از اتصال، شديد و رنگ آبي دارد که دليل سالم بودن خازن است.

روش سوم: دو سر خازن را چند بار و هر بار به مدت زمان خيلي کوتاه به ولتاژ برق شهر وصل نموده و سپس آن را از برق جدا و به دو سر آوومتر وصل کنيد. البته بايد آوومتر روي رنج ولتاژ مستقيم 1000 ولت باشد.اگر بار قابل ملاحظه ايي روي جوشن هاي خازن ذخيره شده باشد ولتاژ اندازه گيري شده بالا و خازن سالم است.

از آنجاييکه ولتاژ موثر برق شهر 220 ولت است حداکثر ولتاژي که روي خازن اعمال مي شود برابر است با : اگر خازن خراب باشد، بار ذخيره شده روي جوشن هاي خازن خيلي کم و در نتيجه ولتاژ پايين است.




سيم پيچ(سلف)

سلف که از جنس سيم با تعداد حلقه هاي مشخص تشکيل شده است الماني است که قادر است در خود انرژي الکتريکي ذخيره کند که اين عمل توسط ميدان الکترومغناطيسي صورت مي گيرد و بيشترين کاربرد آن در ترانسفورماتور ها مي باشد.

شکل زير دو نمونه سيم پيچ با هسته هاي استوانه اي و مکعبي را نشان مي دهد.

ترانسفورماتور ها که از خانواده ي سلف ها مي باشند از دو قسمت اصلي تشکيل شده اند:

الف) سيم پيچ: که از پيچاندن طول معيني از يک هادي با روکش عايق به دور يک پايه ي عايق شکل مي گيرد.

ب) هسته:که درون سيم پيچ قرار مي گيرد تا مسير مناسبي براي ميدان مغناطيسي فراهم آورد.

انتخاب جنس هسته بسته به ميزان تلفات و فرکانس منبع اوليه ممکن است تغيير کند ولي معمولا جنس هسته ها را از آهن نرم و در مواردي از فريت ها (زغال) و گاهي از هوا انتخاب مي کنند.

در فرکانس هاي زياد (مثلا بيشتر از 50 مگا هرتز) به علت استفاده از سلف هاي با خود القايي کم  جنس هسته از هوا است ولي در سلف هاي با خودالقايي زياد در صورتي که هسته از هوا باشد ابعاد سلف بزرگ مي شود بنابراين به کار بردن يک هسته مناسب الزامي است.

در صفت الکترونيک معمولا" هسته ها را از جنس فريت ها مي سازند.  شکل زير تعدادي از فريت هاي اماده براي سلف ها و ترانسفورماتورها را نشان مي دهد .

مشخصه هاي سلف:

الف) ضريب خود القاي سيم پيچ L

ب) ضريب کيفيت يک سلف Q

ج) ماکزيمم فرکانس کار

الف) ضريب خودالقايي سلف (L): مهمترين مشخصه سلف، خود القايي آن است، و اينگونه تعريف مي شود.

(زاویه بین راستای میدان)*(سطح مقطع حلقه های سلف)*(میدان مغناطیسی)=f

جریان عبوری از سلف/شار مغناطیسی ایجاد شده اطراف سیم پیچ=  L=f/I  ضریب خودالقایی

واحد L هانري است و واحدهاي کوچک آن ميلي هانري و ميکروهانري هستند.

* عوامل موثر بر ضريب خودالقايي سيم پيچ

  • تعداد دور سيم پيچ در واحد طول
  • قطر سيم به کار رفته
  • قطر حلقه هاي سيم پيچ
  • طول سيم پيچ

ب) ضريب کيفيت يک سلف (Q): يک سلف با طول معين از يک سيم هادي ساخته مي شود، بنابراين داراي مقاومت اهمي نيز هست بنابراين يک سلف واقعي از يک سلف ايده آل و يک مقاومت سري شده با آن مطابق شکل زير تشکيل شده است.

طبق تعريف ضريب کيفيت يک سلف، نسبت به راکتانس سلف به مقاومت آن در يک فرکانس معين است يعني:

در نتيجه هر قدر مقدار R را کاهش دهيم، ضريب کيفيت سلف زيادتر مي شود که مي توان اين کار را علاوه بر کوچک کردن سيم پيچ و درنتيجه کوچک شدن R با بالا بردن فرکانس در مدار نيز انجام داد.

(افزايش ضريب کيفيت <==> افزايش فرکانس)

ج) ماکزيمم فرکانس کار: گفتيم با افزايش فرکانس مي توان Q را افزايش داد ولي توجه داشته باشيد که اين کار مقاومت ظاهري سيم پيچ نيز افزايش مي يابد

XL=2pfL

در عمل، افزايش مقاومت ظاهري سيم پيج يا همان امپدانس سلف، تا فرکانس مشخصي ادامه مي يابد و يک حد فرکانس به بالا، سلف خواص ديگري از خود نشان مي دهد مثلا ممکن است خاصيت خازني در آن ظاهر شود که امپدانس آن کاهش يابد. شکل زير منحني امپدانس سلف برحسب فرکانس اعمال شده به آن را در حالت واقعي و ايده آل نشان مي دهد.



ارسال توسط

پیج رنک

آرایش

طراحی سایت